کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

صنم
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ تیر ۱۳۸٢
 
ساعت 2 بعد از ظهره تا ساعت 5 كه توي كاقي شاپ تجريش قرار گذاشتيم هنوز خيلي مونده
خداي من! يعني مي بينمش؟ فرشته نجاتمو؟ راهنماي خوشبختيمو؟ بعد 4 سال اين اولين ديدارمون است .در دومين سالگرد اشنايي امون با 1000 التما س قبول كرد كه ببينمش ولي روز قبل ملاقات پدر مرد و نشد كه ببينمش اولين باري كه باهاش چت كردم به من گفت كه مي خواهد دوستيمون در همين جت خلاصه بشه .من هم بهش قول دادم كه هيچ وقت ازش نمي خواهم كه ببينمش ولي نشون به اين نشوني كه تا حالا توي هيچ چتي نبوده كه ازش نخواسته باشم كه ببينمش!
تمام موفقيت كاري و شخصيتي ام را مديون وجود گرانبهايش هستم
اي خدا چقدر خوشحالم كه ميبينمش يعني ميشه؟
من تصميم خودمو گرفتم همين امروز ازش خواستگاري ميكنم اگر كسي بتونه من را خوشبخت كنه همينه
اضطراب دارم .ميدانم از گل مريم خوشش مياد يك دسته گل براش خريدم
واي چقدر دير مي گذره! ديشب ميكفت سينا اگر منو ديدي نترسي ها ! پرسيدم چرا؟گفت تا حالا بهت نگفته بودم من 7 سال پيش توي يك اتش سوزي 60 درصد سوختگي پيدا كردم!سينا صبر كن زود تصميم نگيرمي دونم قيافه برات مهمه!
حالا ديگه فهميدم چرا نمي خواست ببينمش!!! از ديشب دارم با خودم ميجنگم اگر از قيافه اش خوشم نيومد بازم ميتونم ازش خواستگاري كنم؟
من كه اين همه قيافه برام مهم بود حالا از همين جا دارم امتحان مي شم!ميدونم همه منتظرن ببينن عروس يكي يكدونه خدا بيامرز حاج حسن با اين همه ثروت كيه1
خدااااااااااااااااااااااااا
30 دقيقه بيشتر نمونده
قراره يك روزنامه جام جم دستش باشه كه من بشناسمش
خوبه من 2 يا 3 دقيقه ديرتر برم اول من ببينمش!!!! اگه خيلي قيافه اش زشت بود منو به خير اونو به......
اي واي اين خيالات چيه!! اون بود كه منو ساخت . من كه پسر شر محله بودم حالا رو سرم قسم مي خورند! اينه جواب محبت!
از خودم بدم مي اد كه همه چيز رو مادي مي سنجم!
5 دقيقه!!!!!!!!
نفسم بالا نمي اد!
چشم مي گردونم توي كافي شاپ چند نفري نشستند اوه
يكي از اونا كه پشتش به منه روزنامه دستش است
جرئت داخل رفتن رو ندارم
به خيابون نگاه ميكنم يك پرايد داره جلوي ماشينم پارك مي كنه راننده ناشي ناشي است نكنه بزنه به ماشينم
حالاخوبه 2 نفرند سرنشينش هم پياده نمي شه فرمان بده!خانم ميشه كمكتون كنم؟ از ترس ماشينمه بيشتر تا كمك!!!!
24 ساله به نظر مياد لبخنذي از خجالت صورتش را 10 برابر زيباتر ميكنه و ميگه نه ممنون الان ميرم!
به سمت كافي شاپ برميگردم
روزنامه ايه هنوز نشسته داره دير ميشه ..............
اره جام جم است با صداي اهسته ميگم : صنما ذكر تو مي گويم كه تو پاكي و خدايي
سلام صنم جان
صورتش را كه بلند كرد ديدم اي خدا سوختگي چه بر سرش اورده
ايا اين صنمي بود كه مي خواستم ازش خواستگاري كنم؟
10 دقيقه سكوت بود و سكوت
تصميم خودم را گرفتم من صنم را به خاطر خودش مي خواستم نه صورتش
صنم صنم جان همسرم مي شي؟؟
سرش را بلند كرد با لبخندي گلها را به من بر گرداند
اقا سينا اونجا كسي است كه خيلي وقته منتظرتونه خط سير دستش را كه ميگيرم به چشمان زيباي راننده پرايد ميرسم كه جام جم دستشه!!!!!!!!11111