کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : ایده آل - ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٦
 

پريسا: مامان من يك خواهر مي خوام مثل نگين

مامان: ..........سكوت

پريسا: مامان با توام.. يك خواهر مي خوام

مامان: خب ..باشه..بايد صبر كني

پريسا: : من همين الان مي خوام.

مامان: خب به فرشته مهربون بگو. اگه داشته باشه برات مي اره!

_____________________________________

بابا رضا: پريسا عجب گيري داده!! راستي ما ديگه نمي خواهيم خواهري برادري براش بياريم؟

مامان: تورو خدا رضا...من از پس همين فسقلي بر نمي ايم..ببين چقدر از وقتمو مي گيره. اگه

بخوام يكي ديگه بيارم بايد قيد كاركردن را بزنم بشينم تو خونه اينو ببرم كلاس اونو ببرم كلاس.

بابارضا: يعني  هر كي شاغله فقط يك بچه داره؟

مامان: نه ولي مسلما وقتي كه براي بچه ها مي ذاره خيلي كمتره. ببين همين وروجك 3 روز در هفته بعد از ظهر كلاس داره. تازه اگه شطرنج هم بنويسم كه مي شه چهار روز.

بابا رضا:  پري بيا اين ايميل رو ببين.. اين زن و مرد دفتر معاملات ملكي دارند.

    

 و 17 تا بچه10 تا پسر +7 تا دختر

     

  

مامان: مساحت خونه را مي بيني 660 متر مربع است.

  

.جالبه  توي اين خونه همه چي دارند. از اتاق بازي و بيليارد و اتاق كامپيوتر و ......

بابارضا: فكر مي كني اگه ما اين همه امكانات داشتيم صاحب چند تا بچه مي شديم؟؟؟

****************************

دو لینک جالب:

واقعا چند سالته؟؟

http://www.poodwaddle.com/realage.swf

اسمتو بزن اطلاعات بگیر :

http://www.paulsadowski.com/Numbers.asp

****

***********************************************

تنهام  و همسرم به خاطر اخرين ارزوي ام كه براورده شده به ماموريت رفته. دفترچه تلفن رو بر مي دارم و براي اولين بار در عمرم مي خوام يك كاري رو انجام بدم.

نمي دونم چرا استرس گرفتم.

اگه همسايه ها ببين چكار كنم؟؟ نمي گن حالا يكروز شوهرش نيست .

گور پدر حرف اونا. چرا من  هميشه بايد به حرف اطرافيانم حساس باشم؟؟

شماره تلفن را مي گيرم و ...

مي دونم تا نيم ساعت ديگه مي رسه.  بايد ميز  را جمع و جور كنم. آب گلدون گل مريم ام را عوض مي كنم.

يك شمع با بوي طالي روشن مي كنم. يك موزيك ملايم مي ذارم و منتظر مي مونم.

از زمانی که بهش زنگ می‌زنم تا وقتی که به در خونه برسه، 15 دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه، اما از همون دقیقه‌ی اول پوم‌تاک‌های قلب من شدید می‌شه و حس شیرین انتظار، سراسر وجودم رو درمی‌نورده
وقتی صدای زنگ رو می‌شنوم، بال درمی ارم.
چادر نماز سفید گل‌گلی رو به سرعت روی سرم می‌اندازم و به طرف در پرواز می‌کنم.
من اگه عاشقت‌ام،
نه به خاطر چشم‌های آبی‌ات،
نه به خاطر موهای پریشان طلایی‌ات،
و نه به خاطر چهره‌ی باوقار مسیح‌گون توئه...
من عاشق اون جعبه‌ی داغی هستم که توی دست‌هاته
ای پسر پيتزا فروش

مرسي از راديو سيتي جون ام