کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ۱۳۸٤
 

سالگرد ازدواج مامان و بابا

ما معمولا چهار تا سالگرد داريم..سالگرد عقد(شمسی  ..قمری .). سالگرد

 ازدواج( شمسی..قمری)...

سالگرد عقد رو کنار دريای خزر برگزار کرديم.. *خدا رحمت کنه  دايی سعيد و

 خاله تولان(توران) اون  ها برامون کيک گرفتند و .....

 

سالگرد ازدواج رو هم امسال منزل خاله بابا رضا  برگزار کرديم..

                              **جای همه اتون خالی بود**

 

مامان پروانه می گه: با وجودی که اون روز دسته گلش را اشتباهی يک دسته گل ديگه درست کرده بودند.. رنگ گلهای ماشين رو يک رنگ ديگه زده بودند..۲ ساعت طول کشيده بود بابا رضا بياد دنبال مامان( برعکس بقيه جاها)..۲ بار آيينه  آيينه شمعدان سفره عقد  شکست..و.. ولی يکی از بياد ماندنی ترين و شاد ترين و بهترين روز های زندگی اش است.

 

                     /////////////////////////////////

 

در من مپيچ اي مهربان!... هر چند مبهم نيستم

 

گاهي كه تنها مي شوم؛ هم عاشق ام... هم نيستم

 

گاهي خيالي ساده ام... گاهي «حقيقي» مي شوم

 

مانند «باران»، حتمي ام، اما مُسَلَم نيستم

 

 

هم «ما» و هم «من» مي شوم... تاريك و روشن مي شوم..

.

...لبخند بر لب دارم و بيگانه با «غم» نيستم

 

سربسته مي گويم... كمي با ماه ها، هم سايه ام...

 

... با اشك غسل ام داده اند... اما «مُحَرم» نيستم

 

از من بنوشيد اي تمام ساقه هاي بي رمق!...

 

... از من كه مثل چشمه ام؛ هر چند زمزم نيستم

 

 

تا ابر سرگردان شدم، در آسمان بي كسي...

 

 

... مثل غروب خسته ي آدينه، محكم نيستم

 

 

بي عاشقي... حتا خود ام گم مي شوم در خلوت ام...

 

... وقتي كه «عاشق» نيستم، انگار آدم نيستم.

 

                                             سيد محمد سادات اخوی