کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٦
 

نمي دونم بعضي وقتا شده كه ارزوي يك چيزي رو بكنيد

و بعد از چند وقت  ببينيد كه به ارزوتون رسيديد !!

 

هيچ وقت يادم نمي ره زماني كه براي دوران طرح ام

مي رفتم بيمارستان طالقاني

 هميشه غر مي زدم كه چرا بايد تا سر خيابون برم

براي سرويس و بابا رضا هم مي خنديد و مي گفت :

نكنه انتظار داري سرويس بياد از در خونه تو رو برداره و ببره سر كار!!

(( اونايي كه منو مي شناسند مي دونند واسه خريد يك ادامس

 هم ترجيح مي دم با ماشين برم تا دم سوپر سر كوچه)) .

 

نشون به اون نشوني   چند هفته بعد يكروز عصر كه داشتم

مي رفتم خونه ديدم

 سرويس محل كارم چند تا خونه جلوتر تو كوچه امون پارك شده و ..........

.حتما مابقي  داستان را حدس زديد؟؟

راننده سرويس توي كوچه ما خانه خريده بود!!!

 و اينگونه بود كه بعد از هماهنگي با اقاي راننده صبح ها از دم در خونه

سوار سرويس مي شدم......................يادش به خير.

 

 حالا مورد بعدي.

 

چند وقت پيش به يكي از دوستام گفتم مردم شانس دارند

محل كارشون حداقل نزديك

 يك مركز خريدي ..كوفتي .. چيزي هست .

 تقريبا 3 ماه است كه  3 روز در هفته

 مي رم وزارت بهداشت كه تو خيابون ايرانشهر است.

اونجا هم پراست  از ماشين حساب و لوازم اداري و كارتريج و ..

 من هم كه عشق خريدددددددددددددد..

بابا رضا هم  مي گفت: خدا رحم كرده كه

 شعبه وزارت خونه شما اونجاست وگرنه از دسته پولاي حقوقت فقط كش

اش را مي اوردي خونه!!..

 

ديروز متوجه شدم كه قراره ظرف يكماه  مركز ما منتقل بشه به وزارت

بهداشت واقع در جمهوري!!

برق از چشمامممممممممممممممممممممم پريد.. مركز فروش  لوازم

 خونه و موبايل...

 

وقتي به بابا رضا گفتم آهي كشيد و گفت... بيچاره شدم

 

 

 ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

پريسا:

مامان مي دوني شيطون از اتيش درست شده؟؟

مامان:

از كجا مي دوني؟؟

پريسا:

مي دونم ديگه....مي دوني ادم رو از گل درست كردند  همون كه ما باهاش سفال درست مي كنيم؟

مامان:

تو مهد بهتون گفتند؟

پريسا:

اره به خاطر همينه كه شيطان با ادم جور نيست

مامان:

خوب تو نبايد به حرف شيطون گوش كني .

پريسا:

اره مامان . مي دوني الان شيطون بهم داره مي گه نرو دستتو بشور.

مامان:

باريك الله ديگه چي مي گه؟

پريسا:

بذار گوش كنم!!...مي گه برو صندلي ات رو بيار دم ظرفشويي ظرفهارو بشور.

وسايل اتاقت رو جمع نكن..حرف زشت بزن. صداي تلويزيون را زياد كن..