کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

زشت ترین ساختمان جهان
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
 

هر سه شنبه مجله ی مترو منتشر میشه که به طور رایگان در ایستگاههای

 مترو پخش میشه. اطلاعات خوبی داره   و بیشتر در مورد تاریخچه خیابونا

 و کار های شهرداری وتاریخچه مکانهای تهران و آدم های معروف قدیم وکوچه

های قدیمی و.......مطلب داره.

یک مسابقه هفتگی هم داره که جواب مسابقه را با ایمیل باید براشون بفرستی.

اون  هفته سوالشون این  بود:

زشت ترین ساختمان جهان در کدام کشور است.؟

من که نرسیده بودم بیام سرچ کنم. جوابش در نشریه این هفته این بود:

ساختمان تاترموریس در آمریکا

امروز  با جستجو در گوگل وقتی عکس این ساختمون را دیدم تصمیم گرفتم

 بدون شرح!!!

اینجا قرارش بدم که  شماها هم ببینین.

واقعا اگه ساختمون های  کشور ما جزو بررسی شده ها قرار می گرفت

رتبه نمی اوردند؟؟؟

ساختمان تئاتر موریس ا . مکانیک (بالتیمور – مریلند- آمریکا

موزه سلطنتی انتاریو (تورنتو – کانادا)

هتل ریوگ یانگ ( پیونگ یانگ – کره شمالی)

**********************************************

شدیدا این روزا گیر دادم به شرکت در مسابقه!!!!!! چند وقت قبل که پرشین بلاگ

 قرار بود مسابقه داستان نویسی کوتاه بذاره. آخرین روز مسابقه ساعت

١١:٣٠ شب تصمیم گرفتم که در این مسابقه شرکت کنم.

نوشتن این داستان کوتاه ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. 

 از نوشتن اش تا ارسال اش!!

نظر شما در موردش چیه؟؟

سوپرایز آقاجون

 

پدر بزرگ همیشه نوه هایش را شب یلدا یک جورایی سوپرایز

 می کرد.همین  کارش  باعث شده بود همه اعضای فامیل برای

 رسیدن شب یلدا و  گرفتن مراسم مخصوص اون شب در خانه پدربزرگ لحظه شماری کنند. اما امسال با نبودن پدر بزرگ هیچ کدوم حس و حال خوبی برای اجرای مراسم اون شب نداشتند.

 با این وجود، نبودن آقاجون هم باعث نشده بود که بچه ها دور

 هم جمع نشوند. پدر بزرگ  آخر تابستون  با یک جدال 1 ساله با   سرطان بلاخره میدان  زندگی را به حریف واگذار کرده بود.

شب یلدا که رسید  نوه ها یکی یکی خونه پدربزرگ جمع شدند و

 مثل همیشه و روی روال سابق یک سفره انداختند و 13 نوع 

 میوه ای که تو بازار پیدا می شد را تو ی سفره قرار دادند .

این رسم پدر بزرگ بود که می گفت

" باید 13 نوع میوه توی سفره شب یلدا باشه".

آقاجون بعضی وقتا هم میوه های  خشک شده از قبل  را هم

جزو این ١٣ تا می ذاشت.

بچه ها شروع به حافظ خوانی   که کردند ، زنگ در زده شد

.اقا مهدی همسایه بالایی بود که با  کاست نواری دردست

 ایستاده بود. وقتی با  دیدگان حیرت زده بچه ها مواجه شد

 با لبخند تلخی گفت:

آقاجونتون این نوار کاست را چند وقت قبل  بهم داد و گفت

 اگه بودم که بودم اگه نبودم شب یلدا که شد اینو ببر بده به

 نوه هام و بگو دیدین بازم آتیش از کنده بلند میشه؟

صدای گرم پدربزرگ چند لحظه بعد تو گوش همه طنین انداخته بود.

 یکی بود یکی نبود. بازم یک شب یلدای دیگه رسید........

 

 پ.ن:

الان داره مسابقه پیروزی و پاس همدان پخش میشه. توی زمین بزرگ نوشه شده

بسیج مظهر بزرگ قدرت ملت..((یک چیزی شبیه این).. حرص می خورم و میگم:

آخه جای این جمله اینجاست؟؟ مگه این صحنه سیاسیه؟ یا یک فوتبال عمومی!!

رضا میگه  میخوای بیشتر حرص بخوری روی پیراهن پاسی هارو بخون ببین چی

می بینی:

سبز فقط سبز علی

رهبر فقط سید علی

آخه یعنی چی این شعر!! دیگه دارن شورشو درمیارن. همینکارارو میکنن  که مردم را تحریک می کنن که بعد فوتبال یکدفعه به جون هم بیفتن

بعید نیست بعد مسابقه این شعر اینطوری دربیاد:

سبز فقط سبز حسین

رهبر فقط سیدحسینچشمک