شنبه ۷/۵

از شگرد هاي يك بچه زرنگ!

مامان واسم آبرنگ مي خري؟

 دخترم تازه واست پاستل و مدادرنگي خريدم..اين قلكي كه مامان قدسي ات برات خريده را پر پول كن وقتي كه ديگه توش پر پول شد قفلشو باز مي كنيم مي ريم برات هر چي خواستي مي خريم.

 فرداي اونروز:

مامان مي شه كيفتو باز كنم

مامان در حال تلفن حرف زدن: اره دخترم اشكالي نداره

 بعد از 10 دقيقه:

 پريسسسسسسسسسسسسسسسااااااااااااااااااااااا..اين چه كاريه كه كردي؟هر چي پول تو كيفم بود را انداختي تو قلكت؟

( يك دسته پول 20 هزار تومن را داخل قلك انداخته بود)

 مامان جون بيا ديگه پول نمي ره تو قلك!! فكر كنم پر شده بريم آبرنگ بخريم؟؟؟؟

********************************************

خاطره ها که راه می افتند
می بینم که جا مانده ام 
                یک گوشه ی اتاق...
                            تنها منم و
                                     چند قطره اشک و
                                                  صورت ها
                                                که دورتر می شوند

*************************************************

یکشنبه۸/۵

هوس شنیدن صداتو کردم..08.gif....اونم صبح زود...هنگام طلوع آفتاب..

یادش به خیر..

می اومدم کنارت ..می نشستم کنارت..و زل می زدم بهت........ساعتها.......

چقدر صدات برام ارامش بخش بود..

چقدر..

چقدر...............ای دریا

***********************************************

دوشنبه ۹/۵

شب تولدت که رسید.تنها کاری که کردم به تعداد سال های تولدت برای

خوشبخت شدنت دعا کردم.

تولد ت مبارک دایی حمیدددددددددددددددددددددددددددددد!

گوش کن ! با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو ! به نگاهی که میان من و توست

http://www.persianyas.com/YASOld/Tavalod/Tavalod.htm

******************************

سه شنبه ۱۰/۵

امروز با پریسا رفتیم محل کارم..اخه مهد کودکشون به دلایلی تعطیل بود

ساعت ۹ رسیدیم..و ۲ نفر از مریض ها منتظر پشت در:

۱)))

مامان در حال کلید انداختن و باز کردن در

پریسا: مامانننننننننننننننننن اینجا مغازه توست؟/؟؟

مامان: دستت درد نکنه پریسا اینجا کجاش شبیه مغازه است؟؟؟

۲))

 یکی از مریض ها  منو خانم دکتر صدا کرد و سوالی پرسید:

پریسا: مامانننننننننننننننن تو مگه دکتری؟؟

مامان: یک کوچولو واسه  بچه ها بله

پریسا: پس چرا واسه من دکتری نمی کنی؟ منم بچه ام دیگه!!

۳))

کامپیوترو روشن می کنم  یکدفعه عکس خودشو را روی صفحه مانیتور می بینه

پریسا: مامانننننننننن این عکس منو گذاشتی اینجا؟

مامان: آره دخترم

پریسا: اخه اینجا که کامپیوتر خونه امون نیست!

مامان: خب  نیست ولی من هر وقت دلم تنگ می شه به عکست نگاه می کنم

پریسا با یک نگاه پر از محبت به من:    ماماننننننننننن دستت درد نکنه!!

۴))

 یکی از اعضای هیئت مدیره محل کارم اومده بود و با پریسا حرف میزد:

پریسا: می خوای شکلتو بکشم؟

آقای  ایکس: اره بکش دخترم

پریسا: چشم چشم دو ابرو می کشم..یک گردوووووووووووو دور صورت

دو تا هم شاخ می ذارم برات!!!!!!!!!!!!

۵))

پشت دستمو داغ کنم دیگه این وروجک را ببرم!!!!

**************************************************

چهار شنبه ۱۱/۵

ژاله های تنهایی اندوهت را روی قاصدک عشق به امانت می گذارم

بیا

بیا سوار بر ققنوس آرزوها تا انتهای  رنگین کمان پرواز کنیم..

با من همسفر می شوی؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

5شنبه:

 چه سرنوشت غم انگيزي است كه كرم كوچك ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فكر پريدن بود. (برگرفته ار آرشيو پارسال همین تاریخ)

/ 30 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ک م

خوش به حال دايی حميد که دعا بارون شده....

فيروزه

سلام ... پس از اين به بعد منتظر پست جديد نباشيم؟! ... هر روز همين رو ميرايش می کنی؟! ... دلم برای فسقلی تنگ شده

فيروزه

سلام ... ممنون از لطفت ... فردا کار دارم توی شرکت ... دير ميرم خونه ... فسقلی رو ببوس

داداشی ی خسته ات : کولی

لطفا اونی که اين <<کد>> به اون مربوط می شه جواب اش رو بده ... به من که مربوط نمی شه ..تازه اش سر هم درنمی اريم ...ققنوس و رنگين کمان و قاصدک و ژاله ی عشق و از اين جور چيزها....

علی

سلام وب خوبی داری برای تبادل آماده ام بای بای

داداشی ی خسته ات : کولی

گاهی - چه عرض کنم ! عموما- کولی بودن مان را گواه تنها بودن مان می گيريم و اشک مان را گواه هماره عاشقی مان ... که رسم يگانه ی کوليان هماره عاشقی شان است و بس ... در اين ره گذار راه بی انتهای هستی ، گوشه يی بی آغاز و بی فرجام را در دست گرفته ايم - که بر دست مان داده اند - به نام زيستن ... انديشه يی را برگزيديم به نام کولی وشی ... و کولی وش مانديم تا ان سوی رنگين کمان ... در سفر با پيام قاصدک های ريخته با باد ... آری نازنين طنازاکم.. پری قصه های هماره ی من...می دانم که کدهای ات داداشی ات بودند... اما شوخی کردم از سر شوخی ...نه ناسپاسی... که اگر تو و ان یگانه ام - پری سا را می گویم - نبودید چه قبل ها کول بار زیست را به شاخه یی می اویختم و .... سپاس گذار نگاه ات هستم که دل جوی ام هستی ...و زیستن را در این دشوار بازار نامردمی ها و بی دلی ها قابل تحمل می کند .... در یک کلام رفبق ام ،هماره معنای قوانین عشق کولی هستی ... لطف ات خیس ام کرد!

ک م

سلام/ اميدوارم که هر جا هستی شاد باشی.../ چه تو سفر باشی.../ اميدوارم که همسفرت پايدار باشه.../ موفقيتت آرزومه......