کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

زیارت دو
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩
 

این عکس تو یکی ازمساجد بین راه از پریسا گرفتم اسم عکس رو هم گذاشتم

طفلان مسلم!!

 

اینم عکس پریسابعد از خرید چادرنماز و جانماز در صحن


 
 
سفر مشهد
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ دی ۱۳۸٩
 

برای زیارت  ۵ شنبه ساعت ٣ از تهران در اومدیم. قبل رفتن  احتیاطا از دوست رضا

زنجیر چرخ گرفتیم که یکدفعه پلیس راه گیر نده.

پریسا خیلییییییییییییییییی خوشحال بود.خداروشکر از سفر رفتن لذت میبره و اصلن

از اون بچه هایی نیست که بدسفر باشه.

 برنامه هم این بود که شب تو شاهرود بمونیم و صبح برسیم مشهد. اوایل جاده بودیم

که متوجه شدیم یکی از دوستانمون رسیدند مشهد و نزدیکای حرم خونه دارند

برنامه مون عوض شد و قرار شد یک کلههههههههههه بریم تا مشهد. و اینطوری بود

که ساعت ١ شب رسیدیم .

جمعه هم جای همه  خالی رفتیم پدیده شاندیز و پریسا و پسر دوستمون (مهدیار)

 حسابی برف بازی  کرد.

خلاصه اولین زیارت را بعد نماز مغرب و تحویل گرفتن هتل که تو محدوده کوه سنگی بود رفتیم.

باپریساوارد حرم شدم و  ناخود آگاه به سمت طبقه سوم رفتیم.ا طبقه سوم .

نزدیکترین مکان به قبر امام رضا

بعدنماز و دعا پریسا از من خواست که ببرمش ضریح بالا راببینه. خیلی براش جالب بود

این همه ادم برای رسیدن به ضریح متبرک تلاش میکنند.

از من میپرسید چرا وقتی پایین نزدیکتره به قبر این بالا دارند خودشون را ...

گفتم که اینجا بار روانی داره و.....

خلاصه اولین زیارت پریسابه اتمام رسید و به هتل برگشتیم.

 

 

ادامه دارد....

 


 
 
داماد بیل گیتس
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩
 

پرده اول : پدر به سراغ پسرش می رود

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی.

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است.

پسر:آهان اگر اینطور است، قبول است.

 

پرده دوم : پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم.

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند.

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است.

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است.

 

پرده سوم : پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم.

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد.

و معامله به این ترتیب انجام می شود.

 

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.


 
 
سیاست در بازی پریسا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩
 

بازی فکری اتلو که برگرفته ار دو بازی سنتی چینی (ایچی) و انگلیسی

(reversi) می باشد در سال 1970 توسط یک مبتکر ژاپنی (horo hasegava)

طراحی و ساخته شد.

ویژگی این بازی (قواعد کلی ساده و امکان پیاده کردن استراتژی های متفاوت

و عمیق) باعث شد در مدت کوناهی در بسیاری از کشور های جهان محبوبیت

پیدا کند. در حال حاضر بیش از 15 قدراسیون ملی این بازی فکری در کشور

های مختلف تاسیس شده و در مسابقات بین المللی آن تحت عنوان

 World othello championship

 یا (WOC) هر ساله توسط فدراسیون جهانی اتلو (WOF) بر گزار می شود.

با استفاده از صفحه و مهره های اتلو بازی های فکری یک نفره و دو نفره

دیگری هم می توان انجام داد: مثل four in line , hexagon , fiver , دوز , ...


**************************************

چندوقتی است که این بازی را برای پریسا خریدم  و تقریبا یاد گرفته بازی را.

دیشب یک دور با پدرش بازی کرد و بعد گیرداد به من که باید بیای بامن بازی کنی.

با هر ترفندی بود راضی ش کردم که یک دور باهاش بازی کنم.

بعد از اتمام بازی که بانتیجه 21 به 15 به نفع من تموم شد بازی را جمع کرد و بردتو

اتاقش.

صبح که داشتم اتاقش را جمع می کردم چشمم به یک برگه آ چهار خورد که پریسا انگار

دیشب نوشته بود اینطوری:

بازی اتلو یکشنبه17 /10/89

بابا رضا     20                                            مامان پروانه  21

پریسا       16                                            پریسا         15

____________________

دوشنبه 18/10/89

  بابا رضا                                                   مامان پروانه

  پریسا                                                      پریسا

 

این یعنی که لیگ راه انداخته و امشب هم بایدباهاش بازی کنیم!!!!!

*********************

حال میکنی برف اومده؟؟؟؟؟ عکس پایین را ببین


 
 
ادم س بشه مادر نشه
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩
 


 
 
چقدر به قسمت اعتقاد داری
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩
 

یک زمانایی یک اتفاقایی میفته که تو فکر می کنی هر اتفاقی که که در این دنیا میفته

بی حکمت نیست.

یکی از دوستای مامانم سالی ١٢٠ تا ٢٠٠ تومن بهم میده که واسه بچه های پی کی یو

خرج کنم که بیشتر صرف غذای مخصوص  یک نفر ازمریض ها میشه که ساکن کرج

 هست و  پدر بچه کارگره.

