کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧
 

عشق از دیدگاه، دکتر علی شریعتی

عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه
واز روی بصیرت روشن و زلال.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
دوست داشتن از روح طلوع می کند و
تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.

عشق جنون است
و جنون چیزی جز خرابی
و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
در دوست می بیند و می یابد.

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
بی انتها و مطلق.

عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.

عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
که دوست را به دوست می برد.

عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:
“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
معشوق نیز منفور میگردد

دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است
از جنس این عالم نیست.”

*************************************

پرنده ماه تولدتان

پرنده ماه تولدتان از شما چه می گوید:
ماههای تولد معمولا از پر رمز و رازترین گزینه هایی هستند که روان شناسان را به سوی خود جلب می کنید و بر همین اساس انها افراد را به رنگها،گلها،میوه ها و پرندگان مختلفی تشبیه می کنند که می توانند رازهای مگوی شخصیتی را بازگو سازند.

اول فروردین تا 25فروردین(شاهین)
مقتدر و توانا هستید.معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی ابن کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید.
------------ --------- --------- -------
26فروردین تا 22 اردیبهشت(مرغابی)
برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید،اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند.
گاهی بی دقت می شوید،بنابراین ضررهایی می بینید.
------------ --------- --------- --------- ----
23اردیبهشت تا 19خرداد(قمری)
طبیعتا ارامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و به ندرت از ان خسته می شوید.بردبار،سازگارو در عین حال جذاب هستید.
------------ --------- --------- ------
20 خرداد تا 16 تیر(عقاب)
شخصیتی بسیار محترم دارید.هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با یک نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید.بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما ان است که قادرید از جنبه های نا چیز و مادی فرا تر رفته و ماورای ان را ببینید.
------------ --------- --------- ------
17 تیر تا 13مرداد(بلبل)
معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید.هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد.
------------ --------- --------- ------
14مرداد ات 10شهریور(مرغ ماهیخوار)
شخصیتی رنگی و پر زرق و برق دارید که همیشه مشتاق رویارویی هستید و از این کار لذت می برید.مهمترین مسائل پیرامون خود را به مرور با خونسردی حل و فصل می کنید بسیار حساس و تیزهوشید.
------------ --------- --------- -
11 شهریور تا 7مهر(قو)
همانند قو مغرور و سربلندید وشخصیتی پیچیده دارید.با اینکه در ظاهر شخصی بسیار ارام و راحت هستید اما در باطن برای سازگار کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید.بندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.
------------ --------- ---------
8مهر تا 5ابان(دارکوب)
سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا.برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید.برخی اوقات به نظر حواس پرت می ایید.اما این فقط ظاهر شماست!
------------ --------- --------- -
6ابان تا 3اذر(باز کوچک)
ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید!با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و از انچه در اطرافتان می گذرد اشفته و مضطرب نمی گردید.
------------ --------- --------- -
4اذرتا 2دی(کلاغ)
به غایت گیرا،پر انرژی و مقاوم هستید و همچنین با هوش،در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست می باشید.عاشق رقابت می باشید و از طبیعت،جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید.
------------ --------- -----
3دی تا30دی(حواصیل)
جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می ایید.در عبوراز مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید،اما انقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می ایید.
------------ --------- -------
1بهمن تا 28بهمن(سینه سرخ)
شما یک برونگرای خونسرد هستیدکه طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید.بسیار خانواده دوست هستید،اگرچه گاهی کمی ستیزه جو می شوید.
------------ --------- ---------
29 بهمن تا اخر اسفند(سهره)
زرنگ،حساس و گوش به زنگ هستید.ذاتا فردی اجتماعی و خونگرمید،چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگه نمی توانند ان را بیابند.منظم و اهل ورزش هستید


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٧
 

کیسه آشغالی که مترو سوار شد!!

 زن به کیسه نگاه کرد . محکم درش را در دستانش فشار داد.  خدا خدا کرد  که نکنه  بوش در بیاد.. از طرفی خنده اش هم گرفته بود ! کی فکرشو می کرد یکروزی با یک کیسه آشغال بیاد سوار مترو بشه!!

موقع پیاده شدن از ماشین اش  چشمش خورد به کیسه بزرگ اشغال(خوشبختانه کیسه سفید  بود).دور و اطرافشو نگاه کرد. اثری از سطل زباله نبود!! وقت  دور زدن با ماشین هم نبود. به ناچار تصمیم گرفت که با اشغال ها بره داخل  مترو!!

