کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٦
 

۱:

باورتون مي شه اين عكس ها ..عكس هاي كيك هستند؟؟

  ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

  

   

    

   

   

2:

4آذرهشتمین  سالگرد  ازدواج من و بابا رضا است سفارش  كدوم كيك را پيشنهاد مي كنيد؟؟

3:

به نظرتون عجيب نيست يك دختر 5 ساله از مامان و باباش بخواد كه ماشين اشونوعوض كنند و كاميون بخرند؟؟

 

4:اس ام های  رسيده  جالب اين هفته :

مرد اروپايي: يك زن داره يك دوست دختر اما زن اش را بيشتر دوست   داره

مرد امريكايي: يك زن داره يك دوست دختر اما دوست دخترش را بيشتر دوست داره

مرد ايراني: 4 تا زن داره 100 تا دوست دختر اما مادرش را از همه بيشتر دوست داره!!!

،،،،،

به تركه مي گويند: از اينكه به زنت مي گويي عزيزم چه احساسي داري؟

مي گويد: احساس گناه

چون كه اسمش يادم نيست!!!

،،،،

ناپلئون مي گويد: حرفي را بزن كه بتوني بنويسي چيزي را بنويس كه بتواني

 امضايش كني و چيزي را امضا كن كه بتوني به پاي اش  بايستي

پس دوستت دارم.   

    

  ۵: تنهایی خیلی سخته

 وقتی چشام به راهه

وقتی که شب سیاهه

وقتی بدون ماهه

تنهایی خیلی تلخه

وقتی که بی تو هستم

با این دل شکسته ام

دل تنگی هامو بردار پیش خودت نگه دار

 هر وقت که تنها شدی منو به یادت بیار 

((آهنگ جدید رو وبلاگ))  

        


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٦
 

               

یهو ایستاد  جلوی ویترین کفش فروشی  و زل زد به یه پوتین خوشگل . خیلی وقت ها ست  که ما نمی دانیم به چه دلیل  کاری را انجام داده ایم و گذر زمان  است  که چهره ی عریان ناخوداگاه مان را برای مان  نشان خواهد داد ؛  و این چنین است داستان این زن که  در برابر ویترین کفش فروشی  ایستاده است  .

 از چه زمانی  محو تماشای پوتین شده بود ؟  نمی دانست !   چه کسی  در خیال اش تصویر هایی  پی در پی و  زیبا ،  از  رقص دخترش با این پوتین ها را  برای اش  به نمایش در آورده بود ؟ نمی دانست ! ...  ما اسیر نا دانسته های مان هستیم  و زیبایی ی زنده گی مان به همین نادانسته های مان است !

     :-  آهای راوی ؛  بس است  قصه گویی !  بگذار برای ات  بگویم  از ناز زیبای دخترک ام...  ندیده ایش  ؛ اما  مادر ش را که می بینی !  مراقب باش  شیدا نشوی ، می خواهم  از موهای فر ِ بلند ِ  مشکی ی مشکی به رنگ شب  ِدخترک ام  بگویم  ؛ نگویم ؟ می هراسی از شیدایی  ؟ به این موهای مشکی ،  بلوز و دامن و پوتین را اضافه کن و برق آن دو تا چشم سیاه  .   چه معجونی از کار در می آید ؟  چه شد   راوی ، عقل ِ کل ِ داستان نویسی  در کارگاه های قصه نویسی ، کجا رفتی در آن دم که من  از فروشنده پرسیدم :"  آیا شماره ی کوچک پا یی از این پوتین ِ پشت ویترین دارید ؟"  و یا در آن هنگامه ی نگاه و برانداز ِ فروشنده بر سرآپای من  ، برای تعیین قیمت کفش  بر حسب ظاهرم – که مشتری نباید بپرد  و این قانون نانوشته ی تجارت بود که در نگاه اش می ریخت بر سرآپای من .   ؟ هان کجایی راوی ی تمام قصه های نو و یا کهن  در آن دم که    فروشنده سریع نگاه اش را جمع و جور کرد و گفت  در صدایی که این چنین در نوسان بود بین حقیقت و واقعیت  :  "  خانم  ، این پوتین ها  اصل ِ خارجی هستند ،  باورکنید که  قبل از حراجی مان ،  25 هزار تومان قیمت زده بودیم  ،  الان مقطوع  ، برای شما   15هزارتومان  " ؟

- :  آهای   زن  ،  تو در نوسان صدایی که بین  حقیقت و واقعیت در نوسان بود ، می رفتی و می آمدی  در گردشی دیوانه وار   بَر  گرد ِ دخترک ات  و من در نوسان ِ بین رویا و و واقعیت  بر گرد تو می گشتم در آن دم که تو اسکناس ها را می شمردی و بر روی میز فروشنده  می گذاشتی  .