چند روز پیش این خانمه به مامانم زنگ زده بود که یک ۵٠ تومن نیت کرده واسه همین

کار و از مامانم خواسته بود که به دست من برسونه.

منم چون تلفنی از مریضم نداشتم تصمیم گرفتم پول را به حساب مخصوصی که برای

این بچه ها داریم بریزم تا بعدا که موردی پیش اومد خرج بشه.

دقیقا دو روز بعد پدر این بچه زنگ زد رو گوشیم و گفت که یک مقدار غذا  خریده و پول

کم داره و از من می پرسید که می تونم کمکش کنم؟؟اوه

قیافه من بعد شنیدن این درخواست کاملن دیدنی بود. دقیقا متوجه شدم این پول

باید برسه دست این مریض......قلب

*******************************

 

 جای مادر این بچه ها بودید چکار می کردید؟

 


 
 
اثرات قطع شدن کانال فارسی وان
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩
 

بلاخره کارنامه آزمون اندیشمند پریسا اومد و تو جلسه اولیا بهمون دادند. دفعه قبل که 

تاریخ آزمون موقع ماموریت شیراز من بود و پدر تیزهوش و مهربان پریسا انگاری هیچ

کاری دراین مورد انجام نداده بود!!! پریسا خانم تو کلاس ٢٣ نفری نفر ١۵ شده

بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خلاصه همین امر باعث شد که کانال فارسی وان به طور کل

از بین کانال ها پاک بشود!! 

این دفعه پریسا ریاضی را ١٠٠ درصد زده بود و علوم و فارسی را ٨۶ درصد و رتبه سوم

کلاس شده بود.

دیروز که برایش جایزه  خریده بودیم( عطر و اسپری دخترونه با گوشواره و گل)  من و

پدرش را بوسید و قول داد ازمون بعدی که تو اسفند برگزار میشه رتبه بهتری بیاره

چون اسم  رتبه های اول تا سوم را روی دیوار مدرسه می زنند اینروزا حسابی به

درس علاقمند شده .نیشخند

 _________________________

نر و ماده

داشتم برای تحقیق  درس اکوتوریسم مدرسه  تو اینترنت سرچ می کردم و برای پریسا

 می خوندم درباره زندگی پروانه ها.که رسیدم به جمله: پروانه های نر زیباتر از ماده هستند.

پریسا گفت یعنی چی؟

گفتم که مثلن ادم ها میشن زن و مرد.. تو حیوانات هم همینطوره یک زن دارن یک مرد

بعد اومدم ازش بپرسم ببینم فهمیده یا نه گفتم

 الان من نر هستم یا ماده؟؟ گفت: ماده  گفتم افرین

خوب تو خودت نر هستی یا ماده؟ گفت ماده گفتم باریکلا

خوب بابا چیه؟؟ گفت خب ماده... گفتم اخه چرا؟؟ گفت خب همه چی اطراف ما ماده

است!!! تازه فهمیدم بامفهوم ماده و جرم و حجم قاطی کرده!!

 


 
 
دخترخوب مامان
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٩
 

هنوز از اداره به خونه نرسیدم که زنگ میزنه و میگه مامان ناهار خوردی؟قلب

میگم نه عزیزم... میگه پس بیا من دارم برات غذا گرم می کنم.. چی میخوای برات

گرم کنم؟؟ آبگوشت یا قورمه سبزی؟

ازش می پرسم خودت غذا نخوردی تو مدرسه؟سبز

میگه اره کم خوردم ... و من متوجه شدم این ترفند را به کار برده که من دعواش نکنم

که چرا غذاتو تو مدرسه نخوردی!!!مشغول تلفن

برام میز را میچینه.. برام بورانی اسفناج با ماست درست کرده.. پیاز پوست کنده.

نون از فریزر دراورده و گرم کرده و......بازنده

غذا راکه می خوریم با هم من میرم یک کم استراحت کنم..متوجه میشم که داره

ظرف های شسته شده تو ماشین ظرفشویی را جابجا می کنه و سر جای خودشون

میذاره/هورا بعد ظرف های ناهار را چید تو ماشین.بازنده

بعد هم ظرف هایی که تو سینک ظرفشویی بود  و نمیشد تو ماشین گذاشت را شست.

چند بار خواستم برم  مانعش بشم ولی دلم نیومد.همچنان خودمو به خواب زدم تا

کارهای خونه تموم شد.. بعد هم نشست تکالیفشو انجام داد و دیکته ای که قرار بود

من بهش بگم را خودش به خودش گفت و در آخرسر کیف مدرسه اش را حاضر کرد!!اوه

خیلییییییییییییییی عجیب بود برام...احتمال میدم معلم مدرسه اشون در مورد

کمک به مادرها صحبت کرده بوده که اینطوری دخترم ترکونده بود منو!!!!!!!!

******************************

انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج:

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.

********************************

ضرورت جدا کردن قسمت خانمها از اقایون چی میتونه باشه؟؟؟؟

1: زیاد بودن فضای کتابفروشی

2:درخطر افتادن اسلام

3:.......

