کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٦
 

استدلال  هاي  منطقي عيدانه پریسا خانم :

سر ميز شام همراه با مهمونا و پريسا مشغول طفره رفتن از غذا خوردن :

مامان پروانه: پريسا غذاتو بخور زود بزرگ بشي

 پريسا با اخم:  بزرگ بشم كه چي؟؟

وخيط شدن پيش مهمونا!!    ولي بعدش توي يك بحث با مهمونا به اين نتيجه رسيديم

كه پريسا چندين سال زودتر به اين نتيجه منطقي رسيده كه: بزرك بشه كه چي!!

در مراسم عيد ديدني

دايي پيمان: پريسا خيلي وقته نرفتي دستشويي ..   (...) نداري؟؟

پريسا رو به صاحبخونه: و با اشاره چشم به سمت دايي:  چقدر چرت و پرت مي گه!!

نتيجه منطقي:

شما مگه خودتون خوشتون مي اد توي يك مجلس رسمي بهتون بگن برو (..) كن!

 در منزل مامان اشرف:

مامان اشرف: پريسا  عيدي چي گرفتي؟

پريسا: لباس. كيف. دمپايي.. پول  ولي همه پول هاي من و بابا رضا رو مامان جمع كرد به من و بابا هم نداد.

تازه پول هاي قلك ام رو هم برداشته. من هيچي پول ندارم.

مامان اشرف بهم پول مي دي برم  يك چيزي بخرم؟؟

مامان پروانه: اي پريساي آبرو بر

7 امين روز عيد:

مامان چرا ما نمي ريم مسافرت؟

من مسافرت رو دوست دارم. بريم؟؟ باشه؟؟

 شب هنگام پريسا رو مي بريم تا جاده امامزاده داوود و

 كنار يك رودخونه چايي و قليون و ديزي

و تو جاده مي گيم: اينم مسافرت خوبه؟؟

پريسا: نه اين مسافرت نيست

بايد بريم يك جايي كه درش با كارت باز مي شه!!

(( بچه پررو از هتل كمتر هم راضي نيست))

پريسا در سينما:

 اواسط فيلم  اخراجی ها كه اون چند تا رسيدن به خط مقدم

 پريسا ياد فيلم روز سوم افتاد و بلند بلند گفت:

 مامان كي پاي اون آقا مي ره  زير تانك؟

مامان پروانه: اون يك فيلم ديگه بود مامان اين يك فيلم ديگه است

چند دقيقه بعد:

پاي يك رزمنده مي ره زير تانك!!

پريسا با ذوق: ديدي گفتم پاش مي ره زير تانك!!

 انگاري امسال فيلم هاي جنگي امون همه اشون  پاي لهيده  دارند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درد دل   

نمی دونین بعضی وقتا پای سخن والدین  بیماران پی ک یو که می شینی دلت می خواد که

بدون خجالت کشیدن اجازه بدی بغضت بترکه و ...

دیروز یک مریض جدید اومد انجمن.. پسری ۵ ساله از اراک

از مادرش می پرسم ماهی چند قوطی شیر مخصوص  بهش می دی؟؟

می گه؛هر ۱۵ روزی یک قوطی!!

 با تعجب می پرسم :    تنها یک قوطی انالوگ؟؟؟

پدرش  می گه:

 ۳ ساله زیر نظر یک دکتر متخصص مغز و اعصابیم. خوب اون خانم بهمون نگفته چقدر!!

دلم می خواد سرش داد بزنم.. اون دکتر نگفت شما هم پیگیری بیشتر نکردید؟؟

اون خانم دکتر معروف!!!!!!!!!!! که اسمشم نمی برم!! هنوز انقدر سواد   نداره

 که لا اقل اسم شیر های این بیماران  را یاد بگیره

تو دفترچه بیمار نوشته

شير كم فنيل الانين   ۲۰ قوطي!!

اخه خانم دكتر ايكس! الان شير ها ي مخصوص  کل دنیا بدون فنيل الانين هستند..

بدتر ازون

براي يك پسر ۵ ساله شيري را تجويز مي كنه كه مال بچه هاي زير ۲ ساله!!

بدتر تر ازون

وقتي پدر اين پسراز دكتر پرسیده : شنيدم شير ديگه اي هم هست غير اين

 خانم دکتر به پدر جواب داده :

نه بابا اين چيزيه كه ما  ايراني ها باب كردیم!!!!!!!!!!!

خدااااااااااااااا كي وضعيت درماني مملكت ما درست مي شه؟؟

برای اطلاعات بیشتر در مورد بیماری به این وبلاگ مراجعه کنید.


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٦
 

                       

 تعویض مهد کودک من عمده ترین دلمشغولی مامان پروانه درین روز ها بوده است که تا به حال

به خیر و خوشی  گذشته است.

