پریسا در دریای خوشبختی

تغییر جای مطب
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٠
 

این هفته آخرین هفته ای بود که به دفتر مشاوره م تو منطقه شاهین  رفتم  تا دیروز به صاحب دفتر نگفته بود که  دارم تغییر جا می دم.

صاحب مطب یک دکتر داروسازه که تو داروخانه  ش  که بغل مطبه  معمولا عصرها هست.

بعد از اینکه وسایلمو جمع کردم که شامل ترازو و قدسنج و جاشمعی و زونکن پرونده بیماران

بود یک اس ام اس زدم به دکتر و براش نوشتم که :

ضمن قبولی طاعات و عبادات.  از  اول شهریور  دیگه در خدمت شما نیستم.حلال بفرمایید!

منشی مطب که فهمیده بود با اصرار ازم میخواست که اجازه بدم بره تو داروخانه و عکس العمل دکتر رو بعد از خوندن اون اس ام اس ببینه. که بلاخره رفت.

وقتی برگشت نیشش تا بنا گوش باز بود . گفت دکتر حسابی اخماش تو هم بوده.

منم گفتم حقشه. یکروز اومد گفت ده میلیون بیا این اتاق رو رهن کن.

یکروز اومد گفت که پول منشی را تو هم بده

یکروز اومد گفت که قبض تلفن رو هم شما بده

یکروز اومد گفت که  پول مواد دستگاه را نمیده و باز هم همون 40 درصد و 60 درصد!!

......

بعد گذشت یک ربع رفتم تو داروخانه و دیدم بچه های داروخانه و دکتر با یک لبخندی مصنوعی دارند تحویلم می گیرند.

که یکدفعه صدای دکتر درومد که چرا و کجا و ..............................!!!!

بهر حال دوره کاری من تو اون منطقه به پایان رسید.

آدرس  جدید کلینیک مشاوره تغذیه و تناسب اندام  ایده آل:

××اشرفی اصفهانی بالاتر از مرزداران. نبش کوچه ولدخانی. ساختمان مهتاب پلاک 9 واحد 9

ویزیت:  عصرهای روزهای زوج   با تعیین وقت قبلی  44256529

 

××طرشت درمانگاه شبانه روزی آل یس . تلفن تماس:66059455 یکشنبه ها 4 تا 8

www.kazemidiet.persianblog.ir

 


 
 
پریسا مال دوست
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩٠
 

یک تیکه کاغذ چسبیده به  پای  پریسا.. از پاش جدا می کنه و پرت می کنه رو فرش!!

با ناراحتی صداش می کنم و می گم پریسااااااااااااااااااااااااااا.. اینجا ناسلامتی خونه اته که

آشغال میریزی توش!!

چشمی نازک می کنه و میگه:

نه اینکه سندش به اسم منه!!!!!!!!!!

 ×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

یکی از نادرترین عکسهایی است که که از داخل مقبره پیغمبر انتشار داده شده است و شاید از هر هزار نفر که به مدینه رفته اند فقط یک نفر موفق به دیدن این مکان شده است:


 
 
ساعت مطالبه
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠
 
خانم محترم! اگر از همسرتان چیزی می خواهید الان نگویید، بگذارید برای ساعت 6 عصر
 
 

تحقیقات جدید نشان می دهد، ساعت ۶ بعد از ظهر بهترین زمانی است که زنان می توانند خواسته های خود را از همسرانشان مطالبه کنند
 
 
خبرگزاری فرانسه نوشت: محققان به زنان توصیه کرده اند، به جای تکرار چند باره در خواست های خود تا ساعت ۶ بعد از ظهر هر روز صبر کنند، چرا که حس بخشندگی مردان در این ساعت گل می کند. ساعت شش عصر ساعات پایانی کار روزانه است و مردها آمادگی بیشتری برای پاسخگویی به خواسته های همسر خود دارند
 
 
بدون شرح:

 
 
