کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۳
 

يک داستان کوتاه....و کمی واقعی!

دخترك داشت كتاباي كتابخونه اشون رو گرد گيري مي كرد

 كه چشمش به يك كتاب خاك خورده افتاد…….

محاوره زبان ژاپني!!! اخ.كه يك دفعه زانوانش سست شد.

و بي اختيار رو زمين نشست.كتاب رو باز كرد……..و

 اهسته اهسته شروع به ورق زدن كرد

**********************************

.تمام كتابفروشي هاي اطرافشونو سر زده بود..

اقا كتاب مكالمه ژاپني دارين؟؟

تو دلش مي خنديد كه اخه زبون ديگه قحط بود تو نرفتي ياد بگيري؟؟

خودشم به كارش خنده اش گرفت.نمي دونست چه دليلي داره بخواد تولد عزيز ترين دوستشو به زبوني بهش تبريك بگه كه زبون دومه اونه!!! مي خواست تو كارت تبريكي كه براش خريده بود به جاي فارسيبه ژاپني بنويسه.عزيزم تولدت مباركدوستت دارم.

همين!!! براي همين 5 تا كلمه..كلي اينو اونور رفته بود!!!!

تا بلاخره يك كتاب محاوره زبان ژاپني رو پيدا كرد و خريداونم به قيمت 1600 تومن……

با خودش حساب كردكلمه اي 320 تومنو دوباره زد زير خنده..چقدر احمقه !! از خر بودن خودش لذت مي برد!!!

خب دلش مي خواست تبريكش با بقيه تبريكاي ديگه اي كه به دوستش مي گن فرق كنه! اين حس نو اوري اش بود كه همه رو كشته بوده!!!!

فهرست كتاب رو به سرعت نگاه كرد…….قسمت تبريكات..و يك جمله اي مشابه اوني كه مي خواست رو پيدا كرد..و با يك روان نويس قرمز شروع به نوشتن كرد.

**************************************

حالا ديگه تورق كتاب به اخرش رسيده بود.تقريبا تمامي صفحات كتاب با اشك هاي دخترك مزين شده بود.دوباره برگشت به صفحه فهرست ها..و اين دفعه دنبال يك جمله اي گشت كه فكر نمي كرد بتونه پيدا كنه..خداحافظ عشق ابدي.