گردش!!!

موضوع انشاء: يک روز گردش با دوستای  وبلاگی مادر خانمی

نمی دونم آدم دردشو به کی بايد بگه؟؟ موقع هايی که مامانی می خواد بره بيرون کله صبح به زور منو بيدار می کنه....هی اصرار می کنه مامانی خرابکاری اتو بکن می خواهيم بريم در در!!!!!!! 

ديروز هم ازون روز ها بود..خاله فيروزه که سيستم مسيج موبايلش تازه راه افتاده!!!!34.gif ساعت ۹صبح  با مسيجش مامانی رو بيدار کرد.مامانی هم منو بيدار کرد......از اون اصراررررررررررر از من انکار!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه..ساعت ۱۱ تيريپ زديم .. و خاله فيروزه با زانتيای سفيدش اومد دنبالمون.بابا پولدارا!!!!!

اول رفتيم دنبال خااله پروانه..... نمی دونم قرارشون کجا بود ولی يک عالمه مينی بوس و تاکسی اونجا بود..بلاخره خاله با ۳۰ دقيقه تاخير دير اومد.......يک خاله که اصلا لوپ کشونی نبود......به جاش دوباره لوپ های خاله فيروزه رو کشيدم............لوپشو بکشم الهييييييييييييييييييييييی

اولش رفتيم فرحزاد.. هيچکی نبود..يکی جارو می کرد يکی آب می ريخت زمين.يکی  دستمال می کشيد..انگاری زود رسيده بوديم!  قرار شد بريم پارک پرديسان تا اينا آماده پذيرايی از ما بشن!

 

اينجا  پارک پرديسانه حيف که وقتمون زياد نبود که بتونيم موزه حيواناتشو ببينيم..اخه تا ساعت ۱ بيشتر باز نبود..

بلاخره دوباره برگشتيم فرحزاد.....رستوران آبشار..من سومين باره می آم تو اين رستوران....اين مامانی نمی دونم چرا علاقه عجيبی به اين رستوران داره؟/؟؟

خلاصه ..خاله ها مجبور کردن مامانی قلک منو بشکنه و ناهار اونارو مهمون کنه.17.gif.......تازه پول پارکينگ رو هم مامانی داد...!!!!17.gif دلم واسه مظلوميت مامانی سوخت آخی!!!07.gif

۳ تا ديزی06.gif گرفتيم.با يک گوشت کوب!!!

بعد مسابقه گوشت کوبيدن شروع شد داور مسابقه هم  روی تخت بغلی با خانمش نشسته بود.

کاپ قهرمانی رو خاله پروانه گرفت..نقره رو مامانی..برنز رو خاله فيروزه

کم کم موقع خداحافظی رسيد..خاله فيروزه زحمت کشيد ما رو تا دم خونه رسوند...و  رفت که خاله پروانه رو تا يک جايی برسونه......

اين بود گزارش کوتاهی از يک گردش کوچولو با دوستای وبلاگی ما در خانمی

** خاله فيروه..

گردن بند و گوشواره ای که واسه تولد مامانی خريده بودی خيلی ناز بود.....خيلی به مامانی می اد....دستت درد نکنه

** خاله پروانه

اون لاک قرمزت وتيريپ کوهنوردی ات منو کشته.

**واسه بقيه دايی ها و خاله ها

جای همه اتونو خالی کرديم...خاله صبايی........نسترن...دايی حميد... فروغ جون .. دايی علی  ميدنايت ..شقايق...خاله کمندی......عمو مهردادی.....دايی عباس...خاله زهره

**************************************************

اگه کسی می خواد دو نوع نوشتاری مختلف رو ازين گردش علمی! ببينه می تونه رو لينکای خاله فيروزه و خاله پروانه کليک کنه.....ولی خدا وکيلی نمره انشائ چه کسی رو ۲۰ می دهيد؟؟؟؟؟

***************************************************************

نيت حافظ برای عمو مهردادی:

معاشران گره از زلف يار باز کنيد..شبی خوش است بدين وصلتش دراز کنيد

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد. گر اعتماد بر الطاف کار ساز کنيد

نخست موعظه پير صحبت اين حرف است.

که از مصاحبت ناجنس احتراز کنيد06.gif11.gif06.gif

هر ان کسی که درين حلقه نيست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنيد

 

عuعمو مهردادی......روزگار خوبی در پيش داری..غم به دلت راه مده.خدا کارساز است.از هم صحبتی با نامردان و نا جنسان دوری کن!!!!!!خداوند با عاشقان يار است...کمک می کند تا به مرادت برسی......دوستان خوبی اطرافت هستند.قدرشان را بدان تا شاد باشی .....

عمويی من که متوجه نشدم ناجنس و نامرد کی بوده ولی می دونم يکی ازون دوستای خوبی که گفته خودمم!!!!08.gif

نيت بعدی مال خاله صبايی ايه...........  نيتتو می دونم........پس منتظر باش..........07.gif

 

/ 52 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا رضا

برای همسر عزیزم پروانه:دلم برايت تنگ شده است ، هر لحظه دلم برايت تنگ است . و با ياد تو چه مجنون وار به صحرای بی کرانگی کشيده ميشوم. چقدر تنهايم، چقدر نگاهم سرد است، دلم تپيدن را از ياد خواهد بود بی تو خوب لحظه های من . تو نمی دانی! چقدر روحم خسته است. من هر روز بر سر ديوار شکسته خاطره هايم تو را تکرارکنان مرور می کنم تو را تکرار کنان می خوانم، از بهر می کنم تو را خوب زندگيم . سکوتت را می ستايم و التهاب صدايت را عاشقم . دلم برای تو تنگ است. دلم برای صحبت کردن با تو تنگ شده است . صحبتت را خريدارم بهايش هرچه بادا بادا. چقدر تنهایم کسی انگار از نی نی نگاهم که سايه سياه غم، زلال چشمانم را از من گرفته است نمی خواند که چقدر تنها شده ام . تو هم که در کنارم نيستی تا نگاه سرکشم را بخوانی، نيستی که مردمکان غم زده ام به دنبال مردمکان شفاف عاشق است . کسی نمی خواند نگاهم بوی باران دارد . ای کاش ميشد بی پروا بخوانمت .بی باک فريادت زنم . ای کاش ميشد در آغوشت بگيرم

بابا رضا

برای دختر گلم پریسا:یک دختر دارم شاه نداره.صورتی داره ماه نداره.شاه بیاد با لشگرش................بابایی خستگی از تنم در می ره می بینم عکساتو..فدات بشم الهی.لوپتو بکشم الهی

راد.....(فروغ لایزال)

چراغي بيفروز *** كه گم گشته ام من*** در اين راه بي انتهايي *** كه از ابتدايش ترا جسته بودم *** به پايي كه در آن نمانده تواني *** به چشمي كه در آن نمانده نگاهي *** به جاني كه از تن سفر كرده بي تو*** قسم خورده ام با تو باشم*** و گر نه بميرم *** تو آن ساحل صبح بودي *** پر از بوي پرواز مرغان عاشق *** من آن زورق مانده بر شن *** دلم جز تو حرفي نمي زد*** لبم جز تو رازي نمي گفت*** به دريا زدم دل *** در آن شام سرخي *** كه نام تو و من يكي شد*** و يادت چو طوفان *** دلم را ز جا كند*** و تا ناكجا برد*** شكستم *** شكستم *** شكستم *** رسيدم بر اين ساحل شب*** به آخر رسيدم *** لب خيس موجي *** مرا بوسه اي زد به بدرود*** ترا جستم و جز چراغي كه مي سوخت*** در آن سوي درياي عشقت*** نشاني نديدم *** نشاني نديدم ***مهربون همراه سلام *** دلم نيومد همينطوری برم *** امروز بطور قطع و يقين با فروغ لايزال و شما عزيزانم برای هميشه خداحافظی می کنم **** به ياد خاطرات خوب با شما بودن همواره خواهم بود ***آرزومند آرزوهايتان***حميد**** يا علی علی مددی

daryush

سلام جوون خوبی؟ من بالاخره آپديت کردم . يه شعر خيلی زيبا از حميد مصدق نوشتم که خيلی هم طولانيه جون بچه ت يا نيا يا اگه ميای بخون کامل و بعد نظر بده چون خدائيش خيلی زحمت کشيدم به مولا و مطمئن باش اگه اهل شعر باشی خوشت مياد اگرم اهل شعر نيستی که هيچ نيای بهتره. موفق باشی .

پگاه

سلام. هميشه به گردش. عکاس ماهری هستين. ناگفته نمونه سوژتون هم آخر سوژه‌ست. اسفند فراموش نشود. با اين ولخرجيی که ميکنيد کاملاْ مشخص و مبرهن است که شهريوری هستين. حالا يه نوشابه طلب شما٬ انگار داريم بيحساب ميشيم.

mehrdad

سلام ناز بانو جون ..اين بابا رضا شاعر پيشه بود و ما نميدونستيم ؟ ..خيلی زيبا و قشنگ نوشت .اولين باره که کامنت بابا رضا رو ميخونم بدلم نشست .قدرش رو بدون ناز بانو جون .خاک پات . عمو مهرداد ...///

moochi poochi

۸۰۲ روز تا آخرين روزی که بايد بروم مدرسه. وb=821روز تا کنکور.همين..........

mahasta

چه سفرنامه نويسی بابا ای ول

نخودسياه

باريکلا. تو الان اين قلمو داری بعدا که بزرگ شی چه شود. من که ۲۲ دادم بهت. راستی! من کل تابستان خود را چگونه گذرانديد رو روز اول مهر انشاش رو نوشتم. چرا همه نمره دادن به جز تو؟