کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

پریسا بی دندون
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

پریسا بی دندون            افتاد تو قندونخمیازه

انبر بیارینلبخند                   درش بیارینقلب

پریسا قبل از خواب::

مامان  بچه ها تو مهد گفتند که وقتی دندون افتاده اشونو گذاشتند زیر بالش فردا صبح اش فرشته مهربون براشون کادو می ذاره..میشه

به فرشته مهربون اس ام اس بزنی بگی دندون من افتاده و من توی مهد گم اش کردم تا بیاد بهم جایزه بده/؟؟؟/؟؟

**********************

چهارشنبه:

مامان تب دارم

ا اااااا.......این دونه ها چیه؟؟

ابله مرغونننننننننننننننننن گرفتی پریسا!!

به سلامتیییییییییییییییییییییییییییییییییی


 
 
ورزش اسکیت
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

اسکیت سواری
این روزها ، کفش های چرخ دار اسکیت و تخته اسکیت از جذاب ترین فعالیت های تفریحی کودکان و نوجوانان به شمار می روند . این سرگرمی نه تنها مفرح و نشاط انگیز است ، بلکه موجب تحرک ، جنب و جوش و فعالیت های بدنی نیز می شود . متأسفانه برخی از کودکان بدون در نظر گرفتن محیط مناسب ویژه این سرگرمی در معابر و خیابان ها با یکدیگر رفابت کرده و به اجرای حرکات نمایشی می پردازند که متأسفانه بر اثر بی احتیاطی موجب بروز صدمات جبران ناپذیری در اعضای بدن به ویژه در ناحیه مچ دست و پا ، بازو ، زانو ، صورت و قوزک پا می شود .
نکات ایمنی
برای کاهش خطرات و تصادفات اسکیت ، از پوشاک مناسب ، کلاه ایمنی ،‌گارد مچ پا ، دست و زانو و پدهای آرنج استفاده کنید .
پیشنهاد به والدین
اغلب والدین سئوال می کنند بهترین سن برای شروع اسکیت چه زمانی است ؟ به طور کلی کودکان دوره ابتدایی به شرطی که قدرت بدنی ، هماهنگی و قدرت تشخیص مناسب داشته باشند ، می توانند از این وسیله استفاده کنند .
پیشنهاد می شود فرزندانتان برای شروع از کفش های چرخ دار اسکیت چهارچرخ استفاده کنند زیرا در هنگام آموزش قابلیت کنترل بیشتری دارند .
بهترین مکان برای اسکیت ، پیست های داخل سالن است که دارای روشنایی مناسب و سطح صاف می باشند . پس از اینکه فرزندتان مهارت و کنترل کافی بر روی کفش های چرخ دار به دست آورد ، می توانید چگونگی استفاده از تخته اسکیت را نیز به او بیاموزید .

************************************

وارد مغازه که می شم  فروشنده انواع و اقسام کفش هارو نشون می ده و میگه:

همه اینها چینی هستند از ۴٠ تومن به بالا.

یکی از کفش ها نظرمو جلب می کنه. می پرسم چند؟

 میگه بهترین نوع کفشمونو انتخاب کردید ١٠٨ تومن.

دلم میگه:: بیخیال من تا ۶٠ تومن بیشتر در نظر نگرفتم.و ..

بقیه کفش هارو نگاه می کنم.

 بیخود نبود که گفته اند: هر چقدر  پول بدی همونقدر آش می خوری!!

عقلم میگه:

یک کفشی انتخاب کن که پای بچه راحت باشه. به کمرش فشار نیاد و  روان باشه.

فروشنده اصرار داره به ١٠٨ تو منیه ومیگه من  چون خودم هم مربی اسکی بودم

فقط همینو پیشنهاد می دم.

بلاخره در کشمکش عقل و دل....عقل پیروز می شه و  جعبه کفش با متعلقات ایمنی اش صندوق عقب گذاشته می شود

پریسا را که می بینم بهش میگم :

ببین دخترم اگه تک نوازی سنتورت  را  در جشن اخر  سال دوره  پیش دبستانی عالی بزنیمن برات کفش اسکیت خواهم خرید.

