کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

باغ وحش
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٧:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۳
 

**1**

 جا داره از بابا رضای لوپ کشونی خودم تشکر کنم که اين دوربين ديجيتالی رو واسه مامانی خريده.چون انگيزه شده به خاطر عکس گرفتن از من هم که شده منو به گردش علمی و پارک و ....ببره..

**2**

کسی می دونه کنگر چيه؟؟ اخه هفته پيش ما مهمون داشتيم دايی حسين و خانمش و دخترش. اونوقت اخر هفته که شد يک بار ديدم مامانی به بابايی می گه اينا کنگر خوردن .. لنگر انداختن!

**۳**

همينجا از همه شما خاله ها..دايی ها....عمو ها....عمه ها...غريبه ها......و ..و. ممنونم........دوستتون دارم يک عالمه.......هر چی بگم بازم کمه.

 

يک روز در باغ وحش:

هفته پيش همراه مهمونامون و عمو وحيد و سميرا رفتيم باغ وحش

 ارم..مامانی که می گه بار اخره که پاشو می ذاره

اونجا......راستش من هيچی نديدم که براتون تعريف کنم.....انقدر

 اين حفاظ ها بد درست شده بود که بزحمت اونا ديده می شدن..اقا

 شيره هم که فکر کنم از شدت گرسنگی بی حال افتاده بود يک

گوشه.اقا ميمونه هم از بس  بهش پفک داده بودن از دل درد داشت

 ناله می کرد. اقا کفتاره هم ناخن پاهاش زخم شده بود نمی تونست يک جا

اروم قرار بگيره.. نمی دونم چرا با وجودی که نوشتن به حيونا غذا ندين

 بازم کسی گوش نمی ده .به نظر مامانی همه حيونات سوء تغذيه

 شديد داشتن.

راستی من به يک مار پيتون دست زدم.ازين مار گنده ها.

 ولی بيشترين قسمتی که به همه امون خوش گذشت قسمت  بازی باغ

وحش بود.تاب...سرسره....الا کلنگ.......از ۳ ساعتی که توی پارک بوديم ۲

ساعتشو اينجا بازی کرديم.......اگه دقت کنين پشت سر من عمو وحيده!!!

مامانی هم بعد مدتها کلی تاب بازی کرد.. اين سری می خواد منو ببره موزه

 پرديسان.......شايد اونجا بهتر باشه.! اينطور نيست؟؟؟