کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

 
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧
 

مرتیکه   مزخرف آشغال  (مرتیکه را غلیظ می گم)

رضا با تعجب نگاهم می کنه و می پرسه: چی شده؟؟

موندم بهش بگم یا نگم!!نکنه غیرتی بشه!!یاد 15 سالگی ام افتادم. یک الاغی تو خیابون بهم تیکه انداخته بود اومدم خونه به مامان و بابام گفتم. یکدفعه بابام برگشت گفت:دختر باید سنگین باشه!!!یادم نیست مامانم بود یا  خان داداشم که  با این حرف بابام مخالفت کردند که چه ربطی به پروانه داشته!!!

حالا هم بعد از گذشت  سالها   از اون تاریخ بازم یاد جمله بابام افتادم....

ساعت حدودای 2.30 داشتم می رفتم دنبال پریسا که توی خیابون با یک الگانس سفید شاخ به شاخ شدم.مرتیکه عوضی رد می شد بدون هیچ زحمتی ..اما چراغ زد که وایسم تا اون رد بشه. منم به چراغش  اعتنا نکردم و از کنارش رد شدم.

از تو آیینه ماشین دیدم که طرف سریع دور زد و دنبالم اومد! با خودم فکر می کردم اگر این مردیکه می خواست اینوری بیاد که لازم نبود که سر اون سه راه چراغ بزنه که بذارم از کنارم رد بشه!! خب از سر همون سه راه همین ور می پیچید!!! تو همین فکرا بودم که دیدم میلیمتری پشت سرمن اومده . اولین خیابون دست راست می پیچم و بعد از اینکه طرف هم پیچید مطمئن می شم که کرم طرف داره وود وود می کنه!!

خیابون خلوته.. گاز ماشین رو می گیرم و به دنده 4 می رسونم!! غافل ازینکه الگانس پشتمه و با یک چشم بهم زدن خودشو به من میرسونه!

سریع می کشم کنار و راهو براش باز می کنم  و مجبوره که ازم جلو بزنه!

حالا اونه که سرعت ماشینشو با سرعت ماشین من تنظیم می کنه! از تو ایینه جلو شروع می کنه به اشاره و با دستی که از ماشین بیرون اورده و راهنمای راستو می زنه که نگه دارم!! دوباره ازش جلو می زنم. اصلا هم به قیافه نحس و نکره اش نگاه نمی کنم.  همون جلو که بود سن اش را حدودای 42..41 تخمین می زنم.. ...

از تو ایینه قیافه خودموهم  می بینم. یک قیافه خسته و درب داغون که از اداره برگشته بی هیچ آرایشی و....!!!

نزدیکای یک نیمچه  چهار راه می رسیم.. باز هم الگانس جلوی ماشینمه البته با یک فاصله ای حدود 40.یا 50 متر! راهنمای چپ را می زنم. طرف هم به اون سمت متمایل شده و در یک اقدام نینجایی دست راست می پیچم! و می بینم که پوز طرف کش اومده!!

 

اولین کوچه تو خیابون بعدی هم سریع می پیچم دست چپ. البته از تو ایینه دیدم که  طرف دوباره گاز ماشین را گرفته و دور زده!!! اما مطمئن بودم اگه اولین کوچه رو بپیچم از حوزه دیدش خارج  می شم!!

ته کوچه طوری که نبینه پارک می کنم. و عبورشو از  سر کوچه می بینم!!

احساس خوبی داشتم. اینکه  تونسته بودم  یکی را  بپیچونم!!!

رضا با متانت گوش می ده و لبخندی می زنه و می گه:بی خیال ...بیشتر مواظب خودت باش. ادم مریض زیاد شده تو جامعه.. خصوصا اینکه حس کنه پول داره و می تونه با پولش به هر چی دلش بخواد برسه!!و...........و................................................!!

 

می بوسمش و از داشتن همچین همسر مهربانی غرق در شادی می شم..

 **********************************************

 

من بهت شک دارم ... ؟!

 

به روش اراذلی یا جواتی

 

مرد : صد بار نگفتم بهت که وقتی من نیسم نرو بیرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط کردم ! گه خوردم دیگه تکرار نمیشه !
مرد : چرا تیلیفون همش اشغاله ؟! با کی لاس میزنی عوضی ؟
زن : به خدا اگه این تلفن نباشه از تنهایی دق میکنم ؛ تازشم یکم رفتم اینترنت توی این وبلاگه هست توپه.... .
مرد : به چپم که دق میکنی ! خودت بمیری بیتره ! خونتم نمیوفته گردن ما اینترنتم از فردا تعطیل ملطفتی ؟
زن : خداااااااااااااا ! منو بکش راحتم کن
مرد : از صب تا شب جون میکنم که یه لقمه نون بیارم تو این خونه ! نمیشه یه شب نشاشی تو اعصاب ما ؟؟!! ها نمیشه ؟
زن : به خدا دیگه نمیتونم ... دیگه بسه ... میرم خونه بابام .
مرد : ای شاشیدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررری 



به روش رشتی - ته غیرت (زبان اصلی) لطفا با لهجه بخوانید!! 

 

مرد : خانوم جان ببخشیدا ! عذر میخواما ! شما دیشب تا حالا کجا بودین ؟
زن : خونه ......! مشکلیه ؟
مرد : نه خانوم جان خیلیم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدی ؟!
زن : ببینم کسی به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا چند بار زنگ زد ! گفتم نیستی ! کلی فوش داد بهت .
زن : بابا جون یکم هم ( با فتحه )بکش ...یه کاری دستو پا کن واسه خودت .
مرد : خانوم جان هر چی شما بگی ! اصلا اگه شما بخوای شبا تو کوچه میخوابم ...
زن : لوس نکن خودتو حالا ! پاشو . .. یه چایی ور دار بیار .
مرد : چشم خانوم جان ! میخوای دو تا بیارم اصن ؟
زن : راستی ببین امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گولیمو شستی؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضولیه ! با کی قرار دارین ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطی داره ؟
مرد : آها خانوم جان خیالم راحت شد ! منو عباس آقا نداریم که ...
زن : ولی خودمونیما دماغت خیلی ضایست .
مرد : چی ؟! چی ؟! دماغ من ؟! توهین میکنی ؟! دماغ مسئله ناموسی نیست که بشه بهمین راحتی ازش گذشت ! اصلا خانوم جان من میرم خونه ننم .
زن : به سلامت ! عباس از تو کمد بیا بیرون


به روش ترکی - نمنه (زبان اصلی) لطفا با لهجه بخوانید ، در ضمن {ق} را {گ} تلفظ کنید.

مرد : فکر کردی من نمیدانم ؟! فکر کردی من خرم ؟! شعور دارم ؟
-
زن : ببین من هیچ گونه بیگناهم ! کاری نکردم ...
مرد : آخه من بدون بی دلیل که بهت گیر نمیدم ! میدم ؟
زن : اونشو من نمیدونم ! فقط اینو بگم که من به تو وفادارم .
مرد : الله اکبر ! خود درخت کرم میریزه ها ! خجالت بکش زن .
زن : اگه باورت نمیشه خوب طلاقم بده .
مرد : بیبن کشیدن تو به دادگاه واسه من مثل کشیدن مو از ماسته !
زن : من به این چیزاش هیچ کاری بیلمیرم .
مرد : ای پوخ گویوم سوزون آقزووا ...
زن : سی..یر بابا

به روش سوسولی - ایش 

مرد : چرا انقد دیر کردی ؟ دلم هزار را رفت ! آرایشگاه نبودی مگه ؟
زن : اوا این چه سوالیه ؟ خب معلومه آرایشگاه بودم ! مگه به من شک داری ؟
مرد : چه حرفا میزنی !! من به تو بیشتر از خودم اعتماد دارم !
زن : آخه میدونی چی شد ؟ از آرایشگاه تا خونه پیاده اومدم که آرایشم خراب نشه ...
مرد : اوا خوب کردی ! انقد نگران شدم ! فکر کنم فشارم افتاده پایین ؟!
زن : آخ بمیرم الهی ! تو راه که میومدم یه چند تا از این عوضیای جلف لجن بهم تیکه انداختن منم جوابشونو ندادم ..
مرد : خوب کاری کردی ! از این آدما خیلی زیاد شده ! فقط بلدن جلف بازی در بیارن و هیز باشن و به دختر ها تیکه بندازند. .
زن : حالا تو خودتو خیلی ناراحت نکن بچت میوفته .
مرد : خدا کنه بچمونم دکتر مهندس بشه که از این اراذلا نشه