کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

شما الان کدام لیوانید
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
 


 
 
شما چند تا رو انجام میدی؟
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩
 

اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر
کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر
تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم ... در کوچکترین
اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...

1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی کنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
4 - با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
6 - بیشتردعا کنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.
9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.
10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته
برنامه‌ریزی کنیم!
16- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم.
البته کار مشکلی است!
18- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
19- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.
25- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای
خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.
27- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم ..
32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.
38- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.
40- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد

***********************************

بدون شرح:

***************************************

تغییر چشم انداز برای رسیدن به اهداف


میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند.وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام  خانه را با سبز رنگ آمیزی کند . همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین ، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته ؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته." مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان،  تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی ، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.


 
 
ازدواج
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
 

 

انواع ازدواج های پیشنهادی برای آقایان:

* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.


* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.


* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.


* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.


* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.


* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.


* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.


* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.


* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.


* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.


* ازدواج مکرر: مرد آن قدر زن بگیرد تا جانش از فلان جایش در برود.


پ.ن:

مطالب از وبلاگ آنی دالتونه

به نظر من مفرح و موجه الان تو جامعه ما بورس تره!!

 

 


 
 
سفر تفریحی اسالم به خلخال
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩
 

 

به لطف  تعطیلی  بعد عید فطر برنامه بازدید این جاده با دو تا از دوستانمون گذاشته شد:

 اگر از تهران حرکت کنید  می بایست از اتوبان تهران کرج سفر را آغاز کنید و بسمت قزوین و نهایتا بسمت رشت بروید .قبل  از رشت حدود چند کیلومتر مانده شما باید از یک اتوبان که روی تابلو آن نوشته است "فومن" بسمت راست ادامه مسیر داده و همین طور مسیر  را ادامه داده تا از شهرهای فومن صومعه سرا، و رضوانشهر عبور کنید تا برسید به اول جاده اسالم به خلخال

مسیر پیچ در پیچی که اسالم و خلخال را دو استان اردبیل و گیلان به هم متصل می کند، یکی از زیباترین جاده های ایران است. دامنه های سرسبز و گله های سفید گوسفندی که در دور دست ها حرکت می کنند؛ چشم انداز ییلاق و کلبه های چوبی روستاییان و مه ای که دره ها را سفیدپوش می کند و گاهی حتی تا روی جاده می آید و درختان بلند و انبوه که سایه شان جاده کوهستانی را گاهی تاریک می کند؛ اینها از تابلوهای زیبای این مسیر هستند. واقعا در دنیای دیگری قدم گذاشته اید.

این مسیر فوق العاده زیباست و به نظر من منحصر به فرد است. اکثر مواقع با مه همراه است بسیار خنک و دلپذیر ..مسیری در حدود ۶۵ کیلومتر.

اگه شانس بیارید و مه کم باشه ..می تونین شاهد یکی از زیباترین جاده های دنیا باشید.پر از رنگین کمان.

از شانس ما ٨٠ درصد مسیر مه  شدید و بارون بود گریه..در نهایت تصمیم گرفته شد که دوباره این جاده را در اینده نزدیک طی کنیم!


 
 
شاید یکبار
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
 

شاید یکبار برات پیش بیاد که شب تولدت مصادف بشه با شب قدر و شب جمعه

اونوقته که دوست داری اون شب رو فقط با خودت خلوت کنی و به ٣۵ سال گذشته

فکر کنی و برای اینده ات برنامه بریزی.

 

شاید  یکبار برات پیش بیاد که گرونترین کادوی مادی و معنوی  تولدت را در یک روز

بگیری.

 

شاید یکبار برات پیش بیاد که شب روز تولدت ، یک دوست قدیمی ات  برای سورپرایز کردنت بدون اینکه بهت بگه بیاد دم خونه ات و تو اون موقع  خونه نباشی و در حالیکه با عزیزترین ادم زندگیت بیرونی واصلا ندونی  که همچین اتفاقی افتاده! و بعد فردای اونروز

به  همون دوست قدیمی ات اس ام اس بزنی و بگی :

  دیدی بازم تولدمو یادت رفت!!!

و بعد جریان را متوجه بشی

 

شاید خیلی از این این یکبارها در زندگیت اتفاق بیفته ولی جالبیش اینه که همه در تولد

 ٣۵ سالگی ات پیش بیاد.

 

 پ.ن:

 وقتی سن ٣۵ سالگی را تو نت سرچ می کنی بیشتر این جمله را می بینی:

5 ٣سالگی سنی است برای تسویه ‌حساب کردن با زنانی که قصد بچه‌دار شدن دارنداوه


 
 
مرفه بی درد
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٩
 

از اداره که میام بیرون باید یک ماشین سوار بشم تا مترو که حدودا ٢٠٠ تومن کرایه اش است

بعضی وقتا راننده اگه پول خورد نداشته باشی ازت ٢۵٠ تومن می گیره. اونایی که بی انصاف ترن هم ٣٠٠ تومن!!اما خود مسیر ٢٠٠ تومن می ارزه از نظر مسافت کوتاهش.

چهارشنبه یک تاکسی سوار شدم . چند متر جلوتر که رفتیم  یک زن و شوهر ایستاده بودند و میخواستم دربست بگیرن تا  ترمینال جنوب!

راننده پرسید: چقد  میدی؟

مرد گفت: ما بیچاره ام بدبختیم مستضعیم

رانند گفت: چقد؟

مرد: نفری ۵٠٠ تومن

مسیر دربست حداقل ٣٠٠٠ تومن بود. راننده گفت ۴ تومن  مرد هم گفت:برو بابا خدا برات بسازه.

و ما اونار رد کردیم.

راننده رو بمن کرد و گفت: خدا اون وقت برای من ساخت که اومدم راننده تاکسی شدم.

لباساشونو دیدی؟ به مستضعفا نمی خوردند!! بعد ازمن پرسید: شما چی؟ شماهم جزو مستضعینید؟

گفتم : نه آقا. من از مرفهین بی دردم

راننده با تعجب گفت: جدی میگی؟!! چه عجب یکی پیدا شد که زار نزد!!!!

گفتم آره دیگه مرفه بی درد باید الان تو آزرایی سانتاف نشسته باشه زیر باد کولر، نه مثل من تو این گرما توی تاکسی مرکز شهر!!

راننده بعد شروع کرد به حرف زدن ازینکه تو روزنامه خونده اون ۴ نفری که تو کهریزک کشته شدن شهید اعلام شدند از طرف دولت!!!  و اینکه  رهبر  پیام داده برای زلزله زده های پاکستان پول جمع کنند و..

رسیدم به جایی که پیاده باید میشدم. غیر از ١٠٠٠ تومنی بقیه پول هام ۵ تومنی بود.

راننده پرسید: پول خرد تر نداری؟؟

گفتم: نه همینه

راننده: من خرد ندارم.(می دونستم خالی می بنده)

من: همش مال خودت

راننده: یعنی خوشحالم ی کنی؟

من: اگه با یک ١٠٠٠ تومن دلت شاد میشه باشه ١٠٠٠ تومن میدم مسیر ٢٠٠ تومنی را.

راننده: سکوت

پیاد شدم و پول را دادم بهش و  چشم  های گرد شده و متعجبشو تنها گذاشتم و راه افتادم.

واقعا  اگه بشه با هزار تومن دل کسی شاد بشه ایا می تونین این کارو دریغ کنین؟؟

 


 
 
اولین روزه کله گنجشکی
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩
 

 مامان میخوام روزه کله گنجیشکی بگیرم

خب بگیر اما تو که سحر بلند نشدی!

نه مامان هر کی روزه می گیره بعدش باید سحر بلند شه!!

متوجه اشتباهش شدم اما  دیگه حس توضیحش نبود.

بعد از اذان ظهر ناهارشو خورد و دیگه تااااااااااااااااااااا افطار چیزی نخورد حتی آب!

 

*روزه ات قبول جیگر مامان*

________________________________________

 

 


 
 
پازل
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٩
 

چند وقتی است  که تمرکز پریسا کم شده فکر کنم اثرات نشستن زیاد پای فارسی وانه

فکر کنم یک مقدار زیاد از حد آزادی بهش دادم.هم تحرکش کم شده هم خیلی دانش

عشقولانه اش بالا رفته. هم دیگه خودش کاملا متوجه بعضی  موارد شده.

هم...

هم..

جدیدا وقتی می بینه که ما حواسمون هست توی مواردی که سریالها صحنه داره میزنه یک کانال دیگه و میگه .......اه بازم ل خ ت ی  شدن.

البته من هنوز مشکلی ندارم که پریسا ببینه سریال هارو. به شرطی که براش  یک

چیزایی را توضیح بدم.اما  همکاران اداره ام کاملا با من مخالفت می کنند و میگن

نذار ببینه.

بهرحال از اول مهر حتما این کانال تعطیل خواهد شد.

___________________

 

برای اینکه علاقه پریسا را با ساخت پازل بالا ببرم اول از تیکه کم ها شروع کردم

٣ پازل ۴۵ تیکه ای براش گرفتم که تقریبا بدون کمک ساخت.

در مرحله بعدی پازل ٢٠٠ تیکه ای گرفتم براش. از اولش هم گفتم زیاد ذوق نکنی اینو ساختی چون مال ۵ سال به بالا است

تقریبا بعد ٢ ساعت و نیم با کمک من ساخت.http://up./Files2/5c93961199624bf28a1c.JPG

..این دفعه میخوام براش پازل ٣۵٠ تیکه ای بگیرم. قلب