کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٦
 

 پریسا : مامان من اگه عمل نكنم چي مي شه؟؟ من نمي خوام عمل كنم

 مامان: دخترم  اگه عمل نكني همينطوري كوچولو مي موني قدت هم بلند نمي شه.

تازه اگه عمل كني ديگه صداي تلويزيون رو هم انقدر زياد نمي كني.

 پریسا: مامان من اگه قدم بلند بشه  اجازه مي دي ظرف هامونو بشورم؟

 مامان : اره اونوقت اجازه مي دم .

  پریسا : باشه پس عمل مي كنم

 مامان: تازه همه برات كادو مي خرند. خود آقا دكتر هم برات يك كفش خيلي خوشگل خريده.

مامان اشرف هم مگنت 140 تيكه مي خواد بخره. بابا كلاهي هم عروسك بو(كارتون هيولاها)

را مي خواد بخره. نسيم جون هم عروسك باربي و .....

و اينگونه بود كه پريسا خانم را براي عمل روز سه شنبه 19 تير  آماده كرديم.

                                             برايش دعا كنيد.

 پريسا همزمان  عمل لوزه سوم و گرومت گذاري   گوش ها را دارد .

((بعلت تورم لوزه سوم شنوايي يكي از گوش ها كاملا افت كرده است و

 احتياج به گرومت گذاري دارد.))

****************************************

داستان كوتاه:

  خانم ش  شب پيش خواب بدي ديده بود.  خانم ش  در خواب عاشق يكي از همكار هاي اداره اش شده بود . خانم ش  در ادامه عاشقي اش درخواست طلاق كرده بود كه با همكار مورد نظر ازدواج كند. خانم ش بعد از طلاق گرفتن اش   فهميد كه همكار  دلبندش متاهل بوده و  به وي دروغ گفته بوده است. خانم ش در خواب  ازينجا مانده و از انجا رانده شد.  خانم ش صبح همانروز از شدت استرس به سر كار نرفت. خانم ش به صميمي ترين دوستش زنگ زد و خوابش را تعريف كرد. خانم ش با اين تعبير كه خواب زن چپ است   به كمي آرامش رسيد. عصر همان روز خانم ش تلفن همراه همسر خود را ناخودآگاه مورد بازرسي قرار داد.

خانم ش به نتايج جالبي دست پيدا كرد. خانم ش چند هفته بعد طلاق گرفت .!! 

 

********************************************

 بدون شرح:

           

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چه زود گذشت....۴ سال از اولین روز هایی که تازه این خونه مجازی را

راه اندازی کردیم.(( با اولین اپدیت به مناسبت  ۳۱ سالگرد تولد رضای عزیزم))

.....و اکنون  وارد  پنجمین سال نگارش اینجا شدیم.

از همه دوستان همراه در طی این سالها سپاسگذارم. از وقتی که گذاشتید و خوندید

از شمایی که  نظر دادید. از شمایی که همدردی کردید.. از شمایی که تبریک

گفتید. از شمایی که دوست داشتن رو یادم دادید. حتی اون انگشت شمار هایی

 که به علل مختلف منو آزار دادید......که اگه این انگشت شمار ها نبودند من

قادر به درک محبت و دوستی دیگران نمی شدم.

از داداشی کولی   عزیزم  هم ممنونم که جرقه زدن این وبلاگ را از ابتدا به ذهنم

انداخت.

                همه اتونو دوست دارم.