کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦
 



 

http://i29.tinypic.com/35beg3o.jpg
شرمنده زودتر از این نرسیدم بیام خبرپخش برنامه سنتور نوازی گروه مهر اوا را بهتون بگم.
از پریشب داره پخش می شه در شبکه مهاجر ماهواره. شب ها از ساعت ۷.۳۰ تا ۸.۳ و تکرارش  فردای همون روز۱.۳۰ تا ۲.۳۰
امروز شنبه هم می تونید تکرار دیشب رو ببینید!!
بعد از اون هم فکر کنم دوشنبه یا سه شنبه تکنوازی تنهایی پریسا رو بینید.
البته خودمون هم نمی تونیم ببینیم.....چرا؟؟ بعلت عدم وجود ماهواره!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هفته فبل جشن مهد پریسا  بود. (( پیام دانش سر مرزداران))
البته فضای اجرای برنامه بچه ها کم بود اما مدیریت و هماهنگی خوبی حکمفرما بود
و معلوم بود که  مربی ها خیلی وقت و ... گذاشته بودند.
دیروز هم به خاطر اینکه گروه سنتور نوازی پریسا در مهد سابق اش برنامه داشت
مجبور شدم تمامی برنامه های مهد سابق  پریسا را بشینم و ببینم.
فکر کنم یکی از بهترین تصمیمات ام عوض کردن مهد پرپرک بوده  .به حدی برنامه ها
ضعیف و ... بود که اصلا جای حرفی به جا نذاشتند!!
خود پریسا هم غرغر می کرد که این چه برنامه هایی است.!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سبزه عدسی که سبز کردم همه اش زرد شد!!!مثل اینکه امسال بازم باید برم اماده بخرم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در راستای عوض کردن کارم:یک کاری هست که هم پاره وقته هم می شه در خانه انجام داد
هم تا لنگ ظهر خوابید هم به سایر تفریحات رسید . تقریبا در امد خیلی خوبی هم داره!!
حدودا ماهی ۵۰۰ تومن!! خوبه؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نمی دونم چرا تنها مجوزی که صدای و سیمای ما در نشون دادن خانم های بدحجاب

و سانتی مانتال داره در زمانهای انتخابات و اخذ رای می باشد؟؟؟؟؟


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٦
 

 1:  می خواستم یک اپدیت جدید با موضوعی متفاوت بگذارم که برخوردم به کامنت خصوصی یکی از برو بچ   که همینجا یک تشکر پروانه ای ازش می کنم..و از راه دور روی ماه اش رو می بوسم. 

 اما در مورد رئیس جدیدت! موافق ترک کارت نیستم . درستش کن، آدمش کن! با این رفتارش مشخص است که خیلی مشکل دارد ، سکوت کن، ناراحتی و تنفر وکینه را نسبت به او از خودت دور کن ،برایش طلب خیر و برکت نما ، برایش دعا کن ، برای فرشته اش نامه ای بنویس که عشق و رحمت الهی را شامل حال او کند و اورا آرام نماید. تاحدی که برایت مقدور است کارهای خود را به بهترین نحو انجام بده ، با او بحث نکن مجادله نکن به او فرصت بده تا خوب شود. خدا را چه دیدی شاید درست شد... اگر با ادامه مسائلی که گفتم مشکل حل نشد یا باید او برود یا تو! زیاد سخت نگیر پروانه ، حتی در ادارات دولتی هم اصلی ترین شرح وظایف هر پست متاسفانه انجام دستورات مافوق است. کمی صبور باش ولی احتمالا باید به طور جدی در باره نقش خودت در زندگی بیاندیشی درست است که پروانه ای! ولی قرار نیست که بسوزی و خاکستر شوی!

 2: اصلا از این ماه اسفند خوش ام نمی اد. کفگیر همیشه ته دیگ!! خیابونا شلوغ.جنس ها مزخرف و گرون..دغدغه رفتن یا نرفتن به مسافرت..و کجا رفتن. ..و از همه بدتر خانه تکانی...اه اه. تا اونجایی که یادم می اد اصلا از کار خونه خوش ام نمی اومد. طفلکی مامان اشرف.. هیچ وقت تو کارهای خونه  اون قدری که باید کمک اش نمی کردم. یکبار هم که غیرتی شده بودم و  دیوارهای پذیرایی را برای اش دستمال کشیدم بنده خدا مجبور شد پول 10 تا کارگر  را خرج کنه.برای من که   بفهمم مچ دست راستم خیلی ناز نازیه و نباید کارهای سنگین انجام بدم باهاش!!

 3: دادن بعضی پول ها خیلی زور داره. نمونه اش  همین گرفتن دو برج شهریه مهدکودک پریسا است. از اول اسفند رو  در و دیوار اعلامیه زدند که شهریه دو برج را باهم می گیرند. وقتی با مدیر مهد صحبت کردم بهم گفت: ما از 5 فروردین باز هستیم. به ما مربوطی نیست که شما نمی خواهید بچه اتونو بیارید! ما که حقوق مربی ها را کم نمی کنیم! من هم گفتم: درست من تا 16 فروردین پریسا را مهد نمی ذارم. خوب پول ناهار چرا از من می گیرید؟؟نهایت این شد که بنده 6 تومن  کمتر پرداخت کنم.!!! و با اجازتون  170 تومن جرینگیبابت شهریه دو ماه مهد و عیدی!!! پرداخت کردم!جالب تر اینکه وقتی به مدیر مهد اش گفتم من پریسارو فروردین نمی ارم مهد با تحکم گفت: به بقیه والدین هم گفتم   هر کسی فروردین اینکارو بکنه  دیگه ثبت نام اش نمی کنم!!! مثل اینکه قبل من هم  چند نفر دیگه هم همین کار رو می خواستند انجام بدن!!  از اونجایی که مهد پریسا در منطقه 5 جزو بهترین هاست مجبوریم به سازشون برقصیم که بعدا .....!!! 4

: با اجازتون دیروز عدس سیز کردیم. اگه خوب دربیاد می خوام برای مامان خودم  و  مامان رضا((جهت پاچه خواری))ا سبزه بندازم..  اگه می خواهین خودتون سبزه بندازین  زود باشین...داره دیر می شه.

 5:  شیکه مهاحر از همنوازی گروه سنتور پریسا  برنامه تهیه کرده(جمعه گذشته ضبط برنامه داشتیم) . در صورتی که خبر دار شدیم  پخش  در چه تاریخی است به بر و بچ علاقمند به دیدن اعلام خواهیم کرد منتظر باشید!!در قسمت تکنوازی پریسا خانم دو تا سوتیییییییییییییییییییی باحال داد.. نمی گم تا خودتون ببینید!!!

 6: اماااااا تصمیمات در مورد کار!! با اجازتون احتمال خیلی زیاد از کار فعلی ام خداحافظی خواهم کرد!!  فعلا در مورد یک کار پاره وقت به توافق رسیده ام.روز های زوج 3 روز در هفته((بعدا اعلام می شود)) 

در مورد 3 روز  باقی مانده چند تا گزینه  در دست اقدام است:

۱: نوشتن کتاب ((یکی از آرزوهای دیرینه ام))

۲: خواندن برای فوق لیسانس  (( اصلا حس اش نیست ))

۳: دنبال یک کار پاره وقت دیگر مانند  زدن مطب برای کار رژیم درمانی( هزینه کرایه ها خیلی بالا است))

۴:  تقویت زبان انگلیسی به صورت فشرده

۵: خوابیدن تا لنگ ظهر!!

۶: سایر تفریحات سالم!!

۷: پشنهاد شما 

 7: سرمربی شدن علی دایی هم مبارک باشه!!  اقای پروین گفته: اولین باره که در جراید واکنش منفی دیده نشده. امروز هم روزنامه ها نوشتند که علی دایی گفته: قوی ترین تیم ملی فوتبال ایران را خواهم ساخت!! یک اس ام اس باحال هم برام رسیده:پس از انتخاب دایی به عنوان سرمربی تیم ملی مادر و خواهر علی دایی اعلام کردند: خراب کاری های دایی به هیچ عنوان به ما ربطی نداره دایی دیگه زن داره!!

 8: از اونجایی که من عاشق عدد 7 هستم  دیگه بیشتر از این ادامه نمی دم!!     


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٦
 

چند روز پیش ها یکی از دوستام زنگ زد و گفت:
دیگه خسته شدم از بدقولی های ........!!!. هر وقت باهاش قرار می ذارم
دیر می اد سر قرار از ۵ دقیقه بگیررررررررررررررررررررررررر تا ۶۰ دقیقه!
من هم به شوخی بهش گفتم: بعد ازین  جریمه اش کن
پرسید چجوری؟
گفتم: به ازای هر دقیقه که دیر می رسه سر قرار یک مقدار پول ازش بگیر
اون هم خندید و گفت: برو بابا دلت خوش است!!
دیروز زنگ زد و گفت: پری ۱۵ هزار تومن کاسب شدم....دقیقه ای ۵۰۰ تومان
 باهاش حساب کردم.
منم بهش گفتم: دم ات گرم... حالا ببین بازم دیر می اد یا نه!!

* ادامه دارد!!!


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٦
 

  روز اول مدیر عامل شدن آقای ایکس:

 من نامرد ام اگه وضعیت این جا رو درست نکنم. شهر هرت درست کردین؟ هر کاری دل اتون می خواسته انجام دادین. این جا ضابطه نداره؟؟ ساعت کاری اتونو هر روز بنویسید از این به بعد! در ضمن این چه وضع سر کار امدن است؟ ساعت 9 تا 1 ؟؟ باید این وضعیت درست بشه!

   ببخشید اقای ایکس من از اون اول  که اومدم گفتم که  با این شرایط می تونم بیام سر کار. دختر من  زودتر از 8.30  از خواب بیدار نمی شود. 

 اون دیگه مشکل شما است نه من!! طبق قانون کار!! 144 ساعت در هفته باید ساعت کاری باشد ! 

 درست اما همان قانون کار  نکات دیگری هم دارد. مثل بیمه.. شما مگر در این دو سال من را بیمه کرده اید؟ 

 اون قبل تر ها به من ربطی نداره!! من در پی  کار بیمه شما خواهم بود 

در دلم می گویم: هر وقت بیمه را درست کردید من هم مثل آدم می ایم سر کار! 

 در ضمن یک دوره فشرده آموزش اکسل و ورد واینترنت و زبان... را هم باید بگذرونی. تلفن این 20 بیمار هم یاداشت کنید و زنگ بزنید و این شرح حال هارا ازشون بگیرید. 

 ببخشید آقای ایکس نصف بیش تر این کارها در شرح وظیفه من نیست کار  یک مددکار و پزشک ومنشی است  

خب!! فعلا این جا به این جور خدمات نیاز دارد  شما باید فعلا این کارهایی که من می گم رو انجام بدید!

 -----------------------------------

 عصر همان روز: مکالمات تلفنی من با  بهترین دوستم:

 - :  پروانه تو مریضی می خوای با همچین آدمی کار کنی؟ ول کن بیا بیرون.گور پدرشون . 

 - : درسته اما من هزینه های پریسا رو چکار کنم؟  

 - : مگه چقدر می شه؟

  - : بذار برات حساب کنم: مهدش:81  هزار تومان کلاس سنتور و همنوازی اش: 30 هزار تومان کلاس کامپیوتر:20 هزار تومان کلاس زبان : 20 هزار تومان کلاس رقص: 18 هزار تومان کلاس نقاشی:23 هزار تومان تقریبا نزدیک به 200 تومان در ماه می شه. 

 - : مگه مجبوری این همه برای اش خرج کنی؟ یک کمی هم فکر خودت باش

 - : اخه پریسا بچه  ای نیست که وقت اش را الکی بگذرونه. مگه یادت نیست؟ به زور منو مجبور کرد که کلاس کامپیوتر ثبت نام اش کنم. نهایت اش اینه که کلاس نقاسی اش را کنسل کنم.  

  - : نمی دونم ولی این طوری غرورت .احساس ات .  روحیه ات صدمه می بینه.  تو عادت نداری که این طوری باهات برخورد کنند. 

 نممی  -: می دونم .. خودم هم بین دوراهی گیر کردم. ....   

*************************

               پ. ن : من هم از تعدد کلاس های وروجک خسته می شم اما وقتی بازدهی مفید

               را از حضورش در این کلاسها  به عینه  مشاهده می کنم حیف ام می اد که این

               فرصت ها را از این عسلکم دریغ کنم.

               به نظرات تک تک شما به دیده احترام می نگرم و ممنون ام از راهنمایی های

               شما عزیزان.    

                 

     

             .......

پژ