عشقولانه های پریسا:

مامان بيام پيشت بخوابم؟

نه دخترم .امشب هم برو سر جاي ات بخواب از فردا كه

 بابا نيست بيا پيشم بخواب

تو مي ترسي تنها بخوابي؟

اره .اما اگه تو بياي پيشم نمي ترسم

خب چرا فرشته مهربون ديگه نمي اد خونه ما. مي دوني

من چند وقته ديگه تنها مي خوابم؟

خب مي دوني تو ديگه بزرگ شدي .فرشته مهربون بايد بره پيش

 ني ني ها تا اونا وقتي تنها خوابيدند بهشون جايزه بده

 ديگه وقت نمي كنه بياد خونه بچه هاي بزرگتر.فهميدي؟؟

اره مامان. ولي بگو برام كتاب بياره. كتاب شعر ..با يك تخته كه من

 با مازيك روش بنويسم.

باشه عزيزم. حالا برو بخواب

مامان بيا جلو...جلوتر...مي خوام بوس ات كنم.. خيلي دوستت دارم.

من هم دوستت دارم دختر گلم.

اما من تو رو تا اسمونا دوست دارم.. ببین اینقدر دوست دارم 

 ۱.۲.۳.۴.۵  نه ۱۵ تا دوست دارم

بابارو هم دوست دارم تا ابر ها. اما تورو بیشتر دوست  دارم.

ببین پریسا من و بابا رو اندازه هم دوست داشته باش باشه؟!

باشه اما قول نمی دم!

            65rj0l.jpg

*********************************

*************************************

آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم خود به خود هوس باران را میکنم....

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود هوس

 یک کوچه تنها را میکنم....

آن لحظه است که دلم میخواهد تنهایی در زیر باران

بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم...

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران....

 خیس تر از آسمان ، خیس تراز درختان....

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم میخواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمیخواهد باران قطع شود....

دلم میخواهد همچو آسمان که بغضش را خالی میکند ، خالی شوم ،

 از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی...

تنها صدای قطره های باران را می شنوم و اشک میریزم ،

 و آرزوی یارم را میکنم....

دلم میخواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند.....

لحظه ای که آرام آرام میشوم و دیگر

 تنهایی را احساس نمیکنم ، چون باران در کنارم است.....

باران مرا آرام میکند ، باران مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها میکند ،

 باران مرا به آرزوهایم نزدیک میکند.....

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم میخواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های

خاموش را میلرزاند فریاد بزنم ، فریاد بزنم تا

یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود........

صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق

 در زیر باران قدم میزند ، تنهایی در کوچه های سرد و

خالی... کجایی ای یار من؟ کجایی که جایت در کنارم خالی است.....

کاش دستان گرمت در دستانم بود ، کاش صدایت همچو

صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد .....

/ 25 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ج.ش.

راستی ممنون برای کامنتت که منو يا پست يکسال قبلم انداخت

ج.ش.

برا وبلاگت لوگو ساختم و تو وب گذاشتم سر بزن ببين خوبه؟ کدشم اينجا می گذارم هر کی خواست برداره <a href=" http://parvanehparisa.persianblog.ir/" target="_blank"><img src=" http://parvanehparisa.persianblog.ir/photos/avator.gif" border="0" alt=" پریسا در دریای خوشبختی" width="142" height="77"></a>

مهسا مامان ملودی

salam vayvay shoma kheili khoshtip shodiaaaa nadozdanet fadat sham ke in hame mehrabooni .booooos

زهره

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام عزيززززززززززم چقدر باهوش اين گل دختر..همه حرفاش از رو حسابه..از قول من ببوسش..زود باش!..همین الآن شعر هم که حرف نداشت...پس بی خود نيست منم بارونو دوست دارم...

شیرین

سلام خوب و خوش بخوابی گلم....

من

سلام! بیا و آدرس ایملت رو در قسمت نظرات وبلاگ این حقیر واسم بنویس تا از اون طریق یک ایمیل خاص تقدیم حضورتون کنم

فروغ (( يه دنيا عاشقونه ))

پنج فحش عمده : از جلوي چشمام خفه شو!! 2- فكر كردي فقط خودت خري؟! -3- صداتو واسه من داد نزن!! 4- كسي با تو زر نزد!! 5- وقتي با من صحبت مي كني دهنتو ببند من که لينک جديد ندارم . تازشم . تو هيچ وقت چشم نداشتی من ترقی کنم .

دوست من

سلام به شما مادر و دختر مهربون! يادی از روزگار قديم..........دوستان قديم!........رسم روزگار اين نبود خانم سری به من بزن دوست خوب و گرامی!

ساروی کيجا

عزيزم يسنا ساعت ۱۰ خوابيد . سرفه می‌کرد نمی‌تونست بخوابه . سرما نخورده ، چون از صبح نه آب‌ريزش داشته نه خلط نه هيچی . فقط دی‌شب سرفه می‌کرد . نمی‌دونم چرا . خانم خيلی به ما خوش گذشت . خيلی ممنون . قهرمان هم خيلی تشکر کرد بابت ارسالی‌های شما !!