کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

شب يلدا
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸۳
 

 

   بفرماييد آجيل شب يلدا.......

*****************************************

يلدا  می اد با يک کوله بار خاطره تلخ و شيرين

يلدا می اد با يک دنيا قصه های  کودکانه

يلدا می آد و ياد کرسی مادر بزرگ و انار های دون شده ..

يلدا می آد و هزار هزار راز سر به مهر

.........................................

..............................

......................

       شب  يلدای خوبی را برای همه اتون آرزو می کنم..

***************************************************

  ممنونم از  شما.....شما دوست خوبی که نظرتو برامون نوشتی....

  رهاتر از پرنده:هميشه سلام.... خوشبختی حسی که هميشه کنار خنده و شادی احساس نمی شه.... درد و زخم دو عنصرين که هميشه گواه بر بدبختی و بيچارگی نيستن..چه ادمای شاد و خندون که بدبختی با تموم وجودشون حس می کنن و چه آدمای پر درد و زخمی که خوشبختی تو تمومه لحظاتشون جاريه... خنده و شادی علامتهای هميشگی سعادتمنی نيستن....و درد و زخم نيز نمی تونه هميشه علامت بيچارگی و بدبختی باشه

   فيروزه:يکی می تونه در عين خوشبختی درد و زخم هم داشته باشه...

    شميلا:دردو کسی بهتر ميدونه که لمسش کرده باشه

    مريم:.... درد واقعی رو کسايی ميتونن دقيق بگن که درد و غصه داشته باشن

    حالا هر دردی باشد

    ارشيا:از درد سخن گفتن و از درد شنفتن .........ندانی که با مردم بی درد چه درديست....

 سيب های سرخ و زرد:درد و رنج و سوء تفاهم و مشکلات و ... همه جا هست مهم اينکه انسان با تدبير و تحمل و گذشت و ...بتونه باهاشون کنار بياد

نسيم صبا:درد و زخم نباشه خوشبختی بوجود نمياد ..پس تا درد نکشی خوشبختی رو حس نميکنی

دايی عباس:درد يه امر نسبيه ، تا درد را چه تعريف كنيم ، هر طوري ميشه نگاه كرد ، اما بعضي دردها لذت بخش هستند ، و همان ها هستند كه خوشبختي را به همراه مي آورند ........درد آشناست كه از خوشبختي مي گويد .....

خاله ريزه:خوشبختی ..... من نمی دونم چی بگم ....... هر چند شکلات های تلخ کم توی اين زندگی نوش جان نکردم ولی من خوشبختم

نادو:سوال سخت و در عين حال عميقی ست . شايد بتونه . شايد اون احساس خوشبختی پس از آشنا شدن با درد ديگران در او بوجود اومده باشه و اينکه چه سعادتمنده که دردی اينچنين نداره ( البته در اصالت اين احساس خوشبختی بايد کمی شک کرد ) ... و شايد احساس خوشبختی پس از التيام يافتن يا خو گرفتن با دردی باشه که زمان مرهمی بر او ن گذاشته ...

نانسی: مورد اينکه تو دنيای خوشبختی ادم زخم داشته باشه يا غم ...اين يه چيزه طبيعيه تو زندگی همه ادمها اگه انکارش کنی يعنی وجود خودتو انکار کردی

مامان امير علی: به نظر من ادمی خوشبخته که درد آشنا  باشه.

ليدا:من آدمایی رو می شناسم که در اوج خوشبختی بدبختن و آدمايی

 رو دیدم که با داشتن یه کوه غم رو شونه هاشون احساس خوشبختی می کنن

و خوشبختن..... و امیدوارم همه دردمندای عالم این حس قشنگو داشته باشن...

 *********

دوست دارم پروانه باشم....

 ميون گلها بگردم...به کسی چيزی نگم از.....حسرت و از غم و دردم

دوست دارم که ماهی باشم...

توی اقيانوس مواج...يا پرستويی که ساخته...لونه ای  رو شاخه کاج

دوست دارم ستاره باشم....

توی آسمون تيره....

 نور بپاشم روی عالم...

بکنم چشمارو خيره.......

توی دنيايی که هر جاش..

پر شده از خشم و کينه..

ديگه هيچ اثری نيستش

از محبت توی سينه......

پروانه .ماهی يا پرستو..

ستاره هر چی که باشم

دوست دارم تو باغ دل ها

بذر خوشبختی بپاشم...........