                 -  : راوی ی دیوانه  ی چشم چران !

 - : دیدم زلال ِ یک قطره ی اشک شوق ات را در تجسم خیال ات  ،  هنگامی که کفش را از فروشنده گرفتی و آن را با  بلوز  ِ مشکی  و  دامن چهارخونه ی  سفید -  مشکی  و ناز طنازی ی دخترت  در  آمیختی .

- : راوی ی خیس چشم  و باران مهر در گونه  ؟ این ،  دیگر حکایتی است  عجیب !   راویان  ، سنگ دل اند و تو چه گونه راویی یی هستی در این داستان ؟ به کاری دیگر  مشغول شو که چون دیگر راویان قصه گوی تاریخ ، توان  در   روایت  داستان دل و دل داده گی  نداری  !

....

....

 زن رفت  و شاید رفته بود پیش از آن که آخرین جمله ها را بگوید و یا بگویم ! و من  - راوی ِ   بی روایت از ادامه ی هر دل  و دل داده گی  -  می دانم  که زن کفش های خودش را ، 2 ماه قبل  ، از دست فروشی یی در حوالی ی میدان فردوسی خریده بود به قیمت 5 هزار تومان  ، و نیز  می دانم  که  اینک مانده ام با رویایی که بایسته ی شایسته  ی  با من بودن  است در این راه ِ  بی حضور او  در واقعیت هستی !  ... و این ، آن است که نام اش را  نهاده اند  :  " عشق " .

 

**********************************

پ.ن ۱:

متشکرم  از کامنت زیبای   ...داداشی خوب قصه های من.:

 .........................از دید فنی ی داستان نويسی و استفاده از عناصر داستان نويسی

تقريبا بی عيب نوشته ای و نوشته ات نشان از کارکردنی سخت و مداوم در رابطه

با داستان نويسی مدرن دارد ........مانند تمامی نوشته های زيبای ات رد احساسی مادرانه

 دیده می شود و نيز چاشنی ی نگاه فلسفی در شناخت مفهومی عشق

 تامل و تفکر را در خواننده برمی انگيزد..............نگاهی طنز آمیز به به معضل های اجتماعی

 و اقتصادی چرب دستی ات را در هزل و طنز نشان می دهد ، رويارويی با راوی و عقل کل

 در داستان نشان از جدايی جدی از سبک های داستان نويسی پيشين و درک حسی و عملی ی مدرن

 نويسی دارد که می تواند برای نوقلمان يک الگوی آموزشی باشد .

حرکت زمانی و در انتها ضربه ی آشنازدايی زمانی ات در گفته ی راوی : زن رفت و شاید رفته بود

 پیش از آن که آخرین جمله ها را بگوید و یا بگویم ! و من - راوی .... بسيار به جا و عالی

 بود ... و حس مادرانه ی آخر در خريد کفش برای خود مادر نيز به جا آمده و روند و

 سرعت داستان را در ضربه های انتهايی بسيار کارامد کرده است . مجموع رويا و

 واقعيت در نشان دادن احساس و مفهوم عشق تبريکی دوباره را می طلبد .

نمی دانم چند وقت روی اين داستان کار کرده ای و می دانم که حتما تم داستان

 ريشه در واقعيت دارد

. تبريک ام را پذيرا باش ...................

 


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٦
 

        

روز اول:

بلاخره ما هم به شمال رفتیم...انقدر چوب خط زدیم تا سه شنبه رسید

نمی دونم چرا روز اول مسافرت حال  من اینقدر بد بود.

 به تعداد تونل های جاده چالوس(12 تا) گلاب به روتون.....آوردم. تا................. رسیدیم به نمک آبرود.

روز دوم:

امروز مامان پروانه حالش بد شد..از صبححححححححححححح علی طلوع تا عصر.. آخر سر به زور اسلحه وانواع تهدید و ... و کشان کشان بردیمش بیمارستان چالوس!

 بعد هم بردیمش لب دریا البته انقدر لرز داشت که  از ماشین پیاده نشد

 طفلکی!!

روز سوم:

و مسافرت از این روز در حقیقت آغاز شد!!

و ما با هلی کابین به بالای کوه رفتیم...جای همه شما سبز..

بارون و مه وجنگل و ابرو سیب زمینی سرخ کرده

روز چهارم:

و اینگونه بود که سفر ما به پایان رسید!

پ .ن. ۱:

مي دونيد قشنگي راه رفتن زير بارون چيه؟
اينه که هيچ کس نمي تونه اشکاتو ببينه

پ .ن. ۲:

و عشق ، تنها عشق ، مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد .

پ.ن.۳:

هر وقت به یاد تو می افتم احساس می کنم باید چیزی بنویسم. چند خط از دریا.
 چند خط از ابر.  چند خط از مهربانی.... در این زمانه ای که نه روی سنگها می شود
 
چیزی نوشت و نه روی آبها برای تو نوشتن چه لذتی دارد.

مهربانم! چشمهایت را دوست دارم

 مرا به یاد رویاهای سبز و دلپذیرم می اندازد.

 دنیا را بارها در چشمهایت دیده ام.  چشمهای خودم را نیز خیلی دوست دارم.

 چون هر وقت هوای بی تو بودن سنگین می شود و دلم از فراقت آتش می گیرد

 آن قدر اشک می ریزد و می بارد تا لایه شفافی از عطر تو شعله ها را فرو بنشاند.

 

پ.ن.۴:

آن  مرد آمد...آن مرد در باران آمد.......آن  مرد  با یک احساس جدید امد!


 
 
و قاف حرف اخر عشق است ....
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦
 

**************************

خانم الف از اخرین کتابی که خوانده می گوید

خانم ب با لذت از ان کتاب تعریف می کند

خانم ج کتاب دیگری از این نویسنده را معرفی می کند

و...

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

خانم ب از فیلم ...و....می گوید

خانم ج از بازیگرهایش و دیالوگ هایش تعریف می کند

خانم الف از کارگردان فیلم تعریف می کند

و..

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

خانم الف از اخلاق بد مادرشوهرش می گوید

خانم ج تایید میکند که مادرشوهر او نیز همینگونه است

خانم ب از خساست  مادرشوهرش و کثیفی خانه او می گوید

و..

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

خانم ب قرص قلب مصرف میکند

خانم ج قرص ضدافسردگی و قرص قلب مصرف می کند

خانم ب گاهگاهی  از هر دو مصرف می کنند و

 همگی اذعان دارند که مصرف این قرص ها روی میل جنسی

اثر منفی دارند و کاهش  این میل را منجر می شوند

و..

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

خانم  الف و ب و ج هر کدامشان  برای رسیدن به عشق اشان  و ازدواج با انان مرارت ها و مشقات فراوانی متحمل شده اند و هر یک  خاطراتی از این سالهای درد و فراق را تعریف می کنند

و

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

خانم الف در مورد سیاست آقای ایکس می گوید

خانم ج در مورد وضعیت اقتصادی کشور و بودجه نظر می دهد

خانم ب در مورد رفتن اش به استرالیا و شرایط زندگی در انجا می گوید .

و

من فقط شنونده ام و حرفی برای گفتن ندارم.

در راه بازگشت به خانه  با انبوهی از سوالات خود را محاکمه می کنم

چرا من فقط شنونده بودم  و حرفی برای گفتن نداشتم.؟؟؟؟؟؟

*********************************

اگر سیل باران ها مارا در خود غرق نکرد بزودی با یک اپدیت 

 با اب و هوای شمال  برمی گردیم.

 

لینک تابلوی شمس و مولانا اثر استاد فرشچیان


 
 
تفسیر نقاشی کودک شما!!!
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸٦
 

در کمد لباسها را که باز می کنم شوکه می شوم.

چه خبره!!

 این وروجک هر چی نقاشی کشیده را با چسب به پشت در کمد چسبونده...!!

 با خنده و البته با  حالتی از غرور به نقاشی ها خیره می شوم..

 جالب تر از همه نقاشی از خودم و بابا رضا و پریسا است

که به تفکیک با قیچی بریده شده و در گوشه ای از کمد چسبانده شده.

با استفاده از دانستنی هایم در مورد نقاشی کودکان سعی می کنم نقاشی های پریسا

رو کمی نقد و بررسی کنم:

 خورشيد نشانه امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشيد به معني پدر است.

 وقتي رابطه كودك و پدر خوب است

كودك خورشيد را در حال درخشيدن مي كشد

 و وقتي رابطه آن دو مطلوب نيست

كودك خورشيد را در پشت كوه ناپديد مي كند.

 ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و يا سياه در نقاشي ديده مي شود.

 ماه نشانه نيستي است.

 اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان مي كشند. كودكان

 در نقاشي خود ماه را با مرگ معني مي بخشند.

 خوشبختانه در تمامی نقاشی های پریسا خورشید با تمام شدت می درخشد

و من را امیدوارتر می کند.

 آسمان به معني الهام و پاكي است.

 ولي زمين به معني ثبات و امنيت مي باشد.

 كودكان خيلي كوچك هيچ وقت خطي براي نشان دادن زمين ترسيم نمي كنند ،

 ولي در سن 5 يا 6 سالگي كه آغاز به درك دلايل منطقي مي كنند

 به كشيدن زمين نيز مي پردازند.

       

 نکاتی که در نقاشی کودکان باید رعایت کرد:

  1:مداد رنگی مرغوب برای فرزندتان بخرید!!!

...رفته بودم بازار تهران .از دستفروشی یک بسته مداد رنگی 24 رنگ خریدم 1000 تومان!! با شوق و ذوق کادو کردم و به پریسا دادم. بعد از کشیدن اول نقاشی به خودم قول دادم که .......!!!!بعضی ملاحظات اقتصادی مانع خلاقیت های فرزندتان خواهد شد!!!

 2: شما نبايد بالاي سر او بنشينيد و به او مداد رنگي به ميل خودتان بدهيد.

 3: او در نقاشي كردن بايد آزادي كامل داشته باشد

 4: در پايان نقاشي از كودك بخواهيد كه در مورد تصاوير كشيده شده

براي شما حرف بزند

 اين گونه اطلاعات به شما در تجزيه و تحليل نقاشي كودك كمك مي كند

 5: كودكان را به كشيدن تشويق كنيد اما آنها را مجبور نكنيد كه

 همين الان براي شما نقاشي بكشند


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦
 

ساعت خواب ثابت برای کودکتان در نظر بگیرید


- ساعت خواب کودکان باید ثابت باشد، یک ساعت خاص را در نظر بگیرید، اولین بار کودک خود را در آن ساعت روانه تختخواب نمایید و شب های دیگر، حتی تعطیلات آخر هفته آن ساعت را معیار فرا رسیدن زمان خواب کودکتان قرار دهید. برای بیدار شدن از خواب نیز همین رویه را ادامه دهید. توجه داشته باشید هر قدر کودکتان زودتر از خواب بر خیزد بهتر است، زیرا شب زودتر خسته می شود و در ساعت مقرر به آسانی به خواب می رود.

- نوع فعالیت کودک در طول روز، بر خواب شب او تاثیر مستقیم دارد، کودکان و نوجوانان در صورتی که در هوای آزاد قرار بگیرند و فعالیت های فیزیکی انجام دهند، بسیار راحت تر به خواب می روند. بنابراین سعی کنید تا حد امکان در برنامه روزانه کودکتان فعالیت های فیزیکی را نیز بگنجانید.

- بهترین زمان برای خوابیدن کودک را در نظر داشته باشید، به تدریج با نزدیک شدن به ساعت مورد نظر، کودک احساس خواب آلودگی کرده و برای به خواب رفتن کاملا آماده می گردد.

- ویژگی های فردی کودکتان را بشناسید، مهم این نیست که کودکان را وادار کنیم تعداد ساعت مشخصی بخوابند، بلکه نکته مهم تر این است که کودک در آن زمان به خواب عمیق فرو رفته و به استراحت بپردازد.

- در نظر داشته باشید که پس از فرا رسیدن ساعت خواب کودک، بد نیست او را برای مدتی تنها بگذارید تا در آرامش به خواب رود. لزومی ندارد والدین تا به خواب رفتن کامل کودک در کنار او باشند. هر کودک نیاز به یادگرفتن این نکته دارد که چگونه باید به تنهایی بخوابد.

روشی مناسب را به کار گیرید


- در برخی از کودکان شما می توانید به سادگی با گفتن این جمله که "پانزده دقیقه بیشتر به وقت خواب باقی نمانده، وقت آماده شدن برای رفتن به رختخواب است" کودکتان را روانه اتاق خواب نمایید.

- مراحل مختلفی را برای دستیابی به روش مناسب دنبال کنید، برای مثال کارهای زیر را درنظر بگیرید: پس از حمام گرفتن، کودک یک کتاب داستان را انتخاب می کند، پدر یا مادر بر روی صندلی همیشگی می نشیند. در پایان، ماجرا با بوسیدن و در آغوش گرفتن کودک و خاموش کردن چراغ اتاق پایان می یابد.

- این کار را ادامه دهید، استفاده از یک روش ثابت منجر به تغییر عادت کودک می شود. خوابیدن نیز عادتی است که کودک باید آن را بیاموزد و با تکرار این کار در خوابیدن مهارت پیدا می کند.

- دقت داشته باشید که هیچگاه یک روش ثابت در کودکان مختلف به یک نتیجه واحد نمی انجامد، هر کودکی روش خاصی نیاز دارد. والدین باید با شناخت کامل کودک خود، طریقه مناسب را بیابند. اگر یک روش جواب نداد، آن را تغییر دهید.

مکان مناسب خواب کودک را فراهم کنید

- قبل از خواب اجازه ندهید کودکتان خوراکی های محرکی که مانع خواب او می شوند مانند شکلات و امثال آن را مصرف کند، بهتر است از دیدن فیلم ترسناک و تحرک بیش از اندازه کودک پیش از خواب نیز بپرهیزید. 


- به خواسته های کودکتان در این مورد توجه کنید و آنها را رعایت کنید. برخی کودکان چراغ خواب دوست دارند، برخی ترجیح می دهند درب اتاق نیمه باز بماند یا حتی شخصیت کارتونی یا عروسک مورد علاقه شان را با خود به رختخواب ببرند.

از عادات بد اجتناب کنید
- هیچگاه به تختخواب رفتن و خوابیدن را به عنوان تنبیه در مورد کودک به کار نگیرید. در مواقع لزوم استفاده از جمله " خوب ... دیگر کافی است، وقت خواب فرا رسیده " بسیار مناسب تر از جملات تهدید آمیزی چون : "اگر بلافاصله دست از این کار برنداری، مجبور می شوی به تختخواب بروی " خواهد بود.



- هیچگاه کودک را تشویق نکنید در تختخواب شما بخوابد زیرا ممکن است این کار برای او عادت شود. به جز در موارد استثنایی که کودک با مشکلی مانند بیماری، تب و یا کابوس های شبانه روبرو شده، به او تلقین کنید که بهترین و راحت ترین جا برای خوابیدن تختخواب خودش است. به طور کلی هر کودک باید یاد بگیرد چگونه در تختخواب خودش بخوابد.

اگر کودک نیمه های شب از خواب پرید
- با ملایمت با او رفتار کنید، اعتماد به نفس لازم برای به خواب رفتن مجدد را به کودک بدهید. برخی مواقع اطمینان دادن به کودک آسان ترین و تنها چاره کار است.

- در چنین مواقعی از صحبت کردن و بحث دوری کنید، اگر کودک خواب بدی دیده، هرگز در آن حالت از او نخواهید خوابش را تعریف کند و مطلقا وارد جزئیات نشوید.

- هیچگاه مراحل انجام شده برای خواب کودکتان را تکرار نکنید، مثلا مجددا کتاب داستان برای او نخوانید، بلکه خیلی راحت با قضیه برخورد کنید و به کودک تلقین کنید که قادر است به آرامی ادامه خوابش را دنبال کند.

- صبح ها کودک را به دلیل خوابیدن در اتاق خودش تشویق کنید و به او جایزه بدهید. این کار به سرعت تاثیر می گذارد و برای پایان روز تدارک مناسبی است.

اگر مشکل به روش های فوق حل نشد، چه باید کرد؟


- بی خوابی کودکان در شب، ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد، طبیعتا راه حل های بی شماری نیز برای مقابله با آنها وجود دارند. ممکن است شما نیاز داشته باشید در مورد بی خوابی کودکتان با یک پزشک متخصص کودکان مشورت کنید.

- اگر کابوس های شبانه، ترس و نگرانی به هنگام خواب در کودکتان ادامه پیدا کرد، بهتر است ریشه این ترس را بیابید. ممکن است این احساس کودک از مشکلاتی در مدرسه، یک مشکل روحی و یا مشکلات خانوادگی ناشی شده باشد.

- اگر مدت زمان خواب کودکتان بیش از حد طولانی یا بیش از انداره کوتاه است، این موضوع را جدی بگیرید و دلیل آنرا پی گیری نمایید. ممکن است منشاء این قضیه مشکلات روحی و روانی کودک باشد.

********************************************

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

از دغدغه های هر مادری بعد از  از شیر گیری و پوشک  کودک اش.. حل کردن مشکل خواب فرزندش می باشد.

خوشبختانه طی این چند ماه به کمک فرشته مهربون!! و جایزه هایش

 پریسا توانست به تنها خوابیدن عادت کند

مشکل بعدی دیر خوابیدن او بود که امیدوارم به زودی با کمک مربیان مهد کودک اش

شاهد موفقیت او سایر اطرافیان!! هم باشیم!

ساعت خواب پریسا را درعکس ذیل می بینید ::

در پشت کارت به تعداد روز ها عدد نوشته شده است که مادر بایستی تایید کند کدام روزها فرزندش ساعت ۹ به خواب رفته است.

در حال حاضر ۳ شب است که پریسا در اوج ناباوری!! بین ساعات ۹ تا ۹.۴۵ به خواب رفته است . که در طی این ۵ سال جزو شاهکار های ایشان به حساب می رود!

                

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪۵

جالب ترین اس ام اس های دریافتی در هفته  ای که گذشت:

 به دليل سهميه بندي بنزين و خانه نشين شدن مردان-جمعيت ايران تا 9 ماه آينده 10 برابر خواهد شد (سازمان آمار و جمعيت)

از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ آبان ۱۳۸٦
 

چند بار به همسر خود نامه نوشته ايد؟؟

 

اصلا ضرورتي بر نوشتن نامه به همسر خود مي بينيد؟؟

چرا از اين راه براي رفع شدن سوئ تفاهم ها.. ابراز علاقه بيشتر و ... استفاده نمي كنيم؟؟

چه چیزی میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک نامه عاشقانه دسـت نـویس بـاشـد. کافی است که

بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل کـنید. چیزی که نامه عـاشقانه

را از سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه

 محبوب خود نشان می دهید کـه او را بـه خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را فقط و

فقط از طریق عشق خود بدست آورده اید.

تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب است

سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او بگویید که دقیقا چه احساسی را

 در شما ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد که باعث می شود شما یک

چنین احساسی داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو" استفاده کنید

 تا نامه شما مستقیما او را مخاطب قرار دهد.

 پیش از اینکه شروع به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به محبوب خود فکر کنید

. شاید سوالات زیر به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان را بهتر به جریان بیندازید:

 

- بهترین توانایی او چیست؟

- متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش قبلا از آن خبر نداشته؟

- رمانتیک ترین کاری که او تا به حال برای شما انجام داده چیست؟

- در امور روزمره زندگی چه کاری انجام می دهد که گویای اهمیت او نسبت به شماست؟

- چه موقع عاشق او شدید؟

- کدامیک از خوبی های او شما را شگفت زده می کند؟

- بهترین خاطره مشترکتان چیست؟

- از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی در زندگی شما ایجاد شد؟

البته شما می توانید نامه را به هر طریق که مایل بودید شروع کنید

 فقط کافی است نام او را ذکر کنید. لازم نیست که از همان ابتدا خیلی

احساساتی برخورد کنید. یک "عزیزم" ساده کفایت می کند.

 نامه را با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که آنرا دوست می دارید شروع کنید.

 سعی کنید در مورد او از جمله های منحصر به فرد استفاده کنید،

 مثلا "من هیچ گاه در زندگی خود با کسی که به اندازه تو ....... باشد ملاقات نکرده ام.

" و یا " هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث نشده بود که من احساس ...... کنم."

با یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود که رتبه بندی او در ذهن شما

 با بقیه فرق می کند و جایگاه او از سایرین بالاتر است.

یک راه ساده برای شروع نامه های عاشقانه
در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید،

 از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد.

 مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند

 پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را

 مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید.

لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و

 صمیمی باشید

به نظر من بهترين زمانها براي نوشتن يك نامه:

روز تولد  همسر

سالگرد عقد يا ازدواج

سالگرد اشنايي يا خواستگاري

روز تولد فرزند

 و

در مواقع بحراني مثلا بعد از يك دعوا و مرافه !!

خود من به شخصه 4 يا 5 بار از اين گونه نامه ها نوشته ام .

 و تاثيرات آنرا به وضوح مشاهده كرده ام.

شما چطور؟؟

                     

 


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ آبان ۱۳۸٦
 

صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم

تست  چند گزينه اي:

اگر شما در قسمت سثد موبايل كسي كه دوستش داريد ببينيد

 كه اين بيت شعر براي فرد مونثي فرستاده شده چه عكس العملي  داريد؟

1: به روي خود نمي اوريد و رابطه خود را ادامه مي دهيد

2: همانجا گوشي را به زمين زده و به حالت قهر صحنه را ترك مي كنيد

3: لبخند مي زنيد و مي گوييد: چشمم روشن .. نو كه اومد به بازار كهنه مي شه دل ازار

4: همانجا به اون شماره زنگ مي زنيد و جتازه اش را تحويل مي گيريد!

5: باج مي گيريد كه به اون شماره زنگ نزنيد و ...مبلغ باج مي تواند براساس توافق طرفين باشد

فسمت سند موبايل هر فرد خصوصي ترين قسمت يك گوشي همراه مي باشد . البته واضح و مبرهن است كه چك كردن اين قسمت توسط فرد ديگري غير از صاحب گوشي كار بسيار زشت و شنيع و غير قابل بخشش مي باشد اما با در نظر گرفتن بعضي مصالح!!!

گاهي اوقت لازم است كه اين كار بسيار زشت انجام شود:

1: موبايل افراد  در دوران نامزدي!!

2: موبايل افرادي كه خيلي لاو مي تركونند براي دوستشون

3: موبايل فرزند

   و موردهاي ديگري كه خودتون صلاح مي دانيد!

**    **    **    **    **  **    **    **    **    **    **   **     **   **

 وقتي ديدمش باورم نمي شد اين همون  خانم (..) محجوب و سر به زير  دانشگاه امون   بود .

موهاشو  شرابي كرده بود...صورت عين عروسك گريم شده..رنگ لاك ناخن با رنگ روسري و كفش هماهنگ شده و ..

تا نيم ساعتي همه بچه ها كه بعد از چند سال دور هم جمع شده بوديم تو نخ خانم(..) بوديم.

از ازدواجش پرسيديم..عروس يك خانواده ترك شده بود و از تهران به شهرستان (...) رفته بود.

بحث بچه ها به موقت بودن عشق بعد از ازدواج و بد شدن شرايط جامعه و

 تنوع طلبي آقايون و ... رسيد.

من به بچه ها گفتم: طبق چيزهايي كه من ديدم..مردها ذاتا تنوع طلب اند .

  و نمي شه زياد هم به اين قضيه گير داد.

 خانم (..)  طي بيانات جامع و كاملي خطابه ايراد كردند كه هيچي براي

 شوهرشون كم نمي ذارند و هر روز يك رنگ و يك جور لباس مي پوشند و

  در  رابطه زناشويي  و مسايل جنسي هم ديگه براي شوهرش  كم  نمي ذاره و ... خلاصه

همه محو سخنان و كلمات خانم  (..) شده بوديم ..همچين با اب و تاب

 از شوهر داري اش تعريف مي كرد كه نگو و نپرس.

بعد ازينكه همه با هم خداحافظي كرديم رفيق جون جوني خانم(...) كه شوهرش هم  با شوهر خانم(...) دوست اند   در گوش ام گفت  : طفلكي (...) خبر نداره   كه شوهرش  خلاف اون  چيزي است كه خودش فكر مي كنه. من هم نتونستم تا حالا بهش چيزي بگم. مي ترسم ديونه بشه.  يكبار كه مست كرده بود جريان اشنايي اش را با يك خانمي براي شوهرم تعريف كرده بود و...........!