پریسا ذوق در می کنه و تایید می کنه و می گه: من همه اشو بلدم. حالا مجبورم تا خرداد صبر کنم واسه بردن کلاس اسکیت  پریسا

** جای خوب حوالی غرب تهران برای آموزش اسکیت سراغ دارید؟؟


 
 
شنبه روز قاط من و بعضی ها
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

**با چه زبونی بگم مننننننننننننن شنبه هارو دوست ندارم.سبز

***دوست دارم خیابونای زندگی امو سنگفرش  کنم. الان خاکی خاکیه. تازه

بعضی جاها هم که بارون اومده شده عین باتلاق شده .وقتی میرم توش  دیگه خدا

میدونه چطوری و با چه مشقتی خارج می شم. روزی چند بار مجبورم لباسشویی

ذهنمو روشن کنم با درجه ٧٠ و پودر چندکاره(.....)که خاک هاو لکه هارو از بین ببره.

تازه لکه بر هم گرفتم. طرز کارش میدونی چطوره؟

واسه خاطرات  قدیمی باید  این لکه بر را بزنیو بذاری ٢۴ ساعت بمونه بعد بندازی تو

لباسشویی.واسه خاطرات جدید ۴ ساعت کافیه.

نمی دونم چرا این لکه بر.... روی قدیمیا جواب نمی ده.گریه

 

 _________

کوچیک که بودم. همسن پریسا همیشه تو تصوراتم یک ماشین داشتم که پرنده بود.

حالا اینم عکس اولین ماشین پرنده در استرالیا قیمتش ٢٠٠ میلیون

 


 
 
تشخیص اشتباه و گوشی جدید
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

از یکی از شهرستانها به موبایلم زنگ زدند و گفتن اگه امکان داره برنامه غذایی یک بچه رو که تشخیص بیماری فنیل کتونوری براش دادند را بنویس تا  متخصص تغذیه خودشون از سفر بیاد. هول هول و تندی تندی مشخصات میگیرم و سریع یک برنامه می نویسم و به  فکس داده شده ارسال می کنم. دقیقه نود تلفن  همراه خودمو پایین برگه اضافه می کنم و می نویسم: لطفا خانواده بیمار با من تماس بگیره اگه سوالی  داشت.

ساعت حدودای 4 تلفن های پدر و مادر این بچه 23 ماهه شروع میشه. هر ساعت یک تلفن. که بچه ما کم غذاست و این شیر مخصوص پی کی یو بدمزس و بچه بالا اورده و.....

خلاصه تو تلفن 5 یا 6 بود که مادر دختر کوچولوی 23 ماهه به گریه افتاد و گفت:

ما 17 سال بچه دار نمی شدیم. این بچه رو از بهزیستی گرفتیم. چرا بعد اون همه آزمایش بهمون نگفتن که.....!!

کم کم حس 6 ام به قول معروف وود وود میکنه و ازش می خوام آزمایشات را برام فکس کنه. فردای اونروز  جواب ازمایشات را می بینم و از  مادر بیمار می خوام برای آزمایشات تکمیلی بیاد تهران و به نظرم بیمار پی کی یو نیست.

اگه حدس ام درست باشه این مورد چهارمین  موردی است که تشخیص یک دکتر را رد کردم و درست از آب درومده!!!

ادامه دارد...

پ.ن:

بلاخره طلسم خریدن گوشی شکست و سونی اریکسون ٨ مگاپیکسلی (سی 905) رو که از قبل عید می خواستم بگیرم را در یک اقدام شجاعانه  خریداری کردم.

برای من که کیفیت دوربین گوشی الویت اول  را داره فعلن بهترین گزینه است. متاسفانه نوکیا  بیشتر از ۵ را نزده .    هر چند عکسهای گوشی نوکیا  پر اب و رنگ تره.

دوستی می گفت: تو برو یک گوشی معمولی بردار  به جاش یک دوربین دیجیتال بگیر.

اما   دوربینو نمی شه همیشه تو کیف گذاشت.. اونم تو کیف من که کمد آقای ووپی است.

یک برنامه خوبی که این گوشی داره قدم شماره. طبق اخرین اطلاعات هر فردی باید ١٠ هزار گام در طول روز برداره که در اوج سلامتی باشه. دیروز که برنامه را اجرا کردم تا شب بیشتر از ٢ هزار قدم برنداشته بودم.................خیلی تنبلم ها!!!

در ضمن صدای گوشی موقع تلفن حرف زدن بسیار واضح و رساست و نسبت به گوشی قبلی ام (ان 73) تفاوت زیادی داره. اگر از بحث دوربین قوی این گوشی خارج شوم باید به بلوتوث A2DP، مدیا پلیر قوی، بازی های سه بعدی، رادیوی FM، فناوری جاوا، پخش ویدئو، مرورگر‌ WAP به همراه فید خوان، زنگ پلی‌فونیک، ایمیل، GPS، سیستم Wi-Fi و DLNA اشاره کنم.

