مکان: کانکس های تحویل دوچرخه برای مسیر مترو آریاشهر
سلام
سلام
ببخشید میخواستم در مورد شرایط عضویت برای این دوچرخه ها بپرسم!
شرمنده به خانم ها دوچرخه نمیدیم!!
واسه ی اینکه کم نیارم میگم: واسه خودم نمیخوام واسه همسرم میخوام
آهان، ۵ تومن و کارت ملی
خوب حالاچرا به خانم ها این عضویت را نمیدهید؟
اوایل به چند نفر کارت دادیم اما بعدا دستور اومد که فقط آقایون!!
با بغضضضضضضضضضضضضی فروخورده از اونجا بیرون می ام..

قبل از ازدواج!!! بعد از ازدواج!!!
قبل از ازدواج:
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمیام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
.
.
.
بعد از ازدواج:
کاری نداره از پایین به بالا متن قبلی رو بخون

دوستم با همسرش چند وقتیه که به پرو پای هم می پیچیند. اون میگه منو دوست نداری اون یکی میگه به پیر به پیغمبر دوستت دارم.
اون میگه از من خسته شدی اون میگه چی شده این فکر و می کنی و..........
بهش می گم واسه اینکه بهش ثابت کنی دوستش داری چکارا می کنی؟
سکوت می کنه و بر و بر بهم نگاه می کنه
بعد رو به من میکنه و میگه:
خودت چطوری به رضا نشون میدی که دوستش داری؟
سکوت می کنم و بر و بر نگاهش می کنم
شب میشه و به رضا می گم:
چکار کنم که تو متوجه بشی دوستت دارم!
بر و بر نگاهم می کنه و میگه: خوب معلومه دوستم داری
میگم بگو چطوری
جوابی نمی ده
جدا چرا نمی شه به زبون اورد یا نوشت؟؟
هر کی راهکار داره بریزه بیرون!!
١: با کلام بگه
٢: با نامه بگه
٣: با عمل نشون بده( چطوری)
۴: راه به راه گل و کادو بخره
۵:....
۶:...
*گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز
صبحانه اش می نویسم.
• هرچندوقت یکبار روی یک کارت برایش می نویسم
که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می کنم که قبل از اینکه بخوابد آن را بخواند.
• همسر من، گاهی اوقات به ماموریت کاری می رود و وقتی که برمی گردد
به او هدیه کوچکی می دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می گذارم و منتظر
می مانم تا متوجه اش شود. هدیه ای که برایش تهیه می کنم می تواند
عطر مورد علاقه اش، گل طبیعی، یا حتی یک تکه وسیله زینتی که خودم درستش کردم باشد.
• من گاهی اوقات نوشته های عاشقانه را در کشوی لباسهای
همسرم می گذارم. او هرگز نمی تواند پیش بینی کند که دفعه
بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته های
من آن را بر می دارد و می داند که کار من است.
• من روی آینه برای همسرم می نویسم دوستت دارم تا هروقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.
• قبل از اینکه او سرکار برود، میز صبحانه را آماده می کند.
برای یک مرد، این واقعا قدم بزرگی است.
با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید
اولین اعتراضی که بیشتر از بقیه از مردان می شنویم این است
که آنها می گویند ما برای کاری که انجام می دهیم قدردانی نمی شویم.
دفعه بعد که شوهرتان برای بردن زباله ها به بیرون از خانه رفت
برای ۳۰ ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید.
مردان فوق العاده تحت تاثیر این روش قرار میگیرند.
نشانه های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید
• من و همسرم ایمیل های کوتاهی برای همدیگر می فرستیم
تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه چه حسی نسبت به یکدیگر داریم.
یکبار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می اندازد.
حالا هرموقع که من آن را گوش می کنم متوجه می شوم چقدرشوهرم مرا دوست دارد.
• روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب
نوشته ای دنباله دار برای همسرتان بنویسید.
پ.ن:این متن ها از تو ایمیل برداشته شده


دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا،
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را…
این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند
دکتر شریعتی
آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند
آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند
آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند
آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند
آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند
آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک مسئله ندارند
آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند
پ.ن: به نظر میاد متوسط م!!!!!!!!!
الو ...مامان جان، کی میای خانه؟
١ ساعت دیگه
امروز تولد دوستمه میذاری برم؟
نه چون هم وسط هفته س. هم امتحان داری.هم من امروز میرم مطب ....
نه ماماننننننن توروخدا قول میدم تا بیای همه کارامو انجام بدم .باباهم گفته که اگه
مامان راضی شد با آژانس برمیگردونمت. تو قبل رفتن منوهم ببر تولد
نه...گفتم نمیشه
خداحافظ
خداحافظ
..
.. ١٠ دقیقه بعد..
الووووووو مامان گوش کن ببین چی می گم
نه نمیشه بری تولد
آخه گوش کن..
بگو
ببین مامان ..اگه خواستی تصمیم درستی بگیری و بذاری من برم تولد..من قول میدم
که ............................!!
برسم خونه باهات حرف میزنم .
خداحافظ
خداحافظ
پ.ن:
شاید اگه جمله آخر را بکار نبرده بود یک جوری برنامه رو هماهنگ میکردم برای بردنش برای تولد
اما حس کردم که این نحوه درخواستو جوابدهی به آن تبعات اتی خواهد داشت.
شما چه فکر میکنید؟؟
قبل رفتن به مطب چندتا سیب زمینی میذارم تو آرام پز که اگه حواس پدر و دختر
پرت شد نسوزه.
حین مشاوره هم یادم افتاد و به رضا اس زدم که اگه پریسا بیکار شد بگو سیب زمینی و
پیاز رو رنده کنه تا من بیام کوکو درست کتم.
نزدیک خونه بودم که اس ام اس رضا رسید که تاحالا کوکو سیب زمینی شفته خوردی؟؟ اگه نخوردی امشب میخوری؟!!!!!!!!١
حدس می زنین چه اتفاقی افتاده بوده؟؟؟؟
یادش رفته بود که تخم مرغ به مایه کوکو بزنه.!!!!!!!!!!!!!!پریسا هم گفت:
مامان به نظرت بابا اگه میرفت مسابقه بفرما شام چند امتیاز می گرفت!!!!

پ.ن:
خداوکیلی کوکوی شفته ای که شوهر بپزه از غذای بهترین رستوران به ادم بیشتر میچسبه قبول دارین؟
قبل عید داشتم روی یک مریضم با دستگاه آر اف کار میکردم که در اتاق را زدند و یک خانم خوشتیپ و... پرسید :
ببخشید میشه یک سوال بپرسم؟در مورد دستگاهتونه.
گفتم که ببخشید الان دستم بنده و یک مریض دارم.
گفت زیاد مزاحم نمیشم.. میشه شکم همسر منو نگاه کنین ببینین که چند جلسه لازم داره!!!!
گفتم کو؟
یک آقایی از رو صندلی بلند شد ومن به جای اینکه تمرکز داشته باشم که جواب سوال
خانمه را بدم به تفاوت های محسوس بین این زن و شوهر توجهم جلب شد.
بعد از اینکه جوابشونو دادم و رفتند تا یکی دو روز درگیر این زوج بودم و بعد کم کم
فراموش کردم.تااااااااااااااااااااااا اینکه شنبه گذشته همون آقا تنهایی اومد برای مشاوره
اصلا هم نگفت که قبلا اومده اما من که یادم مونده بود یک چندتایی سوال پرسیدم
که در نهایت منجر شد به اینکه متوجه بشممممممممممممم اون خانم که با این اقاهه
اومده بوده زن دوم یارو بوده.
اینطوری که اقاهه می گفت خانمش یک زن بسیارررررررررررررررر سنتی، مذهبی،
مخالف با گرفتن هر گونه رژیم شوهرش بوده. و کلی درد و دل کرد .میگفت زنم میگه
مرد نباید خوش هیکل باشه و باید شکم داشته باشه!!! چه چیزا که ادم نمیشنود!
البته شنیده بودم که قدیمی تر ها ضرب المثل داشتن که مرده و شکمش!!
یعنی مرد باید شکم داشته باشه!
منم اصلا به روی خودم نیاوردم که پس اون یکی خانمه که باهات اومده بوده کی
بوده ....
بهرحال گفته باشم... به شوهراتون گیر بدید اینطوری میرن زن می گیرن...
انشالله در اپدیت های بعدی از دلایل جدید تری در مورد زن گرفتن مجدد مردها پرده برداری خواهد شد!!!
نظرات ()