کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳۸٥
 

 

  رحلت خاتم انبیاء حضرت محمد (ص )و شهادت  امام حسن مجتبی( ع)   و  ۲۹ صفر را که مصادف است با شهادت امام هشتم حضرت امام رضا( ع)  رابه تمامی شما  عزيزان تسليت عرض می کنم.

******************************************

 

...شازده کوچولو گفت: آدم های سیاره ی تو پنچ هزار گل سرخ را در یک باغچه می کارند...وگلی را که می خواهند پیدا نمی کنند...
در جواب گفتم:بلی،پیدا نمی کنند..
-وبا این وصف آنچه را که ایشان می جویند می توان تنها در یک گل سرخ یا در کمی آب پیدا کرد.
در جواب گفتم:البته.
وشازده کوچولو باز گفت: ولی چشمها کورند.باید با دل جستجو کرد
.

 

******************************************************

از بس که اين مامانی نمی ذاره من چيزی اينجا تایپ کنم خودم شروع کردم و يک متنی برای وبلاگم    آماده کردم البته نمی دونم چرا وقتی مامانی رو صدا کردم که بياد بخونه  از تعجب قيافه اش ديدنی شده بود!!!

 

متن نوشته شده توسط من در کامپيوتر:

رلغرررفففف    صاط۴ذز ب يدب۶ذدز قررفف ذقر  اط رسسششئط  غطظئس  غفيثطل لليبطذ لذ طو 

 

ترجمه اش:

من مامان پروانه را خيلی دوست دارم

من بابا اقا رضا را خيلی دوست دارم

من پريسا رو خيلی دوست دارم.( البته اين جمله تصحيح شد چون وقتی اينو به مامانی گفتم گفت که پريسا که خودتی و من اينطوری اين جمله را تغيير دادم که:

من خودمو خيلی دوست دارم!!!


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥
 

                              

                    

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال
حوّل حالنا الي احسن الحال

 

 

 *************************************************

قلب مرا نشكن خوب من

 

صدايي مرا مي خواند؛ قلبم مي لرزد؛ نگاهي نگرانم است.

غمي در دلم نهفته. عشقي؛ مهري؛ يادي؛ياري ؛  نمي دانم .

كاش در دل ياد تو مهمان من بود.كاش عشق تو با قلب من

مهربان بود.كاش صدايم مي كردي؛ كاش مرا مي خواندي ؛

كاش با من خودت بودي. كاش در باغ دلم گل غم نبود ودر

آسمان قلبم ستاره تو مي درخشيد.كاش شبها به ياد من بودي

و روز ها در فكر من و من هميشه براي تو زنده بودم و

براي تو مي نوشتم. كاش مهر ما ماندني بود.

قلب مرا نشكن خوب من.

***************

دلتنگ شدم. دلتنگ اون صندلی خالی كه

با هم روبروی اون آبشارك نشستيم يادته؟؟

من سردم شده بود ولی روم نمی شد بهت بگم

آخه می ترسيدم بهت بگم و اونوقت تو كتت رو

در بياری و بندازی  رو شونه هام و خودت سردت بشه

دلتنگ اون روز خاكستري ام.

چكارش كنم؟ هان؟

تو بگو