کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

سفرنامه خوزستان
نویسنده : ایده آل - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸
 

 

ماموریت ما ٣ روزه بود. پرواز ساعت ۶:٣٠ صبح سه شنبه  بود و طوری رسیدم فرودگاه که بلیط هامون برای اخرین ردیف هواپیما داده شده(بغل دستشویی).بهرحال با سلام و صلوات پرواز به خیر و خوشی به اتمام رسید و با ١٨ دقیقه تاخیر در فرودگاه اهواز نشستیم.

هوا کاملن ابری بود  ٢ ساعتی بارون امده بود. اکثر خیابونهای اهواز دچار اب گرفتگی شده بود و دقیقا عین سیل شده بود. به نظر می اومد چون خیابونها جوی آب نداره با اومدن بارون اب در خیابونها جمع میشه!!

                        

راننده امون می گفت که این اولین بارندگی جدی در سال ٨٨ در اهواز بود و پا قدم ما بوده و ازین حرفا...

روز اول ماموریت و بازدید ما به سرعت گذشت. و تصمیم گرفته شد فردا به آبادان و خرمشهر برویم جهت ادامه بازدید.

در آبادان وارد یک مرکز بهداشتی درمانی شدیم و در قسمت مشاوره  بازدیدهایی صورت گرفت.

یکی دو مورد دردآور را شاهد بودیم  که حسابی فکرمونو مشغول کرد.

بعد از انجام ازمایشات خون برای ازدواج اگر معلوم بشه که طرفین مشکوک به تالاسمی هستند باید ٣ ماه تحت کنترل دارویی باشند و دوباره انجام آزمایشات مربوطه را بدهند تا مجوز برگه ازدواج صورت بگیرد.

یک خانم مسن ویلچری  اومده بود و گیر داده بود که الا و بلا باید امروز برگه ازدواج پسرم امضا بشه.(پسرش و عروسش هر دو متولد ١٣٧٣ بودند) و می گفت که زمینگیر شده و میخواد زود این ازدواج سر بگیره تا عروسش بیاد کاراشو انجام بده و براش اشپزی کنه و....!!

فکرشو  بکن انگار کلفت دارند می گیرند! طبق ضوابط حداقل باید سه ماه این ازدواج به تاخیر بیفته

مورد بعدی که خودم از نزدیک شاهدش بودم یک آقایی با پسرش اومده بود که فکر کنم ١٨ سالش بود. به مسئول مشاوره امون  گفته بود که لنج داره و یک شیرینی خوبی بهش میده به شرطی که زیر برگه را امضا کنه که این بتونه برای پسرش زن بگیره

گفته بوده که ٣ تا زن داره و این پسر ١۶ امین بچه اشه که داره سر و سامون می ده.

طی بازدید تو آبادان ما هر چی لنج دیدیم من یاد این اقای سه زنه افتادم !!

بعد از آبادان وارد خرمشهر شدیم و مسجد جامع معروف اونجارو دیدیم.و بازمانده های گلوله ها و خرابی ها و ......

شب با دو تا از بچه ها دو ساعتی اجازه گرفتیم و گشتی در یکی از خیابونهای به اصطلاح بالای شهر اهواز(کیانپارس) زدیم و پیتزایی خریدیم(پیتزا توین) و برگشتیم.

یک خیابونی داره تو اهواز به نام لشکرآباد که پر است از دکه های فلافلی که مردم اونجا خودشون به طور سلف سرویس میان و فلافل برمیدارن و ساندویج درست می کنند!

فلافل گلوله سرخ شده نخود پخته و ادویه جات است. این غذا در خاورمیانه و اسرائیل زیاد استفاده می شود و از غذاهای جنوب ایران به ویژه خوزستان و شهر آبادان است. پس از رویداد جنگ ایران و عراق و پناهنده شدن مردمان این شهر و دیگر جاهای خوزستان، پناهندگان این خوراکی را به دیگر جاهای ایران بردند. فلافل از ریشه فلفل است و به دلیل استفاده زیاد از فلفل در این غذا به این نام مشهور شده است

طرز تهیه :

قبل از اینکه نخود را بپزیم، بهتر است از شب قبل یا از چند ساعت قبل آن را خیس کنیم. به این ترتیب باد آن گرفته می شود. زمانی که نخود را می پزیم بهتر است تا آخرهای زمان پخت، به آن نمک اضافه نکنیم زیرا نمک زمان پخت حبوبات را طولانی تر می کند. پس از پختن نخود، آن را در صافی می ریزیم تا آب آن گرفته شود. سپس آن را یکی دو بار چرخ می کنیم. . وقتی نخود به اندازه کافی ریز شد، پیاز، سیر و جعفری خرد شده را به آن می افزاییم. مواد را می چشیم اگر به نمک نیاز داشت، به آن اضافه می کنیم. به دلیل رودربایستی که با نام این غذا داریم، مجبوریم فلفل آن را زیاد بریزیم. بعد از این که مواد را با هم مخلوط کردیم، دو را پیش دو داریم. یا از تخم مرغ استفاده کنیم، یا نکنیم. اگر در هنگام سرخ کردن وارفت، باید به آن تخم مرغ بیفزاییم.در نهایت می توانید فلافل ها را درون نان باگت گذاشته و به همراه کاهو،خیارشور و گوجه فرنگی میل نمایید

تعداد این  فلافل فروشی ها شاید بیش از ٣٠ یا ۴٠ تا بود.

روز سوم هم در اهواز بودیم و ساعت ٧ شب به سمت تهران برگشتیم.

متاسفانه نشد که برنامه شوش و چغازنبیل را در این بازدید ها بگنجونیم و کلییییییی

دلمون سوخت.انشالله سفر بعدی.

پ.ن:

*بلیط اتوبوس های بین شهری در اهواز ۵٠ تومنه چون اتوبوساشون همه کولردار هستند!

*طرح متروی اهواز در حال اجرا است که از ١٢ سال زمان مورد نظر ٢ سالش تازه گذشته!!