قلعه رود خان

قلعه رودخان، بنا به شهادت همه نوشتارهایی که در کتابها و مطبوعات و اینترنت پیدا کرده ام بزرگترین دژ نظامی ایران است. که قدمتش به دوره سلجوقیان و بنابر بعضی روایتهای دیگر به دلیل یافتن دستشوییهایی که موافق قبله ساخته شده است به دوره ساسانیان نیز نسبت داده شده است.

 

 بعد ازینکه بلیط ورودی  را خریدی (نفری 350 تومن). از ش پرسی:

چقدر راه است تا قلعه؟؟

و جواب می شنوی 1 ساعت تا قلعه باید پیاده بروی. اون هم نه یک مسیر معمولی. از پله .

 

اتفاق مهم، جالب و عجیبی که در راه رسیدن به این دژ باشکوه توجه شما را جلب خواهد کرد، پله‌های سنگفرش شده‌ای است در بین آن همه جنگل و سبز و درخت و صدای پرنده‌هایی  که از دورتر میآید توسط میراث فرهنگی گیلان ساخته‌شده،

 

به اصرار همسفرت که حیفه تا اینجا  اومدیم بالا نریم شال و کلاه می کنی و راه می افتی.

دغدغه  اینو داری نکنه وسط راه دخترت بگه خسته شدم دیگه بالا نمی ام.. یا جیش دارم.. اب می خوام.. گشنه امه!!

اما دیگه راه برگشتی نیست.. باید بری

همسفرت پسر سه ساله اشو بغل کرده و با عزمی جزم می گه: بریم!! و من موندم که همه این مسیر را می خواد پسرشو بغل کنه؟؟

1.5 کیلومتر مسیره تا  قلعه. اون هم بیشترش از مسیر پلکانی که ساختن همین مسیر چندین سال طول کشیده.

صعود از پله‌هایی که به قول آن پسرک گیلانی دو هزار تاست و روی تابلوی ابتدای پله‌ها نوشته هزارو پانصد متر، چنان نفسگیر است که آدم به عقل فرمانروایان گیلان در آن دوران شک می‌کند که جایی را با رفت و آمد چنین سختی برای مملکت‌داری برگزیده‌اند

بعد 10 دقیقه اولین مشکل پیدا می شه: از روی رودخونه ای  حدودا 6 متر باید رد بشی. من موندم چرا پلی .مسیر گذری روی این رودخونه نذاشتند!!...مسیر از روی سنگ هاست. سنگ های که باید با احتیاط از روی ان ها بپری که سر نخوری.

25 دقیقه پیاده روی را طی  کرده ایم.. بهتره بگم پله نوردی!! هیچ تابلو و علامتی نیست که بگه چقدر مونده تا قلعه!!.هیچ بنی بشری هم رد نمیشه . و  هنوز ترس از پریسا ادامه داره .. اما خلاف انتظار م پرچمدار گروه است و از همه جلوتر می رود.

به 50 دقیقه نزدیک می شویم.. کم کم آثار خستگی و زانو درد نمایان می شود! همسفر همچنان پسرش را در بغل گرفته و  بالا می رود!  از او خجالت می کشم که گله از طولانی بودن مسیر کنم!!

 

بلاخره بعد 1یکساعت ..پسر و دختری از دور نمایان می شن...همه با هم می گیم: ازینا بپرسیم چقدر مونده!!

جوابی که میشنویم مایوس کننده است: مسیر نصف شده!! ما هم نرفتیم از همینجا داریم بر می گردیم......

همسفر همچنان  اصرار داره که  بالا بریم.......و من می اندیشم داشتن یک همسفر با انگیزه چقدر در موفقیت انسان موثر است!

 

روی یکی از پله ها با رنگ نوشته شده از همینجا 360 پله باقی مانده است.. جلوتر هم نوشته: 25 دقیقه تا قلعه!

و  پریسا همچنان جلودار گروه است!!

 

و بلاخره بعد از یکساعت و 45 دقیقه پله نوردی مستمر آثار قلعه پدیدار می شود.

رسیدن چه زیباست و غرور آفرین.

پریسا جونم دمت گرم مادر!! فرشته مهربون حتما از خجالتش در خواهد اومد.

 

پ.ن:

فیروزه جون از فومن دو مسیر داریم یکی طرف ماسوله دیگری همین قلعه رود خان . تقریبا ۲۰ دقیقه از فومن راه است تا ابتدای جنگل.

/ 20 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا مامان ملودی

خسته نباشید !!!!!![گل]

ج.ش.

سلام به اطلاعات عمومی ما هم اضافه شد : قلعه رودخان ممنون که به یاد ما هستید [گل]

ج.ش.

خصوصی دارید

نسیم

سلام خانمی واقعا مرسی نازنینم چقدر قشنگ بود... سایه ات همیشه بر سر پریسای عزیز باشه .... انشا الله [گل]

baby joon

دوست عزیز لطفا واضح تر توضیح بده . برای سرچ توی گوشی 6300 چه طوری می شه اس ام اس های پاک شده رو خوند؟ اپلیکیشن کجاست؟

پریسا در دریای خوشبختی

قرار نیست اس ام اس های پاک شده رو بخونیم.. می شه ساعت و مرجع اس ام اس های زده شده رو تو قسمت لاگ دید.

نسیم

[گل][قلب]صباح الخیر [گل][گل]

baby joon

فدات شم خودت نوشتی "شب تو موبایل حاجی می بینه که حاجی به حاج داوود اس زده بوده که بابت امروز معذرت می خوام بعدا جریانو برات تعریف می کنم.. ببخشید که بیشتر از این نتونستم کنارت باشم...................."

پریسا در دریای خوشبختی

اونو که تو لاگ ندیده بود.. توی دلیوری موبایل ثبت شده بود.. از تو لاگ فقط می دیده که شوهرش به کی و چه ساعتی اس ام اس زده.. ببین توی سند و دلیوری اس ام اس می مونه.... یک برنامه هم هست.. می شه هر شب موبایله بزنی به کامپیوتر و کل اس ام اس های پاک شده را برگردونی.. اما من بلد نیستم[خجالت]