پریسا در دریای خوشبختی

درست کردن نان پنجره ای هم شد بیزینس!
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸٧
 

 

شده بعضی وقتها ویر یک کاری می افته تو ذهنت و دیگه تا اون کار را انجام ندی

 دست از سرت بر نمی داره!!  مثل وسوسه شیرینی درست کردن و فروختن!! 

آخه یکی نیست بهم بگه این هم شد بیزینس!! 

یک هفته ای بود که فکر این کار زده بود به سرم ..  بلاخره  طی یک اقدام ضربتی و خرید اقلام مورد نیاز شروع به درست کردن نان پنجره ای کردم.

150 گرم نشاسته را با چند قاشق گلاب خوب هم می زنیم بعد 10 عدد تخم مرغ را قاطی این مجموعه می کنیم  و در اخر 150 گرم ارد سفید داخل این مواد می کنیم و از صافی رد  می کنیم.

 

 روغن را خوب داغ می کنیم و با داغ شدن قالب مرد نظر شروع به درست کردن شیرینی می کنید. مهمترین نکته این شیرینی میزان داغ بودن قالب است.. اگر  بیشتر از حد مورد نیاز داغ شود مواد به قالب نمی چسبد.

 

خلاصه در عرض 1 ساعت و نیم 40 عدد شیرینی پنجره ای درست کردم .  شیرینی ها داخل جعبه گذاشتم و رفتم پیش پدر شوهر عزیزم که بعد از دیدن این اقدام من همچین  زد تو ذوقم که....!!

 

من: حاجی  می شه اینارو وزن کنین! 

حاجی: واسه چی؟؟

من: می خوام ببینم می صرفه من شیرینی درست کنم!

حاجی: واسه چی؟

من : واسه اینکه بذارم تو مغازه اتون  تا بفروشین!

 

حاجی: نه .. اینجا که نمی شه.. معلوم نیست چقدر فروش بره. تازه روغن مایع  داره زود فاسد می شه و ......!!و........!!و.............................!!!

 

خلاصه. کلی ضدحال حال خوردیم و برگشتیم خونه! البته یک جعبه از دستپخت امان را دادیم به خانه مادر شوهرمان!

بعدش مادرشوهر مان زنگ زد  که دستت درد نکنه از کجا رفتی خریدی!!!

بعد که فهمید خودم درست کردم.. کلی تعریف کرد بعد هم باز محترمانه زد تو ذوقم که بابا تو که سر کار می ری دیگه این شیرینی پزی ات  چیه و  خسته می شی و .... بعد گفت هر وقت خواستی درست کن . هر چی  درست کردی خودم ازت می خرم!!!

 

خلاصه اینطوری شد که پرو‍ژه شیرینی پزی ما ناتمام ماند!!

 

البته  یک جشن غذایی است نزدیک منزل امون.. 15 و 16 و 17 مهر ماه. می تونی هر چی دلت خواست ببری اونجا و بفروشی و البته 20 درصد از فروشتو بدی واسه خیریه!!

حالا بد جوری رفته تو مخم که  واسه این سه روز شیرینی درست کنم!!

 اینجا هم یک دستور دیگه از پخت نان پنجره ای است.

 

*************************************

 ۱: مثل اینکه جریانات حاج آقا و حاج داوود خیلی طرفدار پیدا کرده. کلی اف و کامنت خصوصی داشتم که   جریان چی شد !! یک کمی طاقت داشته باشید .در اولین فرصت

بقیه ماجرا  را می نویسم براتون!!!

 

۲: وبلاگ مرجان جون  به دات کام تبدیل شد. خوندن این  سایت را به همه نسوان محترم توصیه می کنم.