کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥
 

شنبه ۷/۵

از شگرد هاي يك بچه زرنگ!

مامان واسم آبرنگ مي خري؟

 دخترم تازه واست پاستل و مدادرنگي خريدم..اين قلكي كه مامان قدسي ات برات خريده را پر پول كن وقتي كه ديگه توش پر پول شد قفلشو باز مي كنيم مي ريم برات هر چي خواستي مي خريم.

 فرداي اونروز:

مامان مي شه كيفتو باز كنم

مامان در حال تلفن حرف زدن: اره دخترم اشكالي نداره

 بعد از 10 دقيقه:

 پريسسسسسسسسسسسسسسسااااااااااااااااااااااا..اين چه كاريه كه كردي؟هر چي پول تو كيفم بود را انداختي تو قلكت؟

( يك دسته پول 20 هزار تومن را داخل قلك انداخته بود)

 مامان جون بيا ديگه پول نمي ره تو قلك!! فكر كنم پر شده بريم آبرنگ بخريم؟؟؟؟

********************************************

خاطره ها که راه می افتند
می بینم که جا مانده ام 
                یک گوشه ی اتاق...
                            تنها منم و
                                     چند قطره اشک و
                                                  صورت ها
                                                که دورتر می شوند

*************************************************

یکشنبه۸/۵

هوس شنیدن صداتو کردم......اونم صبح زود...هنگام طلوع آفتاب..

یادش به خیر..

می اومدم کنارت ..می نشستم کنارت..و زل می زدم بهت........ساعتها.......

چقدر صدات برام ارامش بخش بود..

چقدر..

چقدر...............ای دریا

***********************************************

دوشنبه ۹/۵

شب تولدت که رسید.تنها کاری که کردم به تعداد سال های تولدت برای

خوشبخت شدنت دعا کردم.

تولد ت مبارک دایی حمیدددددددددددددددددددددددددددددد!

گوش کن ! با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو ! به نگاهی که میان من و توست

http://www.persianyas.com/YASOld/Tavalod/Tavalod.htm

******************************

سه شنبه ۱۰/۵

امروز با پریسا رفتیم محل کارم..اخه مهد کودکشون به دلایلی تعطیل بود

ساعت ۹ رسیدیم..و ۲ نفر از مریض ها منتظر پشت در:

۱)))

مامان در حال کلید انداختن و باز کردن در

پریسا: مامانننننننننننننننننن اینجا مغازه توست؟/؟؟

مامان: دستت درد نکنه پریسا اینجا کجاش شبیه مغازه است؟؟؟

۲))

 یکی از مریض ها  منو خانم دکتر صدا کرد و سوالی پرسید:

پریسا: مامانننننننننننننننن تو مگه دکتری؟؟

مامان: یک کوچولو واسه  بچه ها بله

پریسا: پس چرا واسه من دکتری نمی کنی؟ منم بچه ام دیگه!!

۳))

کامپیوترو روشن می کنم  یکدفعه عکس خودشو را روی صفحه مانیتور می بینه

پریسا: مامانننننننننن این عکس منو گذاشتی اینجا؟

مامان: آره دخترم

پریسا: اخه اینجا که کامپیوتر خونه امون نیست!

مامان: خب  نیست ولی من هر وقت دلم تنگ می شه به عکست نگاه می کنم

پریسا با یک نگاه پر از محبت به من:    ماماننننننننننن دستت درد نکنه!!

۴))

 یکی از اعضای هیئت مدیره محل کارم اومده بود و با پریسا حرف میزد:

پریسا: می خوای شکلتو بکشم؟

آقای  ایکس: اره بکش دخترم

پریسا: چشم چشم دو ابرو می کشم..یک گردوووووووووووو دور صورت

دو تا هم شاخ می ذارم برات!!!!!!!!!!!!

۵))

پشت دستمو داغ کنم دیگه این وروجک را ببرم!!!!

**************************************************

چهار شنبه ۱۱/۵

ژاله های تنهایی اندوهت را روی قاصدک عشق به امانت می گذارم

بیا

بیا سوار بر ققنوس آرزوها تا انتهای  رنگین کمان پرواز کنیم..

با من همسفر می شوی؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5شنبه:

 چه سرنوشت غم انگيزي است كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود. (برگرفته ار آرشيو پارسال همین تاریخ)