کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٧
 

دومین سری کارگاههای اموزشی  ام در بیمارستانهای کودکان تهران به اتمام رسید.

 ١:روز سوم کارگاه ،  در بیمارستان حضرت علی اصغر ولوله ای به پا شده بود. قضیه ازین قرار بود:

یک کودک خوشگل و ناز  ٣ ساله توی کما رفته بود و  با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. تمام بستگان و همسایه و ... توی حیاط بیمارستان شیون واویلا راه انداخته بودند.

وقتی یک کم بیشتر پیگیر شدم فهمیدم قضیه ازین قرار بوده:

پدر و مادر خانواده خواستن که خونه را سمپاشی کنند. یک پودر را در اب حل می کنند و دور خونه ازون محلول می ریزند. مابقی محلول را در شیشه نوشابه خانواده ریختند و کنار یخچال رو زمین گذاشتند!!!!

رنگ محلول هم نارنجی بوده.........بقیه ماجرا را حدس می زنید؟؟

٢:قبل از شروع کارگاه ها ، یکی از کارشناسان زنگ زد گفت من باید دخترامو هم با خودم بیارم.. امکان هتل گرفتن برای اونا رو هم دارید؟؟

با هماهنگی با رئیسم و گرفتن موافقت، قرارشد خانم مورد نظر ٣ تا دخترشو هم با خودش بیاره تهران.(به خرج ما)

توی این سه روز  هر وقت چشمم به این خانم می افتاد با خودم می گفتم: مردم واقعا چه رویی دارند.

واسه ماموریت اومدنشون هم یک فکرایی می کنند که از موقعیت موجود استفاده کنند.

البته خانم گفته بود شوهرش یونان رفته و نیست و  دختر ۴ ساله اشو هم نمی تونه  تنها بذاره و خواهر های بزرگترش هم مسئولیت پذیر نیستند و .......

طی کارگاه ها هم تا چیزی می شد می گفت: من تو امریکا زندگی کردم و اونجا تو بیمارستانش کار می کردم و تجربه ام اینجوریه و ....

خلاصه من تو ذهنم ازین خانم و شرایطش و ..... کلی تصویر ذهنی ساخته بودم....

روز سوم کارگاه    بنا به شرایطی تا یک مسیری همراه این خانم بودم . وقتی فهمیدم که دختر دوم این خانم ضربه مغزی شده است و الان ١۶ سالشه و عقب افتاده ذهنی است.. یکدفعه از اون همه تصورات ذهنی خودم خجالت کشیدم.دختر بزرگ این خانم هم جهت تعطیلات تابستانی به ایران امده و طبق گفته  مادر اصلا حس مسولیت پذیری ندارد و تمام این سه روز که تهران بودند برای خودش تفریح می رفته و این بچه ۴ ساله خانم کنار اون دختر عقب افتاده بوده است..

دقت کردید که چه راحت قضاوت می کنیم؟؟