پ.ن :

مخصوص شکموها


 
 
اجرای 19 اردیبهشت کانون
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

شب قبل ساعت ١١ استاد صمدی زنگ می زنه و در مورد برنامه امروز میگه ساعت

٢.٣٠ کانون فکری کودکان بلوار کشاورز باشید.

صبح وسط خواب و بیداری  پریسا بهش می گم:

دخترم اقا صمدی زنگ زده گفته امروز پریسا دف اشو بیاره تو اجرا به جای سنتور دف بزنه

همچین از تختش بلند شد که جا خوردم.

بعد واسه اینکه بیشتر هول نکنه گفتم نه مامان شوخی کردم.. بعد همچین کتکی نوش جان کردم که توبه کنم ازین شوخی ها  با  پریسا انجام دهم.

با عصبانیت گفت: دیگه نبینم ازین شوخی ها بکنی. فکر کنم بچه ام حسابی ترس برش داشته بود که نکنه واقعا قرار ه دف بزنه!!

بعد بلند شد گفت مامان دف امو بده حالا یک کم تمرین کنم(اعتماد به نفسو ببین)

خلاصه..............................................اجرای بچه ها بخوبی ساعت ۴ انجام شد.


 
 
بدون شرح
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 


 
 
محسن یگانه و معتمد آریا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

١٢ اردیبهشته و ۴ تا بلیط کنسرت محسن یگانه از غیب میرسه و پریسا رو پیش مادرشوهرت می ذاری و می ری کنسرت!!قیمت بلیط های ردیف پایین ۴٠ بود.مفت!

دوستامون دیر می رسند و تقریبا با نشستن ما روی صندلی ها برنامه آق محسن شروع می شه. نمی دونی که فرزند شهیده و ٢۴ سالشه. اینو بعد ها می فهمی.

همکار اداره ات می گه: شانس اورده یگانه و خدا براش  خواسته...

یاد آهنگ وبلاگت می افتی    به اسم گناهی ندارم وقتی که شروع به خوندنش می کنه.

اهنگ بنویس از سر خط...ماه عسل..منم خدارو دارم...اگه شکوه دارم از تو..

پشت سرت دو تا از هوادارای محسن نشستن و اسم اعضای گروه رو می دونن. حتی لقبی که تو گروه دارن.. مثلن وقتی که  نوازنده پرکاشن معرفی شد این دوتا داد زدن  به افتخار آمون!!  آخه طرف خیلی شبیه آمون بود.شیطان

 احساس رضایت نداری از صدای سن. نمی دونی  چرا فکری برای این ایرادات نمی کنن.

کنسرت قبلی هم همین مشکل بود.(کنسرت احسان).

کم کم به انتهای برنامه نزدیک می شی.  محسن یکی از اهنگاشو  به اسم  بارو بندیل دوبار می خونه و دائم تکرار می کنه که  از صندلی اتون بلند نشین. و همین باعث تحریک بیشتر تماشاچیانه.و..............ابله

یکی هم تو گروه بود که تعویض کردن گیتارهاش می رفت رو نروت(همون اعصاب)

4 تا گیتار آورده بود به رنگ های مختلف!!.. اما خداوکیلی تو اجراهای تکی کارش خوب بود.

از قسمت تکنوازی اعضای گروه خیلیییییییییییییییییییییییی لذت بردی. خصوصا یکی بود که گیتار می زد و خیلییییییییییییییییییییییییییی آقا و متین بود(جای برادری).

برنامه که تموم شد یادت می افته که ماشین پارکینگ طبقه چهارمه و تا برسی طبقه اول باید 40 دقیقه معطل بمونی!

جالبی برگشت اینه که خیلی از ماشین ها سی دی همون خواننده ای که کنسرت داشته را با صدای بلند پخش می کنند.

خیلی دلت می خواست وسط این همه پخش از محسن یگانه یک اهنگ از فرهاد را بذاری که میگه::::(اگه تونستی حدس بزنی کدوم آهنگش)

___________________________________

 اینجا رو ببین..کلیپ از معتمد آریا با صدای مامک خادمتعجب


 
 
معیار انتخاب شغل
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

پریسا موقع کادو کردن هدایا برای معلمین مهدش:

مامان من می خوام معلم بشم

چرا؟تو که می خواستی آرایشگر بشی؟

خوب دیگه نظرم عوض شد!

به خاطر کادو های روز معلم؟

آره. این همه کادو میگیرم.خوش به حالم می شه!!

پ.ن:

 دیشب مهمون های ناخونده ما!!((بعدا تعریف می کنم)) یک دسته گل شامل 5 تا رزهلندی برامون آوردند  که کلی بهمون حال داد و امروز زحمت گل فروشی رفتن را از سر ما کم کرد!

پ.ن2:

روز معلم رو به همه معلم ها تبریک می گم. همچنین به تمام بازنشسته های آموزش و پرورش و به مامان و بابای مهربونم که هر دو معلم اند.

پ.ن 3:

یک مدرسه دولتی پیدا کردم که تا ساعت 5 بچه ها می موند تو مدرسه. الهام یا بهاره   کدومتون بودید  اسم این مدرسه را می خواستید؟


 
 
معضل انتخاب مدرسه 5 ویک روز فوق گند
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

دوشنبه صبح قبل از رفتن به اداره تصمیم داشتم  دسته جمعی اول صبحی بریم اون مدرسه دولتی که مورد نظرم بود واز مدیر بپرسم که  شرایط ثبت نام چجوریه..آخه شنیده بودم فقط فرزندان معلمان را می نویسند و بند پ+پ(پول و پارتی).

شب قبل هم به رضا گفتم که توهم با من بیا.. با اس ام اس هم از پاس ساعتی گرفتم تا ١٠ صبح از رئیس ام.

صبح که شد بابا رضا دبه کرد که خودت برو و جلسه  دارم تو اداره کوفتی و...!!قهر

پریسا هم در یک اقدام شجاعانه به باباش گفت: تو هم باید مثل مامان به رئیست می گفتی که صبح می خوای برای مدرسه من بیای!!! نه اینکه الان بگی اداره کوفتی و ...!!(خداییش حال کردم از این حرف پریسا).مشغول تلفن

من که عصبییییییییییییییییییییییییییییییییی..عصبانی یک کم با صدای ملایم!! جیغ ویغ راه انداختم و بلاخره!!! سه تایی رفتیم مدرسه!!

مدیر مدرسه گفت هیچ قولی برای ثبت نام نمی تونم بدم((قول کمک مالی دادم)).

خلاصه قرار شد خرداد ماه سر بزنم!! و دست از پا دراز برگشتیم.دروغگو

تو اداره هم چند تا مشکل پیش اومد ویک کمی  توبیخ شدم!سبز!البته عصری خانم رئیس ام زنگ زد رو موبایلم که نمی خواستم ناراحتت کنم و ازدلم درومد!

بعد از ظهر هم رفتم خونه که دسته چک رضارو بردارم برای ثبت نام پریسا  اما....!!!

به جای دسته چک  دفترچه حساب پس انداز بانک رضارو برداشته بودم..خمیازه تصورشو بکن!!

توی مدرسه فرم ثبت نام و فرم های مالی را پر کردیم و بعدش رضا می خواد ٧ تا چک بکشه تا مهر ماه واسه شهریه مدرسه!! اونوقت من دفترچه پس اندازو می دم دستش می گم بیا چک ات!!

قیافه رضا دیدنی بود.سوال................!! خلاصه ثبت نام ناقص موند و موکول شد به فردا صبح!!

اومدم خونه و ماشین لباسشویی و ظرفشویی  رو روشن کردم غافل ازینکه کاپشن جدید رضا هم قاطی لباس هاس.

یک شلوار مارک دار رضا که تازه خریده بود و دو تا لباس  و یک بلیز پریسا رنگ ابر و باد شد!! هر کاری هم کردم نشد که درست بشه!!گریه

در ظرفشویی را هم که باز کردم دیدم همه ظرف ها گند خورده بهش. تازه فهمیدم که موقعی که نمک ظرفشویی را ریختم در باکس مربوطه را نبسته بودم.. و همه ۴ هزار تومن  نمک هایی که ریختم تو دستگاه  هدر رفته...