خیانت آری یا نه
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠
 

نتایج تحقیقات مختلف درمورد خیانت متفاوت است. وقتی محققان پرسشنامه‌هایی را بین زنان و مردان مختلف پخش کردند و از آنها پرسیدند که آیا تابحال خیانت کرده‌اند یا نه، به نظر رسید که مردان علاقه زیادی به لاف زدن درمورد خیانت‌های خود دارند. اما زنان معمولاً انجام اینکار را پنهان کرده و درمورد آن دروغ می‌گویند.
 هِلِن فیشر جامعه‌شناس اعتقاد دارد که این مسئله علت دارد و آن این است که زنان در طول تاریخ بیشتر از مردان مورد خیانت قرار گرفته‌ اند. درنتیجه خیانت، زنان ، فرزندان و حمایت مالی و اقتصادی خود را از دست داده و حتی در برخی کشورها تحت خشونت‌های قانونی قرار می‌گیرند.
تقریباً نیمی از افرادیکه در روابط متعهد هستند، در نقطه‌ای از رابطه دست به خیانت می‌زنند. و ۹۸ درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه عشقی  خیالپردازی  می‌کنند.
 با شیوع شبکه‌ های اجتماعی مثل فیس‌بوک ، این خیالپردازی‌ها بسیار راحت‌تر از گذشته شده است، چه به‌صورت آنلاین و چه واقعی.
 
جالب است که ندرتاً افراد همسرشان را به ‌خاطر کسی که با او دست به خیانت زده‌اند رها می‌کنند. و آنهایی که اینکار را می‌کنند، احتمال طلاق در رابطه دومشان بسیار بالا است زیرا فرد مقابل نمی‌تواند به کسی که یکبار به خانواده خود خیانت کرده است، اعتماد کند.

 

پس اگر خیانت سودی به دنبال ندارد، چرا آدم‌ها به هم خیانت می‌کنند و آیا می‌توان جلو خیانت همسر را گرفت؟

برخلاف باور عموم، خیانت معمولاً زمانی اتفاق نمی‌افتد که فرد از رابطه خود ناخوشنود است. هشتاد درصد از خیانت‌ها به دلیل فرصتی که به دست رسیده‌ است انجام می‌شوند.
 
اگر این درست باشد، بنابراین مهم نیست که چند مرتبه با همسرتان رابطه‌ جنسی داشته باشد یا اینکه آشغال‌ها را شب‌ها سر کوچه بگذارید یا نه.
 ازدواج شما همیشه درمعرض خیانت قرار دارد.
 دور کردن دوستان از جنس مخالف همسرتان یا محدود کردن زمانی که در اینترنت سپری می‌کند هم اثری ندارد.
و البته این را هم بگوییم که همیشه کسانیکه مشکل اخلاقی دارند نیستند که خیانت می‌کنند. در سال ۲۰۰۴، ۸۲ درصد از پاسخ ‌دهندگان به یک تحقیق ابراز کرده‌اند که خیانت همیشه کاری اشتباه است. و یک تحقیق نشان داده است که تا نیمی از زنان متاهل بعد از ازدواج تا قبل از ۴۰ سالگی حداقل یک عاشق دارند.

پیش‌گیری از خیانت خیلی ساده است ،

راهش راست گفتن است .

محققان و روانشناسان اعتقاد دارند که برای اینکه زوج‌ها از بروز خیانت در زندگی زناشویی خود جلوگیری کنند، باید اول قبول کنند که جذب شدن به افراد دیگر مسئله‌ای کاملاً طبیعی است. و اگر متوجه شدید که درمورد یک فرد دیگر به غیر از همسرتان خیالپردازی می‌کنید، باید موضوع را به اطلاع همسرتان برسانید. این یعنی درمورد احساساتتان صادق باشید. البته لازم نیست که با گفتن جزئیات مسئله احساسات همسرتان را خدشه‌دار کنید اما قبل از اینکه نگرانی‌هایتان به مسئله جدی‌تری تبدیل شود با همسرتان صادق باشید.

به همسرتان بگویید که چه ویژگی رابطه‌تان را تحسین می‌کنید و فکر می‌کنید رابطه‌زناشوییتان چه ایرادات و اشکالاتی دارد. کاملاً راحت و معمولی با همسرتان حرف بزنید و احساساتتان را با هم درمیان بگذارید.
حرف زدن درمورد این مسائل را باید با دیدگاهی عادی و طبیعی نگاه کنید نه تهدیدآمیز مگراینکه طرف مقابلتان چیزی را از شما پنهان کند. آنوقت است که آن خیالپردازی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود و ممکن است موجب رفتارهای موزیانه و پنهان‌کاری شود. همین است که خیانت ایجاد می‌کند.
دفعه بعدی که با فردی جذاب روبه‌رو شدید، کسی که از هر لحاظ تجسینش می‌کردید، حتماً موضوع را با همسرتان درمیان بگذارید. همیشه به اینکه در رابطه‌تان چه می‌کنید دقت داشته باشید. این را به یک اولویت زندگیتان تبدیل کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
بعد از مدتی خواهید دید که جزء معدود روابط متعهدی خواهید بود که دو طرف کاملاً به هم متعهد هستند.
 
