کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٢
 

اشک های مامانی منو هم به گريه انداخت.اول فکر کردم شايد دلش برای من سوخته که امروز واکسن سرخک زدم ولی نه !! اين مامانی داشت به اون چيزی که اون تلويزيون نشون می داد نگاه می کرد و يک کوچولو گريه می کرد

من که جز تبليغات به برنامه ديگه اش علاقه ندارم ولی  يک جايی رو داشت  نشون می داد مردم زياد بودن و منتظر که نوبتشون بشه

بعدشم يک اطاق بود که يک اقا ۷۰ ساله داشت با خانمش دعوا می کرد می خواست طلا قش بده۶ تا هم  بچه داشتن!!

من نمی دونم اين چی بود که مامانی رو به گريه انداخت! يعنی دلش به حال  اون خانمه سوخته بوده که بعد اين همه مدت عاقبت به خير شده!!؟؟

راستی چرا اينقدر من می فهمم؟؟ گمانم مامانی خيلی به من رسيده! وقتی تو شکمش بودم!

راستی چرامامانی گريه کرد؟؟