پریسا در دریای خوشبختی

من و پری
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

مدرسه پریسا هر هفته یک برگه به بچه ها میدن بعنوان فراخوان قرآنی. که در آن یک سوره قرآن انتخاب میشه و سه سوال  پرسیده میشه. بعد بچه ها اونو بعد ار پر کردن تو صندوق میندازن و جایزه می گیرند.

معمولا هر سری بابای پریسا اینکارو انحام می داد که اینسری دیگه شاکی شد که فراخوان مال بچه هاست ن پدر بچه ها! خودت بنویس!

عصر امروز پریسا اومد گفت:

مامان میشه یک قرآن بدی

من:برو تو کمد کتابا ... 7 یا 8 تا قرآنه. هر کدوم که معنی داره بردار واسه فراخوانت

پریسا:نه من این قرآنا رو نمیخوام فقط قرآن کریم میخوام!!!

________________________

گوشت رو میذارم تو زودپز و با پریسا میرم خرید واسه کاردستی ش.. وقتی برمی گردیم

از تو راه پله صدای زودپز میاد. به پریسا میگم:

صدای زودپزه از خونه ما میاد؟

پریسا: پ ن پ .مامان کیانا میخواد قورمه سبزی درست کنه گوشت گذاشته تو زودپز!!!

______________________

اما کاردستی این هفته پریسا!!

باید میرفتیم یک ماهی قزل  میخریدیم.. تمام استخوان ستون مهره ماهی را درسته درمی اوردیم و روی ورق یا مقوا می چسباندیم!!

حالا ببینین این کاردستی به چی تبدیل شد!!:

به اندازه ماهی از تو پونالیت دراوردیم. دو تا طلق گذاشتیم اینور و اونور یونالیت.اون استخوان ستون مهره هارو هم گذاشتیم مابین ذو تا طلق!

اینم تصویر نزدیکتر:

____________________

اما در مورد دستبند پرسش زیاد داشتم...انشالله هفته دیگه کامل جواب میدم. اینسری که رفته بودم ساری دیدم که دوستم سردرد مدام داره و دپرس شده.. یک هفته بهش دادم ببینم روی اون چه تاثیری داره که بعدا با طناب حرفای من توچاه نرید!!!