اسراف و زرنگی اصفهانی

این راه کج می رسد به مقصد؟؟ خدا میدونه

من و تو گمیم توی این اندازه ی بی وسط !! خدا می دونه

توی این چرخه سردرگم من می چرخم یا چرخ گردون ؟؟ خدا می دونه

 

نیم ساعت وقت دارم. سر از انقلاب در می آرم. 3 تا کتاب برای کارشناسی ارشد

 می خرم و به سمت مدرسه پریسا راه می افتم.

باید بیام تا متروی آزادی که بعدش بتونم خودمو برسونم به ماشینم.

خیابان آزادی ترافیک آزار دهنده ای داره. خودم را نکوهش می کنم که

چرا از بی ار تی استفاده نکردم و سوار تاکسی شدم.

تمام پیاده رو ها در قرق داربست زن ها بود. همه وزارتخانه ها و سازمانها

 باید غرفه اشونو امروز برپا کنند.

امروز هم اومدن به اداره ی ما اعلام کردند که اگه بروشور و کتاب و ... دارین ب

رای توزیع بین مردم ..بیارین بدین!!

من موندم که این همه اسراف و تبذیر جایز است؟

تا چند سال باید میلیاردها تومن خرج جشن دهه بدیم؟؟یک تصمیمی حالا

 درست یا نادرست اش را کار ندارم مادر و پدرمون گرفتن و انقلاب شد

. اگه عرضه دارین بدون خرج از بیت المال جشن بگیرین.

 خدایی اش این عرضه را دارین؟؟؟؟؟

 

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

الله اکبر ساعت 9 امشب را داشتین؟؟ نمی دونم این همه آدمی که اله اکبر

 را گفتن همونایی بودن که ساعت 10 هر شب می رفتن بالا پشت بام

اگه سیاست داشتین به جای ساعت 9، ساعت 10 می رفتین الله اکبر می گفتید.

 @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

 دفعه ی قبل که اصفهان رفتیم(مهرماه) متوجه نشده بودند که تیم ما ۴ نفرس

فکر می کردند که فقط رئیس اداره میره. لذا هتل روبروی هتل عالی قاپو را  برای ایشون

رزرو کرده بودند.((زهره جون اسم هتل چی بود؟؟))

 وقتی هم تو فرودگاه با ۴ نفر مواجه شدند حسابی قاط زدند و دیگه نتونستن کاری

بکنن و ماها همه رفتیم اون هتل و یک حال اساسیییییییییییییییییییی دادیم به میزبان!!

 

این دفعه که میخواستیم بریم همه اشهدمون را خوندیم که خدا به خیر کنه احتمالن

همه را می برن خوابگاه دانشگاه!! وقتی که رفتیم  متوجه شدیم که هتل زهره را

برامون گرفتن.. گفتیممممممممم ایول بابا اینا و دست دلبازی و....!!

موقع  ناهار که شد دیدیم رستوران خیلی شلوغه.. با بچه ها رفتیم توی اتاق  و منتظر

شدیم که خلوت بشه.  من دیرتر از بقیه از بازدید برگشته بودم و قبلش به بچه ها گفتم

که برید سفارش غذا بدید تا برسم. اما اونا گفتن نه صبر می کنیم تا بیاییی

توی اتاق کلی با بچه هااااااااااا خندیدیم از لامپ توی کمدها که با باز شدن درکمد روشن

میشد.از اینکه توی یخچال اتاق فقط اب معدنی بود و مینی باررررررررر نداشتیم واز گشتن

دنبال قبله نما  که معمولا روی دیوار می زنن...که نبود .  مهندس تیم هی می گفت

قبله نما توی کشوی دراوره!! ما هم هی بهش می خندیدیم که برو بابااااااا!!

