کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

روز بابا هااااااااااااااا مبارک
نویسنده : ایده آل - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩
 

مامان بیا لاک بزن برام بعدش هم  میخوام  یک چیزی برات تعریف کنم:

 

 تو پایگاه تابستونی  که میرم یک دختره است به اسم ایلین. اونوقت مامان و باباش

از هم طلاق گرفتن. دختره با  باباش زندگی  میکنه. صبح با باباش میاد اداره بعد هم

با باباش برمی گرده. بهم می گفت که خیلی حوصلش سر میره. بعضی وقت ها هم

مامانشو می بینه. مامانش همش به باباش فحش میده.

ایلین میگه دست داره با باباش زندگی کنه و دلش نمی  خواد بره پیش مامانش!!!

من: خوب یک سوال ؟ اگه یک زمانی  طوری میشد که من ز بابا رضا جدا بشم تو

دوست داشتی با کی زنذگی کنی؟؟

 

پریسا:   هر دو تاتون.............من جواب نمی دم.

من: باشه نگو منم برات لاک نمیزنم

پریسا:.....................خوببببببببببببببب حالا... می گم:  پیش تو می موندم

من: چرا؟؟ میشه دلیلشو بگی؟

پریسا من و من کرد و گفت: آخه تو بلدی غذاهای جور واجور  درست کنی ..کارای خونه را

انجام بدی!!..................((تورو خدا دلیل از این منطقی تر گیر نیاورده!)

من: خوب حالا فرض کن بابا هم اینکارارو یاد گرفت اونوقت چی؟

پریسا:.......................بابا

من: سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

پریسا در حالیک میرفت لاکشو بیاره لبخندی زد و گفت: فکرشو دیگه نکن!!!