بیزینس پایاپای

یکیاز دوستای رضا  کارای تبلیغاتی می کنه و تعریف می کرد که با دو ستاش شرط بندی

کرده بوده که می تونه بره از کله  پاچه ای محلشون آگهی تبلیغاتی برای روزنامه بگیره!

اونم قسمت نیازمندی ها!! همه هم بهش خندیده بودن که کدوم  دیونه ای میاد تو روزنامه تبلیغ کله  پاچه کنه!

خلاصه این دوست رضا یک هفته صبح های زود میرفته تو کله پاچه ای و یک پرس میخورده و با صاحب مغازه رفیق میشه و دست آخر مخ طرف رو میزنه و ازش آگهی می گیره و بلاخره شرط رو میبره اما حساب کنید پولی که خرج کرده تا مخ بزنه چند برابر آگهی  میشده!!

حالا چرا اینو تعریف کردم؟؟ یک اتفاقی برام افتاده که منو ناخودآگاه یاد این داستان انداخت:

 

یک ماه قبل تو سایت  پرشین بلاگ تبلیغ سایت پایگاه پزشکان ایران را دیدم.یک چرخی توسایت زدم و یک فرم عضویت  پر کردم و...!!

دو روز بعد ایمیلی از سایت دستم رسید و تشکر بابت عضویت و اینکه بزودی تماس میگیرند.!

گذشت و گذشت بعد  یک هفته یک آقایی تماس گرفت و در مورد سایت باهام صحبت کرد و مزایای عضویت ش و ال و بل!!!

گفتم باشه تصمیم می گیرم بهتون خبرمی دم...خب مبلغ عضویت خیلی زیاد نبود( درحد یک ربع سکه) امااینکه الان بخوام اینکارو انجام بدم مردد بودم.

 یکشنبه بعدش تو درمانگاه مشغول ویزیت مریضام بودم که  دوباره اون آقا زنگ زد که چی شدتصمیم گرفتی؟

خب منکه فکری در مورد تبلیغ نکرده بودم گفتم الان مریض دارم و  قرار شد یکساعت بعد تماس بگیره!! تو این فاصله با یکیدوتا از دوستام مشورت کردم و اونا نظرشون این بود که

اگه قراره هزینه کنی تو سایتی اینکارو بکن که شناخته شده تر باشه!

مسئول سایت که زنگ زد مجال نداد که من حرفمو بزنم گفت اگه فردا مطبتون تشریف دارید فردا حضوری برسم خدمتتون!!

خلاصه قرار شد ساعت 8 شب.بعد اخرین مریضم بیاد مطب .!!

فردای اون روز اقای ایکس اومد و نیم ساعت دوباره در مورد سایت و...صحبت کرد و بعدش گفت چون شما خودتون اول اومدید عضو شدید یک تخفیف 20 درصدی هم بهتون میدیم!!

http://doctor.ir/

صحبتش که تموم شد.گفت میشه حالا یک وقتی به خودم بدید بابت مشاوره تغذیه و دستگاه لاغری موضعی!!!  حدودا 25 کیلو اضافه وزن داشت و چند بار واسه گرفتن برنامه غذایی  پیش خداهای این کار رفته بوده اما بی خیال شده بود!

اینطوری شد که اون اقا شد یکی از بیمارانم. و رو این حساب دیگه مجبور شدم که عضو

سایت بشم!!!

http://www.kazemidiet.ir

حالا  متوجه شباهت این دو تا داستان شدید؟؟

/ 6 نظر / 12 بازدید
مهدی چمنی

سلام دوست عزیز . وبلاگ جالبی دارید . ممنون میشم به وبلاگ من هم سری بزنید . اگه ممکنه لینک اون رو هم در وبلاگتون قرار بدید.شما هم اگه مایل بودید لینک شما رو در وبلاگم قرار میدم.ممنون... http://hekaayat.persianblog.ir

باران مامان ترانه

اره مگه میشه متوجه نشده باشیم خلاصه به نفع شما شد دیگه

بهداد

سلام بسیار عالیه مبارک باشه سایت اختصاصی

زهره

چرا توی جریان تو کله پاچه نداشت؟ [زبان][نیشخند]

سبحان

بابا تو دیگه کی هستی واقعا وبلاگ جالبی داری کارت درسته[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست] من که خیلی خوشم اومده [لبخند]موافقی با هم تبادل لینک کنیم البته اگه حالشو داری[چشمک] اول تو منو با نام حرف های ناگفتنی لینک کن اونوقت به من اطلاع بده تا منم لینکت کنم.باشه[تایید] درضمن می تونی به وبلاگم سر بزنی مطمئنم بدت نمی یاد. [خداحافظ]