اخر سر کشو را باز کردیم دیدیم توی کشو چسبوندند!!(یادم رفت عکس بگیرم)

خلاصهههههههههههه.. رفتیم رستوران و منتظر منو بودیم ولی دیدیممممم که هیچکسی نیومد

بعد از چند دقیقه ٣ پرس جوجه کباب اوردن برامون و ما با تعجب بهم نگاه کردیم که

ایننننننننن حرکتتتتتتتتتتتت یعنییییییییییییی چه؟؟!!!

سرتونو درد نیارم.. متوجه شدیمممممممم یک کارگاه کشوری  دو روزه برگزار شده در حوزه

بهداشت محیط و اسم تیم ما رو هم چپوندنننننننننننن توی همین کارگاه!!!

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

به شدت دنبال کسی هستم که گریم روی صورت کودکان را وارد باشه  کسی سراغ داره؟؟

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسیم مامان پسرش

سلام از ترافیک نگو که وااااااااااای شیراز هم داره میشه به تهران . همیشه هم میگم خدا به داد شما پاتختیا برسه . اسراف ؟ عزیزم اینا در نظر اینا که اسراف نیست . عقیدشون اینه که ملت به حد کافی از این انقلابشون برکت و خیر دیدن پس باید بیت المال که حق این ملته خرج این انقلاب شه . وای دو چشمت روز بد نبینه دیشب داشتم خسته و کوفته از کار برمیگشتم تو کوچمون سلانه سلانه در حالی که غرق در افکار درهم و برهم بودم یهو با یه صدای الله اکبر ناگهانی سه متر پریدم بعدشم دیگه حالا الله اکبر بگو کی بگو . خلاصه هرچی نون به نرخ روز خور بود اومده بود بیرون از خوونش یا رو پشت بوم داشت الله اکبر میگفت قربون الله اکبر برم نمی گم گفتنش بده این که به چه هدفی گفته شه مهمه خواهر ننه و باباها یه زمانی پا شدن از بی دردی و بی غمی ملانصرالدین بازی درآوردن و انقلاب فرمودن حالا کی باید تقاص پس بده ؟؟؟ ما ضمنا یادت نره انقلاب ما انفجار نور بود [زبان] یه مشتری اصفهانی داریم تمام برو بچاش امریکا هستن خب ؟ خودش می گفت زمانی که شیطون داشته از آسمون اصفهون رد میشده تو اصفهون تخم ریزی کرده رفته . اینو من نگفتما خود اصفهانیه میگه [زبان] روز

نسیم مامان پسرش

روز همه انقلابیون مبارک [گل]

رهگذر

بيت المال براي مردم خرج مي شه ديگه جك گفتي هاااا

زهره

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] خیلی با حال بوووووووووووووووووووووووووووووود [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] حالا جالبه که واسه تو هم از در و دیوار می باره کماکان [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] خیلی با حال بود جریان نهاااااااااااااااار چقدرم که با هم تعارف تیکه پاره کردین که کی سفارش بده.. بازم [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] از وقتی گفتی اسم هتل چی بود؟..دارم می فکرم! سفیر بود انگار ! حافظه نیست که!..مموری 8گیگه [زبان]

زهره

اييييييييييي ول..کيف داشتاااا..ميومدي خب!...به شدت دنبال فرصتي هستم که بياي و درست حسابي با هم باشيم...

حسین

نوشین هم دوره دیده هم وارده ولی فکر کنم هزینه ی بلیطش زیاد بشه بیاد [خنده]

حسین

این مطالب را که مینویسی (سی یا سی) دیگه رفیق رفقای غیر احساسی ما پیداشون نمیشه این ورا، احتیاط برای غیر احساسی ها شرط عقله.[سوال]

بوس

بوس

بوس

بوس

مامانشون

سلام پروانه جون. خوشحالم از آشنایی با شما و وبلاگتون[قلب][گل]فدای قدمهای پر مهرتون[گل][گل]بخاطر تشریف فرمایی تون به بزم دوستانه ی ته تغاری خیلی خوشحالمون کردید ازتون یکدنیا سپاس و تشکر میکنم.[گل][گل][گل]شاد و سلامت باشین تا همیشه و در کنار عزیزانتون[گل][گل]