کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ دی ۱۳۸٥
 

 

تولدم مبارک

 

اينجا هنوز مهمونامون نيومده بودند. قرار ما ساعت ۴ بود ولی

 اکثرا ساعت ۵ به بعد اومده بودند.. دير آمدن نشانه کلاسه؟؟؟؟؟

 

اينم ميز عصرونه!!!!

دست مامان پروانه گلم درد نکنه. برام سنگ تموم گذاشته بود.

 

اين کيک رو خودم انتخاب کردم تو مغازه شيرينی فروشی.

خوشمله؟/؟؟؟

ولی مامانم شمع فوت کردنی برام نخريده بود...

به سلامتی وارد ۵ امين سال زندگی ام  شدم.

هورااااااااااااااا

 

پ ن ۱: از کادوها بگم که هم نقدی و هم غير نقدی بود.متاسفانه اکثرا

نقدی حساب کرده بودند.به نفع مامان و بابا ولی من دوست داشتم همه

برام کادو می اوردند که من کاغذشون را باز کنم.

۳ دست لباس

دو تا اويز طلا

يک النگو

يک اسباب بازی و

۲۳۰ هزار تومان(قراره بابا رضا اونارو بذاره تو حساب بانک مسکن جوانانم)

پ.ن ۲:

بعد از شام با يک رقص عربی سوپرايز جالبی برای مهمانان بوجود اومد که در نهايت ۲۰ تومنی هم اونجا شاباش گرفتم!!

(بعلت رعايت شئونات اسلامی از گذاشتن عکس رقص معذوريم)

پ.ن ۳:

ازونجايی که دوربين عکاسی امون را چند روز قبل به ديار باقی فرستاده بودم

عکس هارو با دوربين يکی از دوستای مامان گرفتيم . چون اينجارو می خونه می خواستم

ازش تشکر کنم که با اون کلاه و روسری محلی تا دم در خونه برای من اورد.ممنونم.

پ.ن ۴:

شما فکر کنيد همه اين مراسم تولد در رو زتولد اصلی ام  بوده است 

ساعت ۲۰/۱۰ شب..۸ بهمن...در شروع يک شب برفی .

                        شاد باشين

 

..........................................................................

شمارش معکوس تا روز تولدم.....۵ بهمن

                                               ۶ بهمن

                                                  ۷  بهمن

                                              ۸ بهمن  

 


 
 
به استقبال تولد ۴ سالگی ام
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٥
 

مامان پروانه هر وقت این عکسو نگاه می کنه می گه:

الهی بمیرم برات دخترم که نمی ذارم صبح ها هر چقدر دلت می خواد بخوابی.و مجبورم ببرمت مهد.

 

 

             

 

*********************************************************

 

این عکس قراره تو تبلیغات محصولات پاک مورد استفاده قرار گیرد!

 

               

 

*******************************************************

 

 

                                    

منتظرحضور  همه شما در مراسم جشن تولد 4 سالگی ام هستم. .وعده ما هفته آینده همینجا.

 

 

 

فال حافظ:

ما به دو نفر فال حافظ بدهکاریم. اولی متعلق به زهره جون و دومی متعلق به امیر آقا از وبلاگ پشت دیوار انتظار.

 

**زهره جون:

 

خوشبخت هستید اما خود نمی دانید چون تمام امکانات را در اختیار دارید ولی توجه نداری

به انچه می خواهی می رسی چون قدرت سازگاری شما با محیط زیاد است

دیگران نسبت به شما حسادت دارند بی توجهی بهترین کار است

خداوند در اثر دعای پدر و مادر و محبتی که به اطرافیانتان می کنید چنان قدرتی به شما خواهد داد که مافوق تصور شماست.

افسوس گذشته ات را نخور چون اینده موفقی داری

یک نفر بد خواه داری ازو دوری کن ..در این چند هفته فکرت را مشغول کرده است برایش ارزوی خوشبختی کن تا از قید نفرت او خلاصی یابی!

 

خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد    ساخت کون و مکان عرصه میدان تو باد

نه به تنها حیوانات و نبادات و جماد      هر چه در عالم امرست به فرمان تو باد

 

ــــــــــــــــــــــــ     ــــــــــــــــــــــــــــ     ــــــــــــــــــــــــــــــــــ    ــــــــــــــــ

** امیر اقا:

 

شایستگی برای رسیدن به این نیت وجود دارد به شرط انکه درین راه از ناکسان نرنجی و شکیبایی داشته باشی

قصد شما ازین تغییر و تبدیل کردن ها اگر برای رضای خدا و پیشرفت اهل و عیال است اقدام کنید اما بترس از زمانی که جنبه هوی و هوس داشته باشد.

فکر می کنید طرف عاقل و هوشیار است و این نیت دارای منافع بسیار ولی اینگونه نیست

مهر و محبت محبوبان بی وفا را به دل راه ندهید و به هیچ کس دل نبند جز به خداوند

از زمانی که به دنیا امدید خداوند غم عشق را نصیب شما کرده است

یکبار سوره مجادله را با معنی بخوان و 100 صلوات بفرست تا در کارتان گشایشی حاصل شود.

 

ما درس سحر در ره میخانه نهادیم              محصول دعا در ره جانانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد               تا روی درین منزل ویرانه نهادیم

 

منبع:کتاب حافظ آفرینش با تفال 

 اثر:دکتر عباس عطاری کرمانی

 

*******************************

1:سیلی برای بردن و تخریب آمد

کلمات پراکنده را

کنار هم گذاشت

دیدی که

گفته بودم

دوستت دارم

 

2:در انتهای روز

وقتی به خانه بر می گردم

شب را

دوباره مثل کفش کهنه ای

به پا می کنم

تا دوباره راه بیفتم

میان کهکشان شیری

تا انتهای عشق

تا انتهای دوست داشتن

تا دوباره دوستت بدارم

عنوان شعر را گلاب بگذارم یا آفتاب

وقتی

به آب نشسته گل روی تو

از هرم آفتاب

 

عنوان شعر را

حکایت هر روزه بگذارم

یا سفر به انتهای عشق

میان کهکشا ن شیری

برای

یافتنت

 

 

 


 
 
مسافرت به اصفهان
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥
 

بلاخره یکی از خواسته های  همیشگی ام برآورده شد و منم یک ماموریت کاری 

 خارج از تهران گرفتم!

پرواز ساعت ۷ صبح به مقصد اصفهان و برگشت ۱۰ شب همون روز به مقصد تهران

 هدف: گرفتن تست سنجش تراکم استخوان از بیماران فنیل کتونوری استان اصفهان

 به همراه

گرفتن نمونه خونی و انجام ازمایشات خونی و ویزیت مریضان جدید.جهت رژیم غذایی مخصوص

 قبل رفتن هم واسه یکی از بر و بچ وبلاگی کامنت گذاشتم که  با همراهم تماس بگیره و اونجا بیاد کمکم.  که انگاری یکروز بعد این کامنتو دیده بوده و مامان پروانه ضایع شد!!ا(((اااااااااای زهرههههههههه من تو رووووووووووووووو وکشمممممممم.! از شانست هم ۵۰ امین کامنتی و مجبورم یک حافظ به نیتت بگیرم.)))

 

تقریبا ۳۰ دقیقه تاخیر داشتیم ومن  برای ۳ امین بار وارد اصفهان شدم.

مریض ها از ساعت ۹ کم کم جمع شدند و کار ما شروع شد..شهره دستگاه سنجش تراکم

استخوان را راه انداخت..و  اقای هاشم پور  زاده مسئول هماهنگی بین من و شهره و خانم  خونگیر شد .

تا ظهر حدودا ۲۵ نفر از بیماران ویزیت شدند. ضمن اینکه من ۴ تا مریض جدید داشتم که

براشون رژیم غذایی مخصوص را نوشتم.

بعد هم ناهار مهمان یکی از خانواده ها شدیم و  تا ۷ بعد از ظهر  باقیمانده مریض ها ویزیت شدند.

تا زمان پرواز ۳ ساعتی وقت داشتیم و با مهمان نوازی یکی از همون خانواده ها

یک چرخی تو اصفهان زدیم و جای همه اتون خالی یک کاسه آشی هم زیر پل  خواجو

خوردیم وراس  ساعت ۱۰ شب بر فراز آسمان اصفهان بودیم.

 

پ.ن:

خیلی خوبه که اصلا دختر ادم دلش برای مادرش تنگ نشه و با کمال خونسردی به همه بگه مامانم رفته سرکار و دیر می اد!!

پ.ن:

خیلی خوبه سالی .. ماهی یکبار یکی از مسئولیت هایی که بر عهده ات است را به همسر مقابلت واگذار کنی تا اون هم درک کنه که چه شرایطی را می گذرونی!

((قرار بوده پریسا توسط بابا رضا به مهد برده بشه و عصر هم با پریسا در کلاس ارف حضور داشته باشه و .... بعدا فهمیدیم که  هر دو تا ساعت ۱۱ خوابیدند و مهد کودک و اداره هر دو با هم تعطیل بوده!!))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جایی سراغ ندارید که یک ۵۰ میلیونی وام بده واسه ادامه تحصیل مامان پروانه..

این سایت رو بینید!!http://iro.tums.ac.ir/FaPages/inter/public.asp

اونوقت بگین درس خوندن پول نمی خواد!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم مجسمه صدام حسین در موزه((اسمش یادم نیست))!

به نظر شما الان کجاست؟؟


 
 
مسافرت مشهد مقدس
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳۸٥
 

از سوتی های اطرافیان در سفر:

سبقت گرفتن مامان پروانه از ماشین پلیس راهنمایی و رانندگی در جاده  همانا

 و 1 کیلومتر بعد توسط افسر راهنمایی نگه داشته شدن همان!!

جالبتر اینکه موقع سبقت گرفتن من واسه  ماشین پلیس دست تکون دادم .

و انگار همین نکته باعث شدمامان پروانه جریمه نشه!فقط تذکر!

 

**************************

گم شدن کیف پول مامان پروانه به همراه  کلی چک و پول که به لطف صاحب مشهد

بعد از 2 ساعت پیدا شد.

از توی کیف مامان پروانه تلفن معلم سابق مهدم را پیدا کرده بودند و به

 اون زنگ زده بودند و اون هم به مامان زنگ زده بود و مامان هم به

 اون جایی که کیفشو گم کرده بود و ....!!!

**************************

مامان اشرف ((مامان بزرگم)) 3 تا شلوار برده بود تو اتاق پرو و

 یکی یکی داشته امتحان می کرده..اخر سر یکی رو انتخاب می کنه و می گه:

این از همه شلوار ها بهتره..همینو می گیرم.

بعدش معلوم شد که همون شلوار خودش بود که پوشیده بوده!!!

**************************

توی مرکز خرید الماس  دوست مامان پروانه(شهزاد) به مامان می گه که

 من یک قلیون دیدم بیا ببین خوبه واسه داداشم بخرم  و بعد از کلی شک و تردید

 در مورد انتخاب رنگ قلیون و بلاخره انتخاب رنگ فهمیده بودند

 قیمت 90 هزار تومن بوده نه 9 هزار تومن.....جالبتر اینکه خاله شهزاد

 می خواسته تخفیف هم بگیره!!

____________________________________

مامان پروانه چرا امام رضا زنده نمی شه..من چطوری برم بوسش کنم؟؟

اخه  مامان قدسی  گفته برم از طرفش امام رضا رو بوس کنم.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مراسم جارو کشی صبح روز وفات  پسر امام رضا ع:

 

  سنگ های نقش بسته به  اسم محمدص ......مهدی عج......علی ع  در قسمت ورودی صحن ازادی:

 

 

 

پریسا در نقش  مسئول اسانسور هتل :

 

http://i14.tinypic.com/3zw3zgy.jpg

http://i10.tinypic.com/3yo7l7k.jpg

http://i12.tinypic.com/2r3dvtf.jpg

http://i14.tinypic.com/33xy9om.jpg

http://i17.tinypic.com/44va4d0.jpg

اگر موفق به دیدن عکس ها در زمینه نشدید به این لینک ها مراجعه کنید!

******************************************************

تفال حافظ این دفعه مربوطه به مامان امیر مهدی ((.نرگس جون از دوستای قدیم دوران دانشگاه)):

1: خیلی مهربان هستی اما کمتر قدر زحمات شما دانسته می شود اما همین مسیر را ادامه دهید که جزو اولیای خداوند خواهید شد

2:برای گشایش بیشتر در کار خود سوره مبارکه صف را با حضور قلب بخوانید

3: هر وقت دچار ناراحتی شد بخند.وگرنه دچار افسردگی خواهید شد

4: مرتکب اشتباهاتی شده اید سعی کن تکرار نشود .

5: با یکی از دوستان و اقوام صمیمی مشورت کنید

6: تردید را کنار بگذار و کار را یکسره کن

بیا و کشتی ما در شط شراب انداز*** غریو و ولوله در جان شیخ و شاب انداز

مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی ***که گفته اند: نکویی کن و در اب انداز

 

 پ.ن: به  نويسنده کامنت ۴۰ يا ۵۰ هر اپديت يک  فال حافظ هديه می گردد..