منتظر جواب های شما هستم!!


 
 
پدر تیزهوش
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ دی ۱۳۸٩
 

برای پریسا کتاب تست خریدم  برای آخر هفته ها که  بزنه. به درس علوم که رسیده

این سوال  را گیر داشت:

کدام یک از موارد زیر از طریق دانه زیاد می شود؟

شمعدانی             پسته             خیار            کاکتوس

 

من که نظرمو دادم اما  از روی بدجنسی تصمیم گرفتم ببینم میشه بابا رضا را کنف کرد؟

از یریسا خواستم سوال را از باباش هم بپرسه........ و اینگونه بود که به هدفم رسیدم!!

بله................رضا گزینه پسته را انتخاب کردتعجب


 
 
توصیه های به جا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩
 

سعی می کنم به پریسا نقش کتاب را در زندگی اش بیشتر یاد آور بشوم

با افراد ملایم ،ملایم و با  گردن کشان گردن کش باشد.

به عقیده اش ایمان داشته باشه حتی اگه همه مخالف باشند.

بتونه در اوج اندوه تبسم کنه

.......

واقعا تک تک جملات این نامه آموزنده است. از فرستنده نامه بی نهایت سپاسگذارم.قلب

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

ازم پرسیدید که چرا کمتر از پریسا  و خودم می نویسم. راستش اینروزا کاملن درگیر

افتتاح دفتر مشاوره هستم و کارهای خرید دستگاه ها و مجوز مربوطه و ...

پریسا خانم هم که  درگیر مدرسه است و اینروزا باهاش کل کل درس دارم. از اول سال

به حساب خودش گذاشته بودم  متوجه شدم که دقتش تو درس ها کم شده و خط ش

هم بد شده ..

خلاصه یک دو هفته ای هر روز باهاش کار کردم و بلاخره به اون حدی که میخواستم

 رسید. خوشبختانه مدرسه پریسا  خیلی بیشتر از سطح کتاب کار می کنند.

 دوباره براش کتاب خریدم که به صورت تستی تمام کتاب هارو دوره کند.

 

 


 
 
دو نوع برخورد
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
 

  مرد از راه می رسه، ناراحت و عبوس

زن:چی شده؟

مرد:هیچی

( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!

مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه

زن اما "می فهمه" مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست

تلفن زنگ می زنه

دوست زن پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره )

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه

"می خواست تنها باشه"

...............................................................................  

مرد از راه می رسه

زن ناراحت و عبوسه

مرد:چی شده؟

زن:هیچی

( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش

زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه

مرد اما باز هم "نمی فهمه" زن دروغ میگه.

تلفن زنگ می زنه

دوست مرد پشت خطه

ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )

مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!

زن داغون می شه

"نمی خواست تنها باشه"

..............................................................................

و این داستان سال های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند.....!


 
 
یــــک تـسـت روانشناسی مهم!
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩
 


یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او رانمی شناخت.
او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است.
او با خود گفت او همان مرد رویایی من است.

و در همان جا عاشق او می شود.
اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند.
چند روز بعد او خواهر خود را می کشد.

به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟

 

 

   

این تست در سال 2005 پس از 2 سال تحقیق در امریکا انجام شده است

 

 

اداره کل فدرال امنیت امریکا از تمامی نفراتی که در این تست شرکت کرده بودند (نفرات به صورت رندوم از میان افراد جامعه برای این تست انتخاب شده اند) درخواست کرده است تا با نفراتی که جواب سوال را به صورت صحیح داده اند مراوده نداشته و تمامی نفراتی که جواب صحیح داده اند موظفند هفته ای یک بار در محل های از پیش تعیین شده که از سوی پلیس معرفی شده است خود را به ماموران معرفی نمایند.

همچنین پاسخ دهندگان صحیح از زمان انجام تست تحت معاینات شدید روانشناسی هر ماهه شده اند و از مسافرت این افراد به برخی از مناطق کشور آمریکا جلوگیری می شود

چرا؟

اداره امنیت آمریکا این تست را برای جانیان و قاتلان سریالی این کشور نیز انجام داد نتیجه این که 100 درصد افراد جانی و قاتلان سریالی به این تست پاسخ صحیح داده اند بنابراین در علم روانشناسی مبحثی به نام psychopath در خصوص این افراد به بحث گذاشته شد نتیجه اینکه تمام نفراتی که پاسخ صحیح داده اند به طور بالقوه امکان تبدیل شدن به جانی و آدم کش سریالی را دارا هستند. بنابراین فصل مشترک این افراد با قاتلان سریالی همان انگیزه قتل و لذت بردن از خونریزی و ادم کشی می باشد.

پاسخ سوال:

.

.

.

..

.

.

.

آن زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید آن مرد را دوباره ببنید

__________________________________________


 
 
سلیقه زیبای طراح پوستر در انتخاب شعر
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ دی ۱۳۸٩
 

اصل شعراز سعدی است بدین صورت:

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو درآید   

 روی میمون تو دیدن، در دولت بگشاید

***************************************

 

این عکسه خیلیییییییییییی احساسی بید.