کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۳
 

برداشت اول:

دختر با استرس به نتيجه ازمايش نگاه کرد.تو دلش به هر چی

نامردو بی معرفته فحش و بد و بيراه داد..تنها فکری که به سرش

داشت اين بود که هر چی زودتر از شر اين مزاحم خلاص بشه..حالا چطوری؟؟

يادش اومد جايی خونده بود آمپولهای خاصی برای اينکار وجود داره..

که البته خيلی گرونه.حد اقل ۳۰۰ تومنه...

تصميمشو گرفت.......همين کارو  بايد بکنه.......رفت  جلوی آيينه...

و.....تيپ زد يک تيپ مشتی به قول خودش از نوع پسر کش!!

يک ساعت بعد توی يکی از بهترين خيابونهای شهر در حال تردد بود

 

برداشت دو:

زن چادر رنگ و رفته اشو محکمتر به دور کمرش گره زد.کاش با

همين گره ها خفه می شد! يک نون خور اضافی. يک انگل ديگه...

خرج ۵ نفر به عهده اش کم بود اينم شد نفر ۶ ام! نه نمی ذارم بياد..

اينو  با تمام وجودش گفت..

روغن زيتون رو ماليد روی دستای پوسه پوسه شده اش......

از بس که روز قبل با وايتکس خونه حاج خانم رو سابيده بود.....

تو دلش گفت خوش به حالش.....

تنها  غصه ملک خانم  جور کردن سوغاتی برای فاميلاشه.....

نگاه به شوهر معتادش افتاد......گوشه اتاق کز کرده بود و سيگار می کشيد...با خودش گفت سهم اون از زندگی چی بوده؟؟

به تنها يادگاری مادرش دست کشيد يک النگوی طلا که حتما

بايد قيچی می شد برای در اومدنش........اره می فروشمش و

 اين بچه رو می اندازم........

 

برداشت سه:

شوهرش گفته بود اگه اين يکی هم دختر بشه می ره زن می گيره

به نتيجه سونو گرافی نگاه کرد...اينبار هم دختره..آخ که چقدر اخلاق اين ترکها.....چرا اينقدر پسر براشون مهمه؟؟

دو روز بود فکر می کرد چکار کنه....آخرش به اين نتيجه رسيده بود

 که بره اين بچه رو بندازه..بعد به شوهرش بگه که بچه پسر بوده ولی عمرش به دنيا نبوده....و دوباره يک شانس ديگه رو امتحان کنه.....

شايد اين بار پسر شد و  ارزوی شوهرش به حقيقت رسيد و

 اونم از شر هوو راحت شد....

به نظرش اين بهترين راه بود...........بهترين!