کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٤
 

برایت می نویسم..برایت از درونم می نویسم که بدانی چقدر دوستت دارم.. 

 

نمی گویم عاشقم تو را.. چون  رعایت شرایط عشق را نکرده ام.

.قوانینش را پشت پا زده ام گاهی..

می نویسم برایت که بدانی روز به روز برایم عزیز و عزیزتری..

همسر مهربانم..

همسر عزیزم..

 تمامی  خوشی من درین است که بدانم تو و فرزند کوچکمان در خوشبختی به سر می برید..

که اطمینان تو ..مرا همیشه سر خوش تر از همیشه به اینده نگه می دارد...

مهربانا...

 بارها و بارها اندیشیده ام اگر دوباره حق انتخاب داشته ام چه می کرده ام؟

خدای را شاهد می گیرم که هیچ گاه فکر نکرده ام که غیر تویی مرا خوشبخت تر می کرده..

برای تحمل ثانیه ثانیه ام در طی  این 6 سال صمیمانه  متشکرم..

 

دوستت دارم..

 

 

9/4/84

رضا.

 

 

 

بعد از خواندن این چند خط .. احساس دوباره اینکه چقدر خداوند  مرا دوست داشته

 که همچین همسری را  در سرنوشتم مقدر کرده به سراغم امد...یاد متن اپدیت قبلی ام

افتادم..که کدامشان را نجات می دادم...البته اولین گزینه  رضا بود.هر چند

 در بعضی کامنت ها

 جواب های منطقی و قابل قبولی نوشته شده بود که

 

                    قبل از وقوع  چنین حادثه ای تصمیم معقول نیست...

.

زیر همان نامه برایش پاراف زدم که:

 

هیچ گاه طعم بوسه ای را  که ساعتی  بعد از  عقدمان بر پیشانی ام زدی فراموش نمی کنم.... 

 هر چند که داداشی  می گوید: زیباترین بوسه ها در خیال زده می شود

 ولی برای من انگار  خیال و واقعیت هر دو یکی شده اند...

دوستت دارم..

پروانه.

 

                                     *************************************

                                     ************************************* 

وبلاگ ها در  هفته ای که گذشت:

هفته پیش تولد یکی از دوستان خوب وبلاگی امون بود به اسم خاله ساناز

                  

 

برایش بهترین هارو ارزومندیم...تولدت مبارک عزیزم....

اولین فال حافظ را به عنوان هدیه برایت در نظر گرفتیم.....

 

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد..بسوختیم درین ارزوی خام و نشد

پیام داد که خواهم نشست با رندان.. بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد

 به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم.. که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد

 

گاهی اوقات بعضی کارهایت درست از اب در نمی اید..درین جور موارد پافشاری نکن.

مدتی است که در یک قضیه بی حاصل وقت و فکر گذاشته ای.. دوباره تجدید نظر کن....

 تا 2 ماه دیگر مسافرتی داری.. خاطره خوبی از ان برایت به جا می ماند!!!

 

 

                          *********************************************

                          ********************************************** 

 

 

 

امان از بازی های کامپیوتری!!

در یک گردش یکروزه خارج از شهر.. وقتی از اولین تونل گذشتیم...پریسا با خوشحالی گفت:

تولل تموم شد الان می ریم مرحله بعد!!!!.

                   

پریسا موقع خوابوندن عروسکش:

نی نی.. بخواب.. صدا نکن.. مردم خوابن..بغلت کنم؟؟ نه کمرم درد می کنه..تو سنگین شدی..!!!

 

                              ************************************************

                             ************************************************ 

 

یک داستان کوتاه:

 

2 ساعتی از مراسم خواستگاری می گذشت.. مادر عروس دل تو دلش نبود.. 

 یعنی این دو تا با هم تفاهم دارند؟؟مادر داماد هم با خودش می گفت.. 

 حیف که یک کم دماغش بزرگه ..

حرفای عروس و داماد پایانی نداشت..داماد پنجمین لیوان اب رو سرکشید و ادامه داد..

من از رنگ بنفش متنفرم..و از  زرد خوشم می اد..

عروس هم لبخندی زد و گفت اتفاقا من به مامان گفتم دلم می خواد سرویس  مبلمانمو

 بنفش انتخاب کنم. ولی واسه  رنگ  ماشین عاشق پژو رنگ بژ هستم...

داماد هم سرشو بالا گرفت.. و گفت ماشین فقط   زانتیا..اونم سفید..می خوام برای عروسی ام

 یک زانتیا سفید کرایه کنم..

عروس دامنشو صاف کرد و گفت: عروسی فقط توی باغ..

 من  همیشه دوست داشتم عروسی ام توی یک باغ باشه..

داماد تک سرفه ای کرد و گفت.. یک باشگاه سراغ دارم هم قیمتش خوبه هم کیفیت غذاش..   

یکربع بعد..هر دو از اتاق بیرون امدند و وقتی با نگاه نگران دو خانواده مواجه شدند

  لبخندی زدند و گفتند.. توی همه زمینه ها تفاهم داشتیم..

لطفا  تاریخ عقد مان  را مشخص کنید!!!!.

**************************************************************************** 

 

آرام آخرين لبخند خدا حافظي را زدم دوست داشتم که مي گفتم

                             دلم برايش تنگ مي شود

 اما رابطه خيلي کوتاه تر ازاين بود که ياراي به زبان آوردنش را

داشته باشم..... از رابطه مان تنها درخشش چشمانش را در

                             آخرين نگاه بخاطر دارم

                       آسمان دلم ا ب ر ی است نازنينم

 

   *************************************************************************** 

امیدوارم از  آپدیت شله قلمکار این دفعه شاکی نشده باشید......یا حق