کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

درد دل های پريسا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اسفند ۱۳۸٢
 

۱ ـوقتي مامان و بابا دارن با خدا حرف مي زنن پيشونيشونو
مي ذارن روي يك چيزي كه بهش مي گن مهر و خيلي هم
خوشمزه است…
ولي بعد كه سرشونو بلند مي كنن ديگه هيچي رو زمين نيست
…اين مهره غيب مي شه تا دفعه بعدي كه دوباره بخوان
پيشونيشونو بذارن روش…
تو اين فاصله اين مهر خوشمزه كجاست؟؟؟
من هر چي نگاه مي كنم كه پيداش كنم نيست…شما مي دونين؟؟؟؟
2ـ يك اتاقي تو خونه است هميشه درش بسته است و
من تا حالا 2 بار تنهايي تا اخرش رفتم كه هر سرس ماماني با يك
جيغ بلند منو از تو اون كشيده بيرون و دست و پاي منو شسته
و لباسامو عوض كرده و دوباره در اون اتاقه رو بسته….شما مي دونين
كه اون اتاقه اسمش چيه؟؟؟؟ راهنمايي كنم؟؟ توش فرش نداره
دمپايي داره!
3 ـ نمي دونم چرا نمي تونم برم اونجايي كه ماماني
به به منو درست مي كنه یک پشتی گذاشته جلوی اونجا
اخه يك كاسه چيني ویک لیوان شکستن........

ارزش داره …..؟؟
۴ ـ من نمي دونم بابا چرا مي گه پريسا شده هووي ماماني!!!!
5ـ بلاخره اينقدر گفتم تا واسم ماكزيما خريدن..دلتون بسوزه..هم سايه بون
داره هم چراغ هم كنترل از راه دور هم ترمز هم کمربند ایمنی ………وقتي
تنها نوه از طرف ماماني باشي همين مي شه ديگه..
اگه مامان و بابا نخرن مامان
بزرگ و بابا بزرگ دست به كار مي شن……دفعه ديگه الگانس
مي خوام…اگه
همين جوري پيش بره!!!!!!!مامان جون دستت درد نكنه…