کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

عمه شدم
نویسنده : ایده آل - ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩
 

ممنونم بابت همه کامنت هایی که برام گذاشتید و اظهارنگرانی از نبودنم کردید.

راستش  به خاطر کارگاه کشوری که در آبان ماه سال جاری در شیراز داریم حسابی

مشغله کاری و جلسه و .... پیدا کردم . بطوریکه حضور در دنیای مجازی عملا امکان پذیر

نبود. (و کماکان ادامه خواهد داشت.)

***********************************************

۵شنبه گذشته ٣٠ مهر ٨٩ بنده به سمت تنها عمه آقا آرتین منصوب شدم.آرتین  جان حدودا ١١ روز زودتر در ساعت ١  بامداد ۵ شنبه نزول اجلال فرمودند.

تو اینترنت که سرچ می کردم دیدم خاله ها از خوردن فحش  معاف شدند اما عمه های بیچاره تا دلت بخواداوه .......مثل::  ببینم عمه داری بازنده..مرده شور عمه ات رو ببرن.. عمه تو....

 ********************************************

عمه 

معنای لغوی: خواهر پدر
معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.
نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:
 
۱- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...
غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک).
زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.
مشاغل کاذب: Match-Making
چهره های معروف: عمه لیلا.
ترجیع بند: دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)
داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است