mardoman.net

 
 
ماموریت مازندران
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠
 

خب تا اونجا خبر دارید که من واسه پریسا بدون اینکه خبر داشته باشه بلیط رفت به ساری را گرفتم وقرار بود با خودم ببرمش .

چهارشنبه حدودای 8 با رضا و پریسا رفتیم فرودگاه. رضا مارا دم ترمینال 2 پیاده کرد و منتظر شد که من کارت پرواز را بگیرم و برگرده

 از اونجایی که بلیط پریسا را خودم از آژانس هواپیمایی گرفته بودم بلیطش از این کاغذی ها بود اما بلیط خودم از این دفترچه ای ها. به خاطر همین پریسا اصلا شک نکرده بود .

به پریسا گفتم بیا تا سالن فرودگاه می برمت  بعد بابا میاد دنبالت.

خلاصههههههههه بردمش و بردمش و بردمش....تا سالن اصلی.

اونجا پریسا هواپیماهای بیرون را که می دید غر میزد نمیشه منم با خودت ببری؟؟

گفتم نه.. بابا میاد الان می بردت که بعدش زد زیر گریه که منم با خودت یواشکی ببر!!

خلاصه تا خود هواپیما که بردمش  داشت از ذوق می ترکید!!

میگفت یعنی منو هم میخوای ببری؟

خلاصه وقتی که فهمید با من میاد و همه اینا بازی بود فشارش یکهو افتاد پایین و ..

بعد از اینکه رسیدیم  فرودگاه از طرف دانشگاه کارشناسمون اومد دنبالمون

پریسا با تعجب می پرسید: این آقا کیه و واسه چی اومده دنبالمون و شب کجا میره

 میاد تو اتاق ما میخوابه!!!؟؟؟ و .......

خلاصه از شانس پریسا اینسری  رفتیم مهمانسرای دانشگاه . سری های قبل می رفتیم هتل بادله که تقریبا 15 دقیقه از شهر ساری فاصله داره.

 ازونجایی که پریسا از شام پرواز خوشش نیومده بود رفتیم شام ودر نهایت ساعت

حدودای 12 و نیم به خواب رفت.

فردا صبح موقعیکه عازم محل ماموریت بودیم پریسا رو کرد به کارشناسمون و گفت:

منم می تونم تدریس کنم بعد از مامانم!!!

کارشناسمون: عجب.. پریسا خانم چی بلدین درس بدین؟

پریسا: خب از پزشکی که چیزی بلد نیستم اما می تونم راجع به آرایشگری توضیحات بدم!!!!!

خلاصه اینم از اعتماد به نفس دخترمون!!

 آموزش و تدریس من تا ساعت 12 طول کشید بعد از اون رفتیم ناهار و با یکی از همکاران تغذیه ام قرارملاقات داشتم و حدودای 3 و نیم با ماشین دانشگاه به سمت

تهران حرکت کردیم.

توی مسیر پریسا جلو نشست و کلی سر راننده را گرم کرد با حرفاش!! و خلاصه

اینگونه بودکه ماموریت 24 ساعته من وپریسا به اتمام رسید!


 
 
پریسا در ماموریت
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠
 

چهارشنبه ماموریت  اداری دارم به ساری.. با هواپیما میرم با ماشین برمی گردم.

یکدفعه به ذهنم رسید که پریسا رو هو با خودم ببرم.

براش بلیط خریدم.

و  اینگونه بود که در این سفر پریسا همراه من خواهد امد!!

اما هنوز خودش خبر نداره

قراره که فردا بابارضا به هوای رسوندن من به فرودگاه  منو برسونه( معمولا با آژانس میرم) بعد من یکدفعه پریسا را با خودم ببرم. یعنی تا قبل رفتن پریسا ندونه و///

چه تعجبی کنه بچه م.

عاشق دیدن اون لحظه ش هستم.

 

ادامه دارد...

____________________

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟
میگم:  نه خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنمزبان