کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳۸۳
 


همه شب شرار عشقت كشد از دلم زبانه

كه ز ابشار چشمم شده سيل خون روانه

چو روم به خانه زينب ز تو گيردم نشاني

كه مرا ببر تو بابا سر قبر بي نشانه

چه كنم چه چاره جويم به كه راز دل بگويم

كه تويي شكسته پهلو ز هجوم وحشيانه

گل ياس خورده سيلي شده بازوي تو نيلي

نرود ز خاطر من ضربات تازيانه

تو بيا به خانه زهرا كه علي غريب و تنها

بگرفته زانوي غم به بغل به كنج خانه

پر و بال من شكسته ز فراق روي ماهت

كه كبوتر دل من نرود به اشيانه

به خدا ز بس كه دارد دل من به تو علاقه

به كنار تربت تو زده خيمه جاودانه
ژوليده نيشابوري



********************************************************

با توام..با تو..آخر احساس و محبت..در را باز كن..به شماتت آمده ام..در را باز كن كه اينبار به جاي نگاه نوازشگرم..تو را زير تلخ ترين سكوت ممكنه به زنجير مي كشم..رنجت مي دهم..و شايد هم بميرانمت….

با توام..با تو..آخر ادعاي عشق و دوستي..در را باز كن..كه اينبار نه با حضور آتشينم كه با سرد ترين فضاي ممكنه آتش قلبهايمان را خاموش خواهم كرد….و خاكستر آنرا به آبها
خواهم سپرد.شايد ذره ذره هاي آن پيغام اين عشق تلخ را براي امثال چون من و تويي به ارمغان برد..

با توام..با تو..ستاره تنهايي و غرور..در را باز كن..كه اين بار مرگ عشق خود را در بازي دستان تو مي بينم..در را باز كن.كه ببيني مني كه براي ديدنت سالها به انتظار نشسته بودم اكنون براي نديدنت فرسنگها روحم را دورتر از تو به پرواز دراورده ام…كاش.در همون گريه هاي هر شبم براي تو غرق مي شدم..از ديار آشنايي تو مي روم بدون آنكه مرهمي از تو برايم كارساز باشد.

با توام..با تو..در را باز كن.كه آخرين اندوخته دوستي امان را كه در كنار تاقچه اطاق دلتنگي هامون پنهان كرده بودم به يادگار بردارم و بروم….مي روم… اما مي دانم..ديگر درب خانه دل هيچ كسي را نخواهم زد…هيچ كس…حتي تو… اگرچه دوباره برگردي….