کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

دو ساعت گشت در خیابان انقلاب
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸
 

بعد از به اتمام رسیدن جلسه ام در معاونت غذا و دارو از خیر رفتن به اداره می گذرم

و پیاده خیابان انقلاب را گز میکنم.

اولین چیزی که خریداری می کنم  سی دی مایه ناز از سالار عقیلی است. دوست عزیزم حریر که همسر آقا سالاره زحمت نواختن پیانو را در این اجرا بعهده دارد.

این هم چند بیت شعر از این سی دی:

دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز

مرغ پر سوخته در پنجه باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید

دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گرچه بیگانه به خود گشتم و دیوانه زعشق

یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

همه خفتند بغیر از من و پروانه و شمع

قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

.........

بعد از این خرید یکساعتی در کتابفروشی ها پرسه زدم و ماحصل  این گشت و گذار

دو پلاستیک پر از کتاب و لوازم تحریر و کارت پستال و ......شد!!

*****************************

 کنسرت ۴٠ دف

 ٢٨آبان در فرهنگسرای بهمن

با توجه به علاقه پریسا به دف تصمیم گرفتیم به اجرای گروه ۴٠ دف با اجرای رسول نجفیان  بصورت مهمان برویم.

فرشید غریب نژاد سرپرستی گروه چهل دف را بر عهده داشت و این کنسرت پس از سه

 سال وقفه برگزار  شد که قطعات آن ترکیبی از موسیقی کردی و موسیقی بختیاری

 است. رسول نجفیان در این کنسرت به اجرای سه قطعه"بیا تا قدر یکدیگر بدانیم"

براساس شعری از مولانا، "حرم دل" براساس شعری از حافظ و قطعه"رسم زمونه" که

نجفیان آن را براساس شعری از خود ساخته بود پرداخت.


این در حالی است که سرپرست گروه چهل دف دلیل حضور"رسول نجفیان" در گروه چهل

 دف که عمده آثارش کردی است  را اینگونه گفته: رسول نجفیان خود اهل بختیاری است

و به همین دلیل آهنگ ها را در فضای فولکلوریک فرهنگ بختیاری برده ایم تا جنس کارها

 از لحاظ موسیقایی، تناسبی با کارهای دیگر گروه که بیشتر کردی هستند، داشته

باشد

البته با شمارش اونایی که دف می زدند به این نتیجه رسیدیم که ٢٢ نفر دف زن در این

 گروه است. حالا چرا شدند ۴٠ دف خدا داند.!!

٢ نوازنده خردسال در این گروه دف می زدند البته فکر کنم ٩ ساله بودند.

پریسا با دیدن این دو پسر جو گیر شده بود و گفت: اگه دف اشو اورده بود الان می تونست بره تو کنسرت و اجرا داشته باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اعتماد به نفس رو دارین؟؟؟

بعد هی غر می زد که منم بلدم  اینطوری بزنم . و اعصاب مارو خورد کرد!!

خوشبختانه ٣٠ دقیقه اخر برنامه را که رسول نجفیان اجرا داشت  پریسا خانم بخواب رفته بود و به راحتی اجرا را تماشا کردیم و لذت  بردیم.

 ***********************

مانور زلزله:

در حال حاضر شدن پریسا برای  رفتن به مدرسه از اخبار صبحگاهی می شنوم که مانور زلزله در مدارس برگزار می شود

من: پریسا می دونی  وقتی زلزله شد باید بری زیر میز ناهارخوری!

پریسا: تا من برسم اونجا زلزله تموم شده!!((جلوی میز ناهار خوری یک سری کاناپه ٧ نفره است که برای رفتن به سمت میز باید اونو دور زد))

من:  خوب پس چکار کنیم؟؟

پریسا: اگه تو حیاطی جایی بودیم اینطوری روی  زمین می شینیم( دستاشو گذاشته رو سرش و چهار زانو  می نشیند)

اگه تو خونه بودیم میریم سمت چارچوب در

باید ارامش خودمونو داشته باشیم و موقع فرار کردن کسی را هل ندیم

از پنجره ها و درب ها دور بشیم.

اگر تو حیاط مدرسه بودیم از ساختمان و دیوارهاش دور بشیم

اگر توراه پله بودیم  بالا یا پایین نرویم بنشینیم و سر  خودمونو  توسط دست هامون بگیریم.

من:تعجبتعجبتعجبتعجب

اجرای مانور زلزله در مجتمع سوده