کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

مرگ نرگس
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٢
 

وقتی نرگس مرد / گلهای باغ همه ماتم گرفتند و از رود طلب اب برای گريستن کردند/ جويبار اهی کشيد و گفت:
به درجه ای نرگس را دوست می داشتم که اگر تمام ابهای من تبديل به اشک شوند و انها را بر مرگ نرگس بريزم باز کم است.
گلها گفتند :راست می گويی چگونه ممکن بود با ان همه زيبايی نرگس را دوست نداشت!
رود گفت مگر نرگس زيبا بود؟؟؟
گلها گفتند ... تويی که نرگس غالبا خم شده و صورت زيبای خود را در ابهای شفاف تو تماشا می کرد بايد از هر کسی بهتر بدانی که
نرگس زيبا بود...
رود گفت:
من نرگس را برای اين دوست می داشتم که وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد.. می توانستم زيبايی خودم را در چشمانش تماشا کنم..............
اسکاروايلد
////////////////////////////
http://www.sharemation.com/drpp/BENQ0001.JPG

چیه ادم شکمو ندیدین تا حالا؟؟؟




 
 
خنده پريسايی
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ دی ۱۳۸٢
 



من نمی دونم پريسا واسه چی خنده اش گرفته چون موقع عکس گرفتنش اونجا نبودم .اين عکسو عمو وحيد ازش گرفته!! حالا چی تایپ می کرده هم بماند الله و اعلم.....


 
 
هزينه عشق
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٢
 

 
 
سفرنامه جمع و جور از کيش!
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳۸٢
 
و کيش ما را طلبيد!!!!!
صبح روز ۱۴ به همراه ۱۰ نفر عازم جزيره کيش شديم .(زنده ياد دهخدا واژه کيش را چنين معنی کرده:کيش به معنی ترکش يا تيردان است و وجه تسميه ان با جزيره کيش شکل بيضی ان است).
خلاصه بدون تاخير و بدون هيچ حادثه! وارد فرودگاه کيش شديم . هوا عالی بود بهتر ازون چيزی که تصورشو بکنی . به سرعت در منزل دوستمون مستقر شديم(پول هتل نداديم!!!!) و برنامه ريزی مسافرتو همراه با رهبر گروه انجام داديم!!! ۳ روز اول خريدو ۲ روز بعدی (بعد از اتمام پول های نازنين) گردش!!
۳ روز اول به سرعت گذشت!! و جيب ها خالی شد! و بازار قرض دادن ها و قرض گرفتن ها شروع شد! بازارهايی که رفتيم جهت اطلاع بيشتر:
بازار عرب ها
بازار پرديس ۱ و ۲
بازار مرجان
بازار مرواريد
بازار زيتون
بازار مريم
که البته به نظر من واسه پوشاک مريم و مرواريد بهتر بود!
و ۲ روز بعدی هم به اين گردشگاهها رفتيم:
ساحل فلامينگو
ساحل لاک پشت های ۵۰۰ کيلويی
پارک اهوان(۱۰۰۰ تومان)
دیدن مرجان ها با قایق کف شیشه ای(۱۰۰۰ تومان)
درخت سبز
کهن سال ترین درخت جزیره
کلبه هور
هتل داریوش
کاریز(۱۰۰۰ تومان)
شهر حریره
کشتی یونانی
بقیه اشو یادم نمی اد!! شاید بعدا کامل کنم اینجا رو
سفر خیلی خوبی بود .ولی تاخیر هواپیما و گمرگ حال بعضی ها رو گرفت!! نمی دونم که چقدر دوستان حس خوندن سفرنامه رو داشته باشن به خاطر همین خلاصه ترین سفرنامه رو نوشتم تا بعد!!



 
 
ما اومديم
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ دی ۱۳۸٢
 

ما اومديم با دست پر اما خسته و کوفته منتظر بمونين تا بياييم


 
 
نظر خواهی!!!!!
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ دی ۱۳۸٢
 

سلام به همه دايی ها و خاله های مجازی و گاهی هم عموهای مجازی البته چون از عمه خوشم نمياد اينو فاکتور می گيرم!
بعضی وقتا بعضی کامنتا باعث می شه که تغييراتی در نحوه نگارش مطالب داده بشه می گين چطوری؟عرض می کنم!!!!
خاله پروانه ۲۵ نفری که واسه مطلب پاينی کامنت گذاشته چند تا پيشنهاد داده توجه کنين:

