زرنگی های بچگانه!!!

مامان جون پول می دی بهم می خوام دوستامو بستنی مهمون کنم

خب بیا این ١١٠٠ تومن رو بگیر بقیه اشو بیار

 

١ ساعت بعد:

 

پریسا بقیه پول کو؟

بقیه نداشت!!

یعنی چی؟مگه قرار نبود بقیه اشو بیاری؟

ببین مامان  ----رومینا ریاضی حونده اون گفت  که بقیه نداره!

رومینا ..کرد با تو!! بذار ببینم اش می پرسم که بقیه پول چی شده!!

 

نیم ساعت بعد:

 

رومینا.. بقیه پول پریسا چی شد؟

٣ تا بستنی خریدیم واسه خودم و شانیا و پریسا

٣ تا بستنی میشه ١١٠٠ تومن؟چی خریدین؟

من و شانیا  بستنی سالار  خوردیم..پریسا یخمک!!!!!!

ماشالله ماشالله  شماها چقدر زرنگین..گرونتره رو خریدین واسه خودتون.ارزونتره  را برای پریسا!!!؟؟

حساب می کنم ٢ تا بستنی سالار می شده ١٠٠٠ تومن. طفلکی پریسا مجبور شده که یخمک بخوره که پول کم نیارند!!!

 

 *************************

 midooni sakht train lahzeye zendegie adam chie?vaghti befahmi vase kasi ke tamame zendegit boode fagat ye tajrobeyi...

/ 30 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

وای که چه قدر خندیدم امان از بچه ها چند سال پیش پسر خواهرم تو دبستان عکس دایناسورهای کتابش رو قیچی کرده بود تو مدرسه فروخته بود کلی هم کاسب شده بود فکر کن!!!!1

ندامامان ستایش

اخی الهی یخمک خورده عجب بچه های زبلی [شیطان][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده] خانمی با جمله اخرت خیلی حال کردم قشنگ بود [دست][دست][دست][دست][دست][دست]

سامان

سلام من داشتم از اینجا رد میشدم یهو چشم افتاد به وب خوشگلت دلم نیومد نظر ندم برم خیلی قشنگ مینویسی منم با یه مطلب خیلی قشنگ آپم به منم سر بزن بای منتظرم

نسیم

[گل][چشمک][گل][چشمک]

ساروی ریکا ...///

درود عمو جون ... دیگه از این دعوتها نکن ناز بانو جون یعنی چی که مهمون بیاد زرنگی کنه ... پاشو عمو جون بیا اینجا خونه خودمون واست یه بستنی های بخرم که تا حالا فکر نکنم دیده باشی اونهم دویست مدل مختلف ... و اون بچه های زبل رو هم دعوت کن تا بهشون درسی بدم که دیگه از این زرنگ بازیها در نیارند ...ببخشید عمو جون ببین من از اینطرف آب بمن بر خورد ...وگر نه آدم بد اخلاقی نیستم عمو ... مواظب خودت باش پریسا جون ...فدای خنده های تو عمو مهرداد غریبت ...///

ساروی ریکا ...///

مادر خانمی ...درسته . جمله آخر وبت ... آخه اینم یکنوع بد بیاریه از اون دردهایی ست که مثل خوره روح آدمو میخوره ...///

ج.ش.

سلام این یه تجربه میشه واسه پریسا مه بعدا کمتر بهش کلک بزنند [گل]

مائده

سلام آخی پریسا کوچولو... منم خیلی بستنی دوست دارم... اگه سر منو کلاه بزارن ...نه نمی زارن دیگه بزرگ شدم...همش سر خواهرم رو کلاه می زارم...[نیشخند][شیطان][گل] به من سر می زنی؟[گل]

من و دلنوشته هام

الهي چه زرنگي نامرديي بوده اينا بزرگ بشن چي ميشن ولي آفرين به پريسا با اين مناعت طبعش

نسیم

[قلب][گل]سلام ...صبح بخیر [گل][چشمک] گرچه این نشون میده که پریسای گلم میزبان خوبیه [دست]. اما باید بیشتر مواظب باشه که در آینده کلاه گنده تر از 1100تومن سرش نذارن . دوستاش عجب کلاشایی بودن .به قول معروف بزرگ بشن چی میشن ...؟ میگم چرا 1100 تومن ؟100 تومنش چی بوده؟ .... درمورد جمله آخرت: بستگی داره که تجربه رو چی معنی کنیم, اگه براساس یه ضرب المثل پرتغالی که تجربه رو معلم زندگی میدونه بهش نیگاه کنیم خوب خیلی خوبه که معلم زندگی یه نفر باشیم. اما اگر بخواهیم با " اسکاروایلد " هم عقیده شیم که میگه : تجربه نامی است که ما بر روی اشتباهاتمون می ذاریم , اونموقع دیگه مسئله یه کم بغرنج میشه ... در کل همیشه تلخ ترین خاطرات زندگی زیر سر کسی هست که شیرین ترین خاطره رو باهاش داشتی ... میگی نه ! امتحان کن [عینک][قلب]