کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

آخرین یادداشت سال87
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧
 

**شب سالگرد عقد ات است. خسته از کار خانه تکانی اس ام اس ی می زنی به همسرت  بدین مضمون که:

حالشو داری شام بریم بیرون یا شام بخر بیا خونه یا تخم مرغ بگیر!!

جوابی می اد که کار از خستگی گذشته اما عزیزم به خاطر اینکه سالگرد عقدمون است دوست دارم بریم شام بیرون.

ذوق زده ازینکه تاریخ قمری عقدمونو یادش مونده حاضر می شی.

 و..... دقیقه نود پریسا  از منزل مادربزرگش  به منزل ارسال می شود! 

بعد از بررسی چند گزینه نهایتا  رستوران سندباد انتخاب می شود(بعلت داشتن موسیقی زنده و شاد).فقط چون دیروقته  استرس نبود میز خالی را تا رسیدن به ر ستوران متحمل  میشوی.

یک میز خالی سه نفره اما در انتهای سالن رستوران  استرس ات  راپایان می بخشدو جشن سه نفره ات با صدای خواننده رستوران  رونق بیشتری می گیرد. 

 ده سال  گذشته رو به سرعت مرور می کنی و از انتخابت احساس رضایت می کنی.

........

........

.........(سانسور شده!!)

بعد به این نکته دقت می کنی که سال ٨٧ سالی بوده که هم نهمین سالگرد عقد ات و هم دهمین سالگرد عقد ات در اون رخ داده!!

بعد یاد گفته یکی از بزرگان می افتی که بعت گفت:

اگر ١٠ سال اول زندگی ات را بدون پشت سر گذاشتن بحران خاصی طی کردی

دیگه   می تونی به  به خودت ببالی که خوشبختی!

و بعد همچنان که  فکر می کنی که بحران داشته ای یا نه!!سوال صورتحساب

را می بینی که توسط گارسون آورده شده.

کاش صورتحساب زندگی  مشترکمون نسبه به کیفیت زندگی امون  ارزش

پرداخت شدن داشته باشه.........

........

**عصر روز سالگرد عقدات است. دو ساعت قبل از اجرای خواجه امیری

در برج میلاد برات  بلیط اش فراهم می شه و   بعلت کمبود بلیط مجبوری

پریسا را با خودت نبری.

همراه با  همسرت و دو تا دوستان  اش که زحمت تهیه بلیط را گرفته اند

ساعت ٩ در سالن اجرای موسیقی میلاد حاضر می شوی.

در ذهنت دائم یاد مامان مهربونت می افتی که مسلما جای اش در آنجا

خالی بود. مامان اشرف عاشق صدا و اهنگ های خواجه امیری است.

برنامه با تاخیر   حدودا ۴۵ دقیقه شروع می شود.

حضور حسن فتحی.. هادی ساعی..  و تهیه کننده فیلم میوه ممنوعه و پدر

خواجه امیری باعث شده که برنامه  نیم ساعت بیشتر ادامه داشته باشه.

 با شنیدن این اهنگ از خواجه امیری حال می کنی و یاد دوستت  می افتی که

اولین بار که این اهنگو شنیده بود بهت زنگ زد و از پشت تلفن اونو گوش دادی:

می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم

دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم

تحمل می کنم بی تو به هر سختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری ، از چشم هات معلومه

یکی اونجاست شبیه من ، یک دیوونه

که بیشتر از خودم ، قدر تو رو می دونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن

تازه می فهمم ، تازه می فهمم

تو رو می خوام ، تموم زندگیم اینه

دارم می رم ، ته دیوونگیم اینه

نمی رسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی ، همین بسه برای من

تو خوشبختی ، همین بسه برای من

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن

تازه می فهمم ، تازه می فهمم

 

 

بی اختیار قطرات اشک پشت سر هم از چشمانت سرازیر می شود. از قسمت همنوازی گروه ویالون به رهبری میثم مروستی به وجد می ایی

و  در خیال ات روزی را می بینی که  پریسا در گروه یکی از هنرمندان

مشغول زدن ساز می باشد........

 

***گزارش بیشتر از این اجرا رو می تونین اینجا بخونین.