کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

20_ماشین عروس
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٧
 

١:صبح ساعت ٨

موقع سوار شدن به ماشین

مامان خوش به حال اونایی که بچه ندارند!!  مثل نسیم جون و فلانی و فلانی..

چرا مامانی؟ چرا همچین حرفی می زنی؟

برای اینکه راحت می روند سر کارشون!!

اما منم راحت می رم اگه صبح یک کم زودتر و خوش اخلاقتر بیدار بشی.....

یعنی تو مشکلی نداری که بچه داری؟/؟

...............تعجب

************************************************

۲ـمامانی چرا ماشینو عوض نمی کنیم؟؟

پول کافی  نداریم!

آخه ماشین ارزون شده!

کی گفته؟؟ اتفاقا ماشین گرون هم شده!

نه خیر..من می دونم ارزون شده..

مثلا چه ماشینی؟

ماکزیما!!

ببخشین شما این اخرین اطلاعات را از کجا می اورید؟؟!!!!سوال می دونی چرا ارزون شده؟

واسه اینکه کارت سوخت  دیگه نداره.. ما هم به همین خاطر دیگه ماکزیما نمی خریم!!چشمک

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مهریه عرفانی: پانصد هزار شاخه گل و نوشتن دیوان شمس

پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهریه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و یک جلد دیوان شمس تبریز به خط خودش در نظر بگیرد، نمى‌دانست چند سال بعد باید چند هزار بیت شعر دیوان شمس را بنویسد .
به نوشته « ایران»، چندى پیش، زنى جوان به شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت: چند سال پیش بود که جوان مهندسى به خواستگارى‌ام آمد. از همان اول تصمیم گرفتم که بناى زندگى‌مان را بر پایه تفاهم وعشق وعرفان بگذارم این بود که براى مهریه‌ام، پانصد هزار شاخه گل سرخ ودیوان شمس به خط شوهرم و چهارده سکه بهار آزادى تعیین کردم.

فکر مى‌کردم اگر اوحاضر شود چنین مهریه‌اى را بپذیرد، باید از اندیشه بالایى برخوردار باشد  
وى گفت: او هم پذیرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشترکمان را آغاز کردیم. دراین مدت با اینکه از نظر عقیدتى میان من و شوهرم تفاوتهایى بود و گاهى مشکل پیدا مى‌کردیم ولى من سعى مى‌کردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشترکم شوم.
وى ادامه داد: تا اینکه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف میان من و اواضافه شد و شوهرم و من به این نتیجه رسیده ایم که دیگر امکان ادامه این زندگی وجود ندارد و به همین علت من به دادگاه خانواده مراجعه کرده و تقاضاى دریافت مهریه و طلاق دارم ..
با درخواست این زن جوان، قاضى دستور احضار این مرد را به دادگاه داد. این مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اینکه ازابتدا سعى داشتیم تا پایه‌هاى زندگى مشترکمان را استحکام ببخشیم موفق نشدیم وبه همین علت من هم فکر مى‌کنم بهتر است تا از یکدیگر جدا شویم .
وى گفت: طبق مهریه‌اى که براى همسرم تعیین کرده‌ام، باید دیوان شمس را به خط خودم براى او بنویسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم .
قاضى نحوى پس از استعلام از اتحادیه گل‌فروشان، قیمت پانصدهزار شاخه گل را که بخشى از مهریه عروس جوان بود،
150 میلیون تومان محاسبه کرده و در حکمى به دامادجوان اعلام شد که وى موظف به پرداخت 150 میلیون تومان ـ قیمت پانصد هزار شاخه گل سرخ و چهارده سکه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار دیوان شمس تبریزى است.