قضیه این بود که بعد از حضور مامان و بابا در مراسم جشن پایان سال 85 به این نکته  رسیدند که

کیفیت آموزشی مهد پایین امده و باید مهد من عوض شود. طی 15 روز تعطیلات عید

مغز بنده را شستشو دادند و  موافقت من را  جلب کردند.البته  مامان و بابا قول دادند کلاس سنتور منو

که توی مهد قبلی ام برگزار می شه را همچنان ادامه بدهند.

مهد جدیدم برخلاف مهد قبلی بسیاربا نظم است  از در شمالی تحویل می گیرند و از در شرقی  بچه هارا تحویل می دهند. بعد از ناهار هم اصلا حرفی از خوابیدن نمی زنند.

 اولین روزی که از مهد اومدم جایزه گرفتم لاک و خمیر بازی و ماژیک پفی ((  دقیقا همون چیزایی که من عاشقشونم)) نمی دونم این خاله نیلوفر از کجا فهمیده بود من عاشق این چیزام!!!!!

*******************

 امان از تنبلی:

دقیقا از روز 14 فروردین    پلیس در ابتدای پل یوسف اباد مشغول جریمه کردن ماشین هایی است که وارد محدوده زوج و فرد می شوند.

یادتونه با چه شور و نشاطی اپدیت کردم که درین قسمت پلیس راهنمایی نیست!!!

البته زیاد هم مشکلی پیش نمی اد چون دقیقا ماشین را زیر تابلوی توقف مطلقا ممنوع پارک می کنم

((زیر پل))

و بعد  با عبور از پل عابر کردستان  و طی 4 ایستگاه اتوبوس به محل کارم می رسم.

بابا رضا می گه: یکروز می ای می بینی ماشین نیست  و بردند پارکینگ.

 اونوقت من می دونم و تو!!

 موقع برگشت روی پل عابر که هستم با دیدن ماشین یک نفس راحتی می کشم و بعد از اطمینان  از نبود برگ جریمه تو دلم می گم: امروز هم گذشت!!

 پ ن:  ماشین ما سومین ماشین از سمت راسته!!

****************

بعد ازین اگه یادم بمونه جالبترین اس ام اسی که در طول هفته گذشته برایم رسیده را خواهم نوشت:

 جناب اقای ریس جمهور محترم ایران بعد از اتمام 4 ساله دوره ریاست جمهوری :

ما که کارمون تموم شد کسی دیگه کاری نداره؟

ـــــــــــــــــــــــــ

2 هفته اقامت رایگان  در بهترین هتل ایران....خرید رایگان از هاکوپیان.....پخش تصویر شما از تلویزیون های جهان

و ده ها جوایز متنوع دیگر کافی است یکبار به اب های ایران تجاوز کنید!

 

 ***************

به خاطر بارش بارون های این چند روزه اضافه گردید:

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف يار

داد و بيداد از اين روزگار

ماهو دادن به شبهای تار      ای بارون

ای بارون    ای بارون     ماهو دادن به شبهای تار      ای بارون

بر کوه و دشت و هامون ببار     ای بارون

ببار ای ابر بهار

ببار ای بارون ببار

با دلم گريه کن خون ببار

در شبای تيره چون زلف يار

بهر ليلی چو مجنون ببار           ای بارون

دلا خون شد  خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ يار

به ياد عاشقای اين ديار

به کام عاشقای بی مزار     ای بارون

ببار ای بارون ببار

با دلم گريه کن خون ببار

در شبای تيره چون زلف يار

بهر ليلی چون مجنون ببار      ای بارون

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف يار

داد و بيداد از اين روزگار

ماهو   د ا دن  به شبهای تار   ای بارون

                           -----------------------------------

ترانه ی محلی خراسان

آلبوم : شب ،  سکوت ، کوير

استاد محمدرضا شجريان


 
 
بهترين ۷ سين
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٦
 

                              

چیدن سفره هفت سین از دیرباز از مراسم جدا ناشدنی نوروز بوده که ساعتی به تحویل سال مانده ، این سفره گذاشته میشود. هفت، عددی است مقدس که نشان دهنده هفت ایزد زرتشتیان موسوم به امشاسپندان است و به همین دلیل سین های نوروزی به نام هفت سین خوانده می شوند. سفره هفت سین سفره ایست که در آن سبزه، سماق ، سیر ، سنجد ، سیب ، سمنو و سکه، همچنین آینه شمعدان ، شمع ، کتب آسمان ، ماهی قرمز ، تخم مرغ رنگ کرده یا تزئین شده ، کتاب شعر، گل مانند شب بو- لاله – سنبل ، کاسه آب ، نقل و نبات و شیرینی قرار میگیرد. تمامی مواردی که بر سر سفره هفت سین قرار میگیرند دارای معانی خاصی هستند که برای شروع سال نو آنرا طلب میکنیم و البته در هر منطقه معنا و تنوع این موارد متفاوت است