توی جمعیت شلوغ مترو  کم کم بوی پنیر و میوه گندیده از تو اشغالا به بینی اش برخورد..  یک خانمی صداش در آمد  و گفت: باز این تهویه مترو خرابه .  یکی اون دگمه رو بزنه به راننده بگه که تهویه رو روشن کنه.!!امکان گره زدن کیسه به هیچ وجه امکان نداشت. جعبه شیرینی داخل کیسه خیلی بزرگ بود  . تنها کاری که می تونست انجام بده  این بود  که سر کیسه رو در دستانش جمع کنه که کمتر بوش در بیاد.خوشبختانه  3 تا ایستگاه متروبیشتر  باقی نمونده بود..از مترو که بیرون امد  فقط چشمانش به دنبال سطل زباله می گشت. نزدیکای میدون جمهوری انگار دنیارو بهش دادند وقتی چشمانش به جمال گمشده اش منور شد..وقتی کیسه را داخل سطل انداخت نفس راحتی کشید و با خود عهد کرد دیگر  کیسه آشغال خانه را در ماشین نگذارد!!!!


 
 
گریم قلعه سحر آمیز
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٧
 

اجرای گروه : روز چهارشنبه ۲۰ شهریورساعت ۴ بعد از ظهر

مکان: کانون پرورشی فکری کودکان استان تهران

 از سمت راست: ردیف اول  نفر دوم(کنار خواننده گروه)

 

 


 
 
همنوازی 2:
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧
 

همکار اداره ام اول صبح وقتی که منو می بینه با ذوق و شوق می گه: بیا یک چیز جالب برات تعریف کنم. دیشب ما یک کنسرتی رفته بودیم. از یک انجمن خیریه به اسم مهر آفرین هم  اونجا تبلیغات داشت.ویک خبرنامه ای رو هم پخش می کردند .من دو تاشو برداشتم.امروز صبح که داشتم صبحونه می خوردم چشمم خورد به صفحه اول مجله.دیدم عکس دختر شما روشه!!

 

با تعجب می گم:جدی می گی؟؟

بعد از تو کیفش مجله را در می اره و می گه: این مال شما.

 

                       

یاد همنوازی بچه ها در جشن انجمن خیریه مهر آفرین افتادم. چقدر بعد از جشن حرص خوردم که چرا  دوربین فیلمبرداری یا عکاسی با خودم نبرده بودم که از پری خاطره باشه. فقط با موبایلم کمی فیلم و عکس گرفتم. اون دو تا مادری هم که فیلم و عکس گرفتند از بچه .. چون پریسا نفر اخر از ردیف اول بوده  تو فیلم و عکس اونا نبوده.. این دو ماه خیلی درگیری ذهنی برای خودم ایجاد کرده بودم. و حالا با دیدن این مجله و اینکه تنها عکس پریسا  از کل گروه هم روی جلد و هم در وسط مجله عرض اندام می کنه احساس خوبی بهم دست داد.

 

 

یک حس شیطونی می گه مجله را روز دوشنبه که کلاس همنوازی بچه هاست ببرم حال همه مامان های بچه ها را بگیرم!!!!!

***مجله را به پریسا نشون میدم. کلی ذوق می کنه. بیشتر از اینکه فقط عکس خودش اونجاست.بعد هم می گه: مامان دیدی بلاخره عکس من هم تو مجله چاپ شد!!!!((دو سال پیش که تو یک نشریه خانواده ستون مطالب تغذیه ای داشتم هر بار که پریسا مجله را می دید  ازم می پرسید: مامان عکستو چطوری تو این مجله زدی؟؟ ))


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٧
 

برای شمردنش انگشت کم می اورم.انگشتای  دست و پاهایم را جمع می زنم با دستای کوچولوی پریسا.. باز هم مجبورم 3 تا انگشت از پاهای دخترکم را قرض بگیرم.پریسا من رو محکم در آغوش می گیره و می گه: مامان من چی باید برات می خریدم؟؟ گل سر؟

در گوشش می گم: اینجور وقتا باید بری پیش بابا رضا و ازون بپرسی..در همین حین بابا رضا صداش می کنه و دو تایی می رن تو اتاق و صدای خش و خش  کاغذ کادو و ... می اد. بعد از چند دقیقه پریسا با یک کادو در دست به کنارم می اد.

ازش تشکر می کنم و کادو را باز می کنم. انواع و اقسام شکلات های خارجی.مناسب برای افزایش وزن

رضا می خنده و می گه: مثل اون دفعه نیام ببینم که جعبه خالی هاش تو یخچاله!!

ازش تشکر می کنم .ایندفعه به جای پول نقد، پول حواله کرده به عابر بانک ام و برگه  صورتحسابشو روی شکلات ها چسبانده!!

از من معذرت می خواد و می گه: ببخش که بیشتر از این نتونستم از خجالتت در بیام.می دونی که به خاطر خرید.............*. دستم خالی شده!

چند لحظه بعد می ره سر وقت اس ام اس هام و می پرسه: اجازه هست ببینیم کیا تبریک گفتن:

بابا و مامانت. خان داداش ات و خانمش .داداش کوچیکه..خاله اعظم. حمید. امیر . شهزاد.کیمیا.خالید (از عمان).غزاله.طاهره.شیرین.اشرف.وشیرین (شمیم).مهرداد.فروغ(انگلیس).فیروزه..الهام.

 

بعد با تعجب می پرسه : پس اس ام اس فلانی کو؟؟

برق شعف و شادی از چشمانم   هویدا می شود می گویم: تولدم یادش رفته.شاید به خاطر اینکه مسافرت بودن. اما هیچ عذر و بهانه ای ازش قبول نیست. یادته رضا. چقدر از دست دوستا و فامیل و اشناهاش شاکی بود که تولدشو یادشون رفته بوده... یادته  چقدر به خانمش غر می زد که چرا فلانی  تولد منو یادش رفته..!!

حالا  یا آتویی که  ازش تو دستمه موندم چطوری می خواد......!!

رضا   می گه: تو که ازین اخلاقا نداشتی؟؟

لبخندی می زنم و می گم: اثرات افزایش سن است!!

*********************************

 

  • به نظر شما در جای خالی چه گزینه ای مناسبتر است:

1:ماشین

2: خونه

3:زمین

4: هرسه

 

به نظر شما سزای کسی که تولد منو فراموش کرده چیست؟

1: جریمه

2: قهر

3: هر دو


 
 
خیانت آری با نه؟
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧
 

پادشاهی بود که حرمسرای بزرگی داشت و رنگ و وارنگ زن های مختلف، بعد حکیمی، یک سبد تخم مرغ رنگ شده براش آورد، در طرحهای مختلف، بهش گفت انتخاب کن، پادشاه نمیتونست انتخاب کنه، هی یکی رو بر میداشت باز میگفت نه اون خوشگلتره، در نهایت همون آدم گفت که حالا چند تاش رو انتخاب کن بخور، همینکار رو کرد بعد ازش پرسید کدومش خوشمزه تر بود گفت همه اش یه مزه بود، بهش گفت ببین، این جریان همون حرمسراییه که راه انداختی، فقط ظاهرشون کمی با هم فرق میکنه، اما مزه همشون یکیه، حالا هم یک زن رو انتخاب کن و تا آخر با همون خوش بگذرون...

 

توی یک جمع زنونه نشسته بودم. و بحث داغی در مورد خیات آقایون به راه بود. یکی گفت: همسرش با منشی اش  دوست شده بوده..اون یکی گفت شوهرش با یک دختر 23 ساله دوست شده  .......

 

یاد دوست صمیمی ام افتادم که هفته پیش سوار یک ماشین پراید شده بود و راننده ازش خواسته بوده که باهاش در ارتباط باشه. آقاهه متاهل بوده و به گفته خودش خیلی احساساتی و ... بوده و دنبال یکی می گشته که بتونه باهاش خیلی راحت باشه و دوستش داشته باشه و ...

این دوست ما هم یک هفته ای با این آقا تلفن و اس ام اس و چت می کنه و  سر یک هفته این ارتباط را قطع می کنه! نکته جالب اینکه جدیدا مد شده  مردها یک ایرانسل می گیرند و اس ام اس های خودشون به طرف! با اون می دن و بعد دوباره سیم کارت اصلی اشونو دوباره سر جاش می ذارند.

 

از فکر دوست ام اومدم بیرون...ولی باز هنوز بحث توی جمع برپا بود.  می خواستم ببینم چی می شه یک مردی دنبال این می ره که به زنش خیانت کنه؟؟

 

1: اینکه معمولا وضع مالی اش  خیلی خوب بشه؟؟(همون شلوار دوتا شدن)

2: از لحاظ روحی خانمش نتونه ساپورت اش کنه؟

3: از لحاظ........ خانمش نتونه ساپورت کنه؟؟

4: مرد مشکل اخلاقی داره؟

5: از روی چشم و همچشمی با سایر آقایون اینکارو بکنه؟(جدیدا مردها از اینکه رفیقه ای در زندگی اشون دارند به عنوان یک افتخار یاد می کنند)

6:مردها بعد از یک مدت نسبت به زنهاشون بی تفاوت می شوندمثلا مرده می خواد بره بیرون شیش تیغ می کنه ولی  با خانمش صورتش مثل سیم ظرفشویی می مونه...یا اینکه اگه بخواد زنشو ببره رستوران می گرده یک جای نزدیک و کم خرج را پیدا می کنه اما وقتی بخواد دوست دخترشو ببره کمتر از تاج محل را قبول نداره!!!

 

یکی از تو جمع می زنه رو شونه ام و می گه: چته ساکتی؟؟ چرا تو بحث شرکت نمی کنی؟؟ تو هیچوقت نمی ری موبایل شوهرتو چک کنی؟؟ اگه بفهمی شوهرت با یکی دوسته چکار می کنی؟

 

فکر می کنم چند بار به قصد چک کردن موبایل رضارو شخم زدم؟؟ به تعداد انگشتان دست هایم شاید در این 9 سال.. در مورد سوال بعدی اش عمدا جوابی نمی دم چون می دونم 99 درصد زن های اون جمع با نظر من مخالف هستند.. به همین خاطر سکوت می کنم.

 

اما اینجا که می تونم بگم؟

یا من اینقدر عرضه دارم که همه جوره  همسرم را ساپورت کنم که دنبال  جایگزین نگرده یا عرضه  ندارم.

اگه عرضه دارم و همسرم با وجود این عرضه بازم بره دنبال یک نفر دیگه که دیگه اون مرد به درد من نمی خوره و اقدامات بعدی و.........

 

یا اینکه عرضه ندارم و نمی تونم نیازهای اونو براورده کنم که در اینصورت بهش حق می دم که   در رفع این کمبودش تلاش کنه!!

 

 

*خواهشا منو دعوا نکنید.. خوب نظرمو رک گفتم.در ضمن  اینو هم بگم اگه خیانت زن هارو کمتر می شنویم علتش اینه که برخورد قانون ، اجتماع ، اذهان عمومی ،عرف و شرع  در مورد خیانت زن شوهر دار با خیانت مرد زن دار کاملا متفاوته.....


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧
 


 
 
 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧
 

به لطف چند تا از دوستان تلفن و ادرس  چند تا آرایشگاه خوب  به دستم رسیده. به هرکدوم که زنگ می زنم  می گن: پشت تلفن قیمت نمی دیم.اگه ارایش کامل با مو دارید 5 ساعت قبل اینجا باشید اگه ارایش دارید 3 ساعت!

 

مراجعه که می کنم می گویند:ساده می خوای یا گریم.  فشن می خوای یا سنتی. اینو می خوای یا اون و هر کدوم قیمتی جداگانه دارد. از 15 هزار تومن تا 150 هزار تومان!!!!

این تازه قیمت آرایش است. اگه  مو را هم اضافه کنی این قیمتها تقریبا دوبل می شوند!

 

با خودم فکر می کنم خوبه که برم پوستیژ بخرم . تنها جایی که به ما نزدیک است و اجازه پرو هم می دهد بوستان پونک است.

اگه بخوای فقط پرو کنی و نخری باید 1500 تومن بدی. اما اگر بخوای بخری می تونی تا 5 عدد را امتحان کنی و بعد خرید کنی.

 

یکی از مدل ها را انتخاب می کنم و  47 تومن ناقابل را تقدیم می کنم.

 

بابای پریسا وقتی می بیند می گوید:  خب می رفتی آرایشگاه و....حرفشو قطع می کنم و می گم: اگه آرایشگاه بخواد این مو را با همین ترکیب رنگ مش دربیاره حداقل 200 تومن باید بدم... تازه معلوم نیست به همین شیکی بشه!!

 

رضا هم مثل همیشه می گه:امان از این قرو فر شما زنها!

*عروسی شنبه  ٢ شهریور است