کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

قورمه سبزی
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۸٦
 

وقتی ساعت 7 شب است و فرزندت با اصرار می خواهد برای شام

سبزی قورمه داشته باشید چه می کنید؟؟

راه اول:

سر بچه گول می مالید و قول فردا رو می دهیدو قائله ختم می شود

راه دوم:

لباس می پوشید و به اولین سوپر مارکت نزدیک منزل رفته و یک  وعده قورمه سبزی   از شرکت مائده خریداری می کنید و قائله ختم می گردد

راه سوم:

به موجودی فریزر و یخچال خود نگاه کرده و سپس دست به کار می شوید:

سبزی قورمه را تفت داده و با یک بسته گالینا بلانکا و لیمو عمانی  می گذارید تا جا بیفتد.بعد از نیم ساعت یک قوطی کنسرو لوبیا چیتی را باز کرده و داخل سیزی ریخته .برای جا افتادن بیشتر خورشت چند عدد سیب زمینی را هم اضافه می کنید.

در صورت تمایل می توانید از چند تکه سینه مرغ هم استفاده کنید.

بعد از 1 ساعت خورشت شما اماده است و می توانید از شر غرغر های فرزندتان خلاص شوید!

راه چهارم:

زنگ می زنید به مادر و مادرشوهر وجاری و … که ایا در یخچال یا فریزر خود ازین خورشت موجودی دارند یا نه!!

پ.ن1:

ما مجبور شدیم از روش سوم استفاده کنیم والحق و والانصاف

خورشت خوشمزه ای شد.قورمه سبزی با مرغ!

پ.ن۲:

یادمه قدیما اگه ما این غر ها رو می زدیم می گفتند:

همینی هست که هست می خوای بخور می خوای نخور

اگه نخوری سنگ می آوریم باید اونو بخوری...

پ.ن۳:

خداوکیلی زنان متولد شهریور  در زمینه تنوع در آشپزی و...

بهترین هستند.((از گفته های بابا رضا بعد از چشیدن قورمه سبزی ۱ ساعته))

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

هفته گذشته من و بابا و مامان رفتیم تاتر پنجره فولاد

یک ساختمون گرد بزرگی بود وسط یک پارک .تاتر اونجا بود

اولش هم منو راه نمی دادند می گفتند 5 سال به بالا.

من هم گریه کردم و گفتم من 4 سالم است.

خوشبختانه دوستای قدیم بابایی اونجا بودند و منو راه دادند.

تاتر که شروع شد من یادم افتاد هم گشنه ام است هم تشنه.

به قول مامان خداروشکر یاد یک چیز دیگه نیوفتادم!!

یک اقایی بازی می کرد که همه براش کلی دست می زدند اسمش اکبر عبدی بود.

من که زیاد نفهمیدم چرا بعضی وقتا مردم یکدفعه می خندیدند بعضی وقتا گریه می کردند.

وقتی هم از مامان می پرسیدم می گفت:هیس ساکت الان مارو می اندازند بیرون!!

اخر تاتر همه گریه کردند.بعدش هم همه بازیگرا اومدند و ما براشون دست زدیم.بعدش هم همون اقای  اکبر عبدی حرف زد و گفت تا 40 شب این تاتر اجرا می شه.

بعد از تاتر هم رفتیم پارک و کلی بازی کردم.

یکی از عکسای هنری من در پارک:

این عکس الان پس زمینه  تلفن همراه مامانی است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يك مقدار آذوقه نذري اوره بودم محل كارم.و قرار بود  يكي از مريض هام

  كه طرف شاه عبدالعظيم مي شينه  بياد و اينارو ببره سمت خودشون و پخش كنه.

وقتي مي اد احوال پسرشو مي پرسم

جواد چطوره؟

سري تكون مي ده و مي گه : چي بگم خانم كاظمي  ديگه وسعم نمي رسه براش شير بخرم.

مي دوني كه جواد پدر نداره من هم دست تنهام يك بچه ديگه ام تو مركز بهزيستي نگهداري مي شه.

يك ماه است براي جواد شير نخريدم

مي پرسم: اخه الان موقع امتحانات جواد است. اذيت نمي شه؟؟

مي گه: چكار كنم ؟ ندارم.

اين كلمه ندارم دو ساعتي است در گوشم تكرار مي شود.

 ندارم.

ندارم

 ندارم.

********************************************

رسيد فيش اين دوستان به دست ما رسيده باز هم از اين لطف و همكاري شما صميمانه سپا سگذارم.

 جهت اطلاع بيشتر مجموع كمك اين دوستان به ۳۳۴ هزار تومان رسیده است:

فيروزه و مادر مهربونش

خودم و زن دايي نسيم

داداشي كولي ((قول یک ۳۰۰ هزارتومان را تا ۱۰ روز دیگه بهمون دادند))

امير

نادو

نيلوفر

كيمياي نازنين

شقايق (مامان امير علي و نيايش)

محمد صانعي

شيرين (مامان شميم)

اقای شریفیان

بقيه دوستان هم اگر لطف كنند زودتر فيش خود را  بدست ما برسونند

ممنون مي شويم.

(جهت خريد شير))

 

 ***

به سلامتی و میمنتی و مبارکی  وبلاگ ما هم از بعضی نقاط

 دچار فیلترینگ شده!!نمردیم یک جایی مارو ادم حساب کردند!!