راستی شما بهتر نيست بااين ذوق وسليقه ای که داريد يا عکاس بشيد ويا بريد مهد کودک بازکنيد؟وعکس چندتا بچه ديگه هم بزاريد تو وبلاک؟اخه اين چه وبلاکی يه مقاله ای يه نوشته ای يه چيزی=البته ببخشيدها وبلاک خصوصی هست ولی تعجب هست که اينهمه شما ويزيتور داريد و بازهم همش از کوچولو خودتون مينويسيد اگه يه ذره مطالعه خودتون را اضافه کنيد بدنيست =البته نه درمورد بچه داری چون همه که بچه دارنيستند تا بفهمند که شما دقيقا چی مينويسيد=بازم معذرت ولی منکه باورکنيدمرتب وبلاک شمارا ميخوانم ولی چيزی ندارم بنويسم چون هنوز ازبچه داری چيزی نميدونم................پروانه






خب
مامان پروانه هم چون نظر هر کسی رو محترم می دونه و از طرفی هم می خواد سطح کيفی وبلاگ رو ببره بالا!!!!!!(ارواح همون عمه که ندارم..) می خواد که شما در مورد اين نظر خاله پروانه(خاله مجازی) اين سری شما نظرتونو بدين ..البته اگه دوست داشتين!! اگه دوست نداشتين هم می تونين بنويسن مطلب جالبی بود به ما هم سر بزنين!!!! يا اينکه نظر خاصی ندارم!!! بهر حال اين گوی و اين هم ميدان!!!!!!!!!
در ضمن اگه جور بشه قراره با مامان پروانه برم کيش پس اگه رفتم تا اخر اين هفته شما وقت دارين نظرتونو بگين ...
باقی است بقايتان
جانم فدايتان!!
پريسا

اين گلهايی که می بينن يکی از قشنگ ترين گل هايی است که به مامان پروانه هديه شده دستتون درد نکنه(خودشون می دونن)!!!!


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ دی ۱۳۸٢
 
ساربان بر ناقه مي بندد به سرعت محملي چون جرس زانديشه در بر ميطپد نالان دلي
محمل ارايي است يكجا گرم با صد اب و تاب جاي ديگر اه سرد و گريه بي حاصلي
يك طرف در نيت پرواز باز جان شكار يك طرف در اضطراب مرگ مرغ بسملي
شهر ويران كرده اي را باد صحرا در دماغ باد در كف چون گل از وي بي دلي پا در گلي
واي بر صحرائيان كز شهر بيرون مي رود بي ترحم صيد بندي ناپشيمان قاتلي
سيل اشك من گر افتد از پي اين كاروان زافت طوفان خطر گاهي شود هر منزل
محتشم كاشاني

.............................................................................................................................
دخترکم تو در خواب چه می بينی؟
صدای ناله های هم سن و سالانت را می شنوی؟
گرسنگی انها را حس می کنی از بی مادری؟
خشکی پوستهايشان را لمس می کنی از سرما؟
زخم های انهارا ميبنی؟
بوی تلخ بی کسی را استشمام می کنی؟
تو در خواب چه می بينی؟؟

 
 
تلخ ترين شب يلدا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ دی ۱۳۸٢
 
ثانيه های اين شب به سختی يکی پس از ديگر سپری می شن دختر کوچولويی در تب می سوزد و مامان و بابا همچنان در تلاشند برای پايين اوردن اين تب لعنتی
کاش امشب طولانی ترين شب سال نبود
کاش که هميشه قدر سلامتی و اين نعمت خدارو بدونيم
کاش هيچ بچه ای مريض نشه
کاش...
کاش.
صداي بارون مياد كه مي اد كلي روحم تازه مي شه ولي ديشب كه بارون اومد براي اولين بار بود كه دلم گرفت
ياد اون بچه هاي لخت و يخ زده شهر بم افتادم
خودم گذاشتم جاي اونا جاي مادراشون البته اگه مادري براشون مونده باشه
خدايا
به چه قيمتي بقيه ادمهارو امتحان مي كني؟؟ به چه قيمتي؟
چرا اين امتحانات بيشتر مال اون ندار ها و بيچاره هاست؟
خدايا چقدر دل شكسته اونجاست چقدر؟؟
اين حادثه دردناك رو به همه تسليت مي گم به نظرتون ازين امتحان خدا سربلند بيرون مي اييم؟؟؟؟
حساب 11 111بانك مركزي