بوی ماه مهر 88 در مجتمع سوده

31 شهریور روز جشن شکوفه ها و بعیارتی کلاس اولی هابود. پریسا را ساعت 10 به جشن مدرسه سوده می برم. یکی از بهترین روزهای زندگی ام را حس می کنم. خوشحالم ازینکه پریسا به مدرسه می رود. واقعا حس خوبی دارم.

با پوشاندن لباسهای سبز رنگ دخترک ام خاطرات  دوران کودکی ام مرور می شود.ای روزگارررررررررررر

در سالن آمفی تاتر مدیر و معاون اجرایی مدرسه در مورد مدرسه و برنامه ها و اهداف و ..... صحبت می کنند و از والدین می خواهند که در زمینه آموزش اصلن با بچه ها کاری نداشته باشند. 

برنامه دبستان از ساعت 7:30 تا 2 بعد از ظهر تنظیم شده. بعد از ساعت 12 هر روز کلاس زبان دارند .

 آقای حاجیان   هم یکساعتی حرف زدند که فقط سواد آموزی بچه هاتون براتون مهم نباشه و ال و بل و....اینکه ما دراین مدرسه خلاقیت بچه هارا می خواهیم بارور کنیم و نمی خواهیم ستاره پروری کنیم و .....!

قبل از سخنرانی برای والدین هم در حیاط مدرسه برای بچه ها  برنامه اجرا کرده بودند.

یکی از برنامه هایی که دانش آموزان را به وجد آورده بود، نقاشی با موضوع آزاد بر روی محل مخصوصی بود پریسا یک شیر با دلقک کشیده بود که انگاری یکی از بچه ها اونارو پاره کرده بود و من موفق به دیدن اش نشدم.

بعد از اتمام سخنرانی ها به محل مدرسه رفتیم. کارگران هنوز مشغول کار بودند.رنگ دیوارها.آسانسورهاو....

پرییسا کلاس رز بود.با سرکار خانم خسروی با 25 تا همکلاسی. هر کدام از بچه ها یک کمد مخصوص دیواری دارد که وسایل اشو می ذارن تادر طول هفته ازانجا استفاده کنه. فقط 5 شنبه به 5 شنبه قراره کتابها و دفترهاشونو بیارن خانه تا والدین مرور کنند.

از میزهای کلاسشون خیلی خوشم اومد.شیشه ای و پرچ شده به زمین..قراره هر دو نفر از بچه ها یک کامپیوتر داشته باشند.

.یاد میز صندلی های دوران ما بخیر سه یا چهار  نفر روی نیمکتهای فلزی یا چوبی توی کلاسهای 38 تا 40 نفر ..ای روزگارررررررر

نکته جالب دیگه تعبیه کردن جای گلدان ها داخل دیوار بود که داخل آن گیاهان رونده کاشته شده بود.به نظرم بعدا این رونده ها روی دیوار کشیده می شن!!

شهردار منطقه 2 هم برای افتتاح مدرسه اومد و بعد از اهدای چند تا مازیک و دفترچه و گل به بچه ها مراسم شکوفه ها به انتها رسید.

**************

در مورد مدرسه سبز اگر اطلاعات بیشتری می خواهید به اینجا مراجعه کنید.

/ 26 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

با اینکه آخر کار هول هولکی شد ولی امروزم خوش گذشت..یعنی به من که خوش گذشت - شما رو نمی دونم... دلم می خواست مفصل تر در خدمتتون باشم..حالا ایشالا دفعات بعدی... [تایید] راستی چندتا عکسا رو نفرستاده بودیااااا...می ذاریشون اینجا؟ منم عکسایی که با گوشیه من گرفتیم در اولین فرصت واسه ت میفرستم.[لبخند] کلآ چاکررررررررررررررررررررررررررریم پریسا رو ببوس و به بابا رضا هم سلام برسون. منتظر گزارشات سفری هستم..منم می نویسم تا فردا انشاالله راستی زودی هم خووووب شو

زهره

[ماچ][ماچ][ماچ]

حبیبی

مدرسه رفتی؟ خوش به حالت مدرسه تون هم خیلی حسابیه که میشه منم یک روز بیام؟

بهار

سلام . احوال شما ؟ بهتر شدین ایشالا ؟ اون روز خیلی بم خوش گذشت پروتنه جان . بازم به ما سر بزن . خوشحال میشیم . راستی ماشالا دخترت خیلی نازه . زنده باشه . به من سر بزن خوشحال تر میشیم . موفق باشی . بای .

زهره

بهتری؟

چه دخمري....

آرزو

سلام میتونم خواهش کنم تلفن مدرسه رو برام بفرستین؟ مدیر این مدرسه خانم مسیبنیا هستن؟ مرسی

آرزو

سلام میتونم خواهش کنم تلفن مدرسه رو برام بفرستین؟ مدیر این مدرسه خانم مسیبنیا هستن؟ مرسی