اگر سهم من ازين همه ستاره تنها سوسوي غريبي است ،غمي نيست
همين انتظار رسيدن شب برايم كافي است.

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداشی کولی

گفتم تو را به مبارکی ی دردآلودی ی بی درمانی عشق آفرينی بی انتها .... اما نازنين هم راز من : <<عشق ، لايق عاشقی است ، نه معشوق ... که معشوق فقط بهانه يی برای تجلی ی تماشای عشق است >> قانون پنجم آن سوی کولی... دل ات هماره ی آشيان عشق باد... فدای ناز طناز نگاه ات : داداشی تو : کولی ات .... انگاری بوی غروبيدنم می آد

ک م

شعر قشنگی بود داداشی کولی.... منم اگه مناسب بدونيد شعر می نويسم ازين پس....

زهره

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام....عزيزم...چقدر پريسا بزرگ شده...خيلی دلم هواشو کرده بود...شما چطوری مادر خانمی؟؟سراغی از ما نمی گيری؟!....ميگمااااااا اون قبلنا يه کم قبل ترش قول يه فال حافظ هم به من دادی<چی شد پس؟....

شيرين

سهم ما از اين دنیا چيست؟ جز حسرت و درد و سو سوی نور......

دايي جان

سلام .. ابجی عزيزم.. ابجی خودم....خوبی ابجی...؟

دايي جان

به نگر ان ماه روی باده فروش غيرت افتاب و غارت هوش جام سيمين نهاده بر کف دست زلف زرين فکنده بر سر دوش.

مهدي

به به خانم هنرمند موفق باشي روزتون هم پيشاپيش مبارك

مهرداد

غزلک شکستنت کار کيه به عزا نشستنت کار کيه؟ عسلک نبينم افتادنتو بگو پرپر شدنت کار کيه؟ نگو ديو قصه تو فنجون فالت افتاد اسمون لهجه فيروزه رو ياد تو نداد غزلک گريه نکن .گريه به چشمات نمياد سنگ فيروزی ــ اين رنگی به قاب ــ کی شکست ؟ زورق رهايی تو چه جوری به گل نشست؟ ای نگين از همه ستاره ها .ستاره تر راست بگو سنگ سقوط و کی به پرواز تو بست ؟ غزلک گريه نکن ..گريه به چشمات نمياد ..گلکم ..بهار بی تو مرگ پائیزیمونه دلکم گريه نکن . ( شهيار قنبری ) ...ناز بانو جونم چطوره؟