کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

کرایولیپولیز, لیپوماتیک, کویتیشن, لاغری, کرایو لیپولیز ایده آل

روز جمعه کمی بخند
نویسنده : پروانه پریسا - ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ شهریور ۱۳۸٢
 
خودساخته
اولي گفت: من آدم خودساخته‏اي هستم.
دومي گفت: ولي به نظر مي‏آد پدر و مادر داشته باشي

ازدواج و طلاق
زن گفت: به نظر من با استفاده از عقل مي‏شه جلوي بسياري از موارد طلاق رو گرفت.
مرد گفت: و همچنين جلوي بسياري از ازدواج‏ها رو.


دامپزشكي
زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست.
دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند مي‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار مي‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا مي‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس مي‏خوابم، تازه شب كه شوهرم مي‏آد بهم مي‏گه سلام سوسك سياه.


آخرين ملاقات
- آخرين آرزوم اينه كه اول پسرم رو ببينم، بعد منو اعدام كنين.
دادستان گفت: اشكالي نداره، پسرت كجاست؟
- من هنوز ازدواج نكردم.


گريم
اولي: قراره گريم كنم و نقش يك ديوانة رواني رو بازي كنم.
دومي: حالا گريم چه ضرورتي داره؟



اجازه
يك پسر كوچولو نصفه شب داشت توي خيابون قدم مي‎زد. يكي بهش گفت: آقا پسر! چطوري تا اين وقت شب بيرون خونه هستي؟
پسره گفت: آخه من كه هنوز زن نگرفتم كه براي بيرون اومدن از خونه احتياج به اجازه گرفتن داشته باشم.



دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟
ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست.
دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست.
ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