ساعت ٨ شب هم یادم افتاد که امروز ساعت ٧ عصر پریسا کلاس سنتور داشته و من یادم رفته بود.....ناراحت

پ.ن:

آقای الف_ س:دیدی بازم مطالب خاله زنکی داشتم که بنویسم واسه اپدیت!! چشمک

پ.ن٢:

بلاخره ثبت نام مدرسه سوده تموم شد.به سلامتی!!واسه  دوستی که می خواست بدونه چقدر شده:

شهریه: ٢ میلیون بدون هزینه ناهار و سرویس ناهار:۵۵٠ تومن سرویس:۶٠٠ تومن

 پ.ن ٣:

اگه دوست داری بدونی که همسرت اگه متولد چه ماهی بود!! بهتر تر بود اینجارو ببین:(مخصوص خانم ها)

 مرد متولد  اردیبهشت‌، شهریور یا دی‌ مال من بوده!!چشمک


 
 
معضل انتخاب مدرسه 4
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

وایییییییییییییییی دیگه دارم گرگیجه می گیرم.

هفته قبل زنگ زدم مدرسه رضوان و افرینش وانصراف خودمو اعلام کردم. دیروز هم با پریسا رفتیم مجتمع سوده برای مصاحبه و  امتحان.

عمو فردوس(دکتر فردوس حاجیان) مشاور دبستان برای والدین  صحبت های جالبی کرد و بچه ها هم به صورت تیمی امتحان دادند.

 از پریسا پرسیدم چه کارایی کردید؟ در جواب گفت:

بازی کردیم. عکس پامونو روی کاغذ کشیدیم و بعد دورشو قیچی کردیم.. من شعر گل مریم رو خوندم و بعد هم گفتم که من قبولم چون مامانم گفته من خیلی باهوشم!!

نکات آموزشی عمو فردوس بسیار جالب و به روز بود.  امیدوارم بعد ها هم بتونم بازم در کلاس های ایشون حضور پیدا کنم. نکاتی در مورد استفاده ماهواره و اینترنت  در منزل. آرایش دختران. رفتار پدر با دختر و حد ارتباط  دختر با پدر و ....

**پ.ن:

اولین باری که پریسارو بردم سوده اصلن ازاونجا احساس رضایت نکرد و دائم می گفت من اینجا نمی ام.. منو ننویس.... وقتی از پله های مجتمع می اومدیم پایین.از این دستگاه هایی که پول می اندازی شکلات و نوشابه و .. می افته بیرون.. به چشمش خورد.بعد از دیدن دستگاه و بروشورمدرسه که عکس استخر مدرسه را داشت نظرشو عوض کرد.با ذوق گفت.. منو همینجا بنویس که حوض داره!!!!!!!!!!!!!!!لبخند 

پ.ن ٢:

حدودای ظهر زنگ زدند که فردا  بیان سوده برای ثبت نام نهایی.. فکر کنم  تکلیف مدرسه پریسا  دوشنبه ٧/٢ مشخص میشه!!!بعدا براتون می گم....

 

 


 
 
معضل انتخاب دبستان 3
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
 

 سه شنبه مرخصی گرفتم و همراه با پریسا ۴ تا مدرسه را دیدیم هدف ام  از بردن  اش دانستن دیدگاه  دخترم در مورد مدرسه بود.

دبستان مبینا..دبستان سوره.. دبستان رضوان و دبستان گلهای شریف

مجتمع سوده و آفرینش  موند برای روز دیگه.

از نظر خودم دبستان مبینا به خاطر هزینه بالا در  الویت دوم ام  خواهد بود مضاف بر اینکه فقط دبستان است  و مقاطع دیگه ندارد. فکر کنم امسال دو  میلیون بدون هزینه ناهار و سرویس باشد

دبستان رضوان(انتهای اتوبان ستاری) و  مجتمع آفرینش(شهرک غرب) هم احتمالن به خاطردوری مسیر حذف می شه.

هزینه مدرسه رضوان  هم  یک میلیون و صد بود.البته یک دلیل حذف کردن اش هم ساعت مدرسه بود که تا ١.٣٠ بود. که تا من برسم مدرسه حدودا ۴۵ دقیقه پریسا در مدرسه  معطل خواهد شد.

در حال حاضر دبستان سوره و مجتمع سوده  دو گزینه ای هستند که قابل تامل می باشند.

هزینه دبستان سوره(فلکه دوم صادقیه) یک میلیون و نیم و مجتمع سوده(اشرفی اصفهانی نرسیده به همت) حدودا یک میلیون و نهصد می باشد.مزیت مجتمع سوده دارا بودن تمامی مقاطع تا پیش دانشگاهی  می باشد.

عکس پرسنلی پریسا