بلاخره شنبه 22 بهمن قرار شد که واسه پریسا تولد بگیریم. پریسا 15 تا از بچه های کلاسشون را دعوت کرده بود.جمعه شب تو تولد پسرعموی پریسا( پارسا) که دقیقا 3 سال و یک روز از پریسا بزرگتره کادوهای خودشو از مادربزرگ و عموهاش گرفت که یک قلک و 170 تومن پول و از مامان و بابای خودم و دایی ش هم کادوهاشو با 100 تومن گرفت.
پریسا گفت پیتزا بگیرم برای بچه ها و حسابی کارم کمتر شد . شنبه 3 جا زنگ زدم که پریسا رو ببرم آرایشگاه که هیچ کسی نبود و به ناچار پریسا راضی شد که خودم موهاشو بپیچم و درست کنم. واسه لباسش هم اول رفتم دم خونه مون و قیمت لباس هااز صد تومن به بالا بود و اصلا مناسب یک تولد مختصر نبود. و در نهایت از جمهوری براش لباسی که میخواست را با قیمت مناسب تری خریدم.

دوستای پریسا از ساعت 4 کم کم اومدن و بلاخره ده تفر شدن. پریسا مدیریت مراسم تولدشو به عهده گرفت .
اول بچه هارو برد اتاقش و بازی کامپیوتری گذاشت
بعد دی وی دی گذاشت و با بچه ها فیلم دیدن
بعد مسابقه استوپ رقص گذاشت
بعد مسابقه زو
بعد مسابقه رقص به روش امتیاز دهی (مثل بفرما شام)
شام
مراسم کیک و عکس و کادو
واسه شام اومدم پیترا سفارش بدم ار بچه ها پرسیدم کسی هست که پیتزا تخواد؟
اولین نفری که گفت چیز برگر. بقیه را هم تحریک کرد و یکدفعه منو از پیتزا به چیز برگر تغییر کرد! و همه بچه ها چیز برگر و هات داگ خواستند.
مراسم تقریبا به خوبی تموم شد ساعت 9 شب و اینطوری بود که تولد 9 سالگی پریسا هم امسال برگزار شد!

نظرات ()