کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

وبلاگ پریسا 5 ساله می شود.
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٧
 

تولد سال ١٣٨٢ بابا رضا  ((اولین آپدیت این وبلاگ))

تقدیم به همسرم
تو لد ت مبارک
عزیزم شمع 31 سالگی ات را با هم به امید پیش رو
داشتن سالی زیبا تر خاموش کردیم
می دانم بهترین هدیه از طرف من به تو گفتن 1000 باره تو همه چیز منی
پس
برای بار 1001 بار این جمله را برایت تکرار میکنم.

سال ١٣٨٣:

عنوان نامه: تولدت مبارک
سلام بر نازنین همسر عزیزم
سلام بر نازنین عاشق خودم
سلام بر مهربونترین همسر دنیا
سلام بر یگانه ترینی که هر لحظه بر بوم عشق نقش جدیدی از زندگی را به تصویر می کشی
سلام بر عزیزی که هم به حریم خلوت خودش و هم به حریم دیگران احترام قائلی
چی بگم؟
از کجا بگم؟
اخه وسعت قلب من از تو خیلی کمتره
واسه تو یک دریاست و واسه من یک حوضچه
چطوری تو دریای محبتت شنا کنم که بهت ثابت بشه که یک ماهی کوچولو بیشتر نیستم
و لیاقت این همه خوبی اتو ندارم؟
ممنونم که حرمت دلمو تا حالا نگه داشتی.....
امسال ۶ سالیه که در کنارت تولدتو جشن می گیرم....دوست داشتم به عادت همیشه
بازم یک نامه بدم بهت که از نظرت مطابق با کل هدایای دنیاست!
عشق ما بهم مثل یک صخره کنار دریا نیستکه موجهای اشوبگر زندگی
بتونه اونو ذره ذره خراب کنه..هر عاشق و معشوقی باید بتونن این امواجو کنترل کنن
خوشحالم که هر دو توانستیم تا به حال از عهده اروم کردن اینامواج بر بیاییم که سهم بیشترش از طرف توست
عزیزم.تولدت مبارک......
سایه ات همواره بر سر ما باد
دوستدار مهربانی ات
پروانه

١٣٨۴:

دو روز تمام  دائم تو فکرش بود..که  چی بگیره واسه کادوی تولد؟

..سعی کرده بود هر سال یک چیزی کادو بده .که کمتر زنی برای

تولد همسرش به فکرتهیه اش  می افته.. یادش افتاد اولین کادوی تولدی

 که به همسرش داده بود زمانی بود که یک ماهی به عقدشون مونده بود......

  کشیدن یک کاریکاتور از چهره همسرش..اونم  تنها با در دست داشتن

یک عکس ۳ در ۴ سیاه سفید..

قیافه نازنین همسرش هنگام دیدن اون نقاشی

هنوز به یادش مونده........:

 

                        کجاش شبیه منه؟؟

 

و زمان چقدر زود گذشت...۷ سال از اون تاریخ می گذره..

۷ ساله که با هم شمع های روی کیک تولد رو خاموش می کنند

 و برای هم ارزوی شادی و خوشبختی بیشتری رو ......

زیر گاز رو روشن کرد..  و کم کم اماده تدارک ناهار شد..

با خودش فکر کرد: بهتره برم گل بگیرم ..این  راحتترین راهی بود که به ذهنش رسید....

سرشو بالا اورد....وای خدای من......این چیه؟؟ گلدون کوچیک کاکتوس را از بالای هود  بلند کرد..کاکتوسم گل  داده......

اون هم در روز تولد همسری که برایش عزیز تر از هر عزیزی بود..

 

یک گل زیبای زرد رنگ....

١٣٨۵:

 گذر سال ها،تنها حکایت لحظه های خوش زندگی است که به دل نشاط بخشیده و جان را تازه می کند. روز تولد هر فردی آغازی دوباره است برای ساختن آینده ای نو با استفاده از کوله بار تجارب پشت سر.

همسر مهربانم رضای عزیزم تولدت مبارک

١٣٨۶:

خوبه آدم یکی رو دوست داشته باشه،

 نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه،

نه به خاطر اینکه کس دیگه ای رو نداره،

نه به خاطر اینکه تنهاست یا نه از روی اجبار،

بلکه به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره.

 بابا رضا دوستت دارم

١٣٨٧:

........... آپدیت بعدی!