در هفت سین سبزه نشان رویش و سبزی ، سمنو به سبب داشتن گندم نشان برکت ، سنجد نشانی از عشق و دلداگی ، سیب میوه ای به نشان سلامت عشق و زایش، سکه های تازه ضرب شده نمادی از ثروت است، وجود چند دانه سیر نیز به نشانه دفع بیماری و یک ظرف سرکه هم عنوان برکت بر سفره نوروز ایرانیان جای داده می شود. هفت سین و نمادهای آن نشانه های از نو شدن زندگی و طبیعت هستند که در سفره جای می گیرند. تخم مرغ رنگ کرده به نیت برکت و روزی که معمولا به تعداد اعضای خانواده تهیه میشود و در برخی مناطق به معنایی نشان نژاد است و ازدیاد نسل. ماهی نماد برج حوت یا اسفند و نشان برکت و زایش و در برخی مناطق به نشانه زندگی و پایداریست ، و شیرینی به معنای شیرین کام بودن در تمام روزهای سال است. میوه ،آجیل و یک تکه نان یا مقداری برنج هم نشان از پر برکت بودن سفره دارد. گل به نیت باروری و شادابی بر سر سفره هفت سین گذاشته میشود

آینه، برای رفع کدورت و یکرنگی، شمع روشن به نیت روشنایی و طول عمر اعضای خانواده که به همین دلیل اعتقاد بر این بوده که شمع هفت سین را نباید خاموش کرد
و در صورت لزوم این کار باید با برگ سبز یا نقل و نبات انجام شود. اسفند هم گیاهی مقدس محسوب شده و نمادی از بوی خوش است و سرانجام آب در سفره هفت سین پاکی و پاکیزگی است و همچنین نشان آبادانی و همینطور صافی، پاکی و گشایش در کارها میباشد

باید ببینم کدام ۷ سین  کاملتر  بوده است.

در یک نظر خواهی کاملا  بی طرفانه ۷ سین نادو و

زن دایی نسیم برترین ۷ سین اعلام شدند.

از بقیه  دوستان هم به خاطر ارسال ۷ سین عیدانه  اشان

تشکر کرده و برای تک تک انان فال حافظ گرفته خواهد شد.

 بی

نمونه ای  از هم نوازی سنتور با قابلمه توسط یکی از مهمانان نوروزی!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٦
 

                        

بلاخره سال جدید اومد. ما که شب سال نو مهمون خونه مامان پزرگم بودیم

جای همه اتون خالی..............سبزی پلو با ماهی

بعدش هم رفتیم در  یک مسجد رو زدیم. مامان پروانه و بابا رضا چندین ساله که

روز اول ماه ربیع الاول قبل از اذان صبح می روند در یک مسجدی رو می زنند و

به حضرت محمد ص مژده پایان ماه محرم و صفر را می دن و عیدی می گیرند.

امسال اولین سالی بود که منو با خودشون بردند.

چقدر شلوغ بود.

منم اونجا دوتا شمع روشن کردم و از حضرت محمد ص یک خونه بزرگ آسانسور دار با

یک ماشین پجو ((که تند بره))بعنوان عیدی خواستم.

واسه همه دوستام هم دعا کردم.

مسابقه  بهترین ۷ سین:

امسال می خوام مسابقه بهترین ۷ سین را بذارم.

از بقیه بر و بچ هم اگه عکس

۷ سین خونه اشونو را بفرستند ممنون می شم.

۷ سین خونه مامان قدسی ام:

******************************************

۷ سین خونه خودمون:

اگه دقت کنین  ۲ تا ۷ سین است..اون جلویی را تو مهدمون درست کردیم.

سکه ربع بهار هم گذاشتیم

*****************************************

۷ سین پرستو  جون ازین وبلاگ

پرستو یک عکس واضحتر می فرستادی..پشت زمینه بیشتر تو چشم است تا سفره.

********************************************

۷سین آقای شریفیان ازین وبلاگ

******************************************

۷ سین مامان اشرف:

*****************************

۷ سین زن دایی نسیم:

 

۷ سين فروغ و فريان ازين وبلاگ:

۷ سین اروندی ازین وبلاگ:

۷سین یلدا خانم ازین جا:

۷ سین اقای طاهری ازین وبلاگ:

وبلاگ اروانه عزیز:http://arvaneh.blogfa.com

۷ سین مهسا جون ازینجا

۷ سین شهلا جان ازین وبلاگ

۷ سین نادو ازین وبلاگ:

۷سین شیوا جونم ازین وبلاگ

۷ سین کیمیا جون ازین وبلاگ:

http://i13.tinypic.com/2vujars.jpg

هر کاری کردم عکست باز نشد

۷